<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom" version="2.0">
  <channel>
    <title>دانش کشاورزی وتولید پایدار</title>
    <link>https://sustainagriculture.tabrizu.ac.ir/</link>
    <description>دانش کشاورزی وتولید پایدار</description>
    <atom:link href="" rel="self" type="application/rss+xml"/>
    <language>fa</language>
    <sy:updatePeriod>daily</sy:updatePeriod>
    <sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
    <pubDate>Mon, 20 Apr 2026 00:00:00 +0330</pubDate>
    <lastBuildDate>Mon, 20 Apr 2026 00:00:00 +0330</lastBuildDate>
    <item>
      <title>پاسخ عملکرد ژنوتیپ‌های امید بخش گلرنگ به تاریخ‌های کاشت مختلف در اراضی کم‌بازده اقلیم سرد دشت تبریز</title>
      <link>https://sustainagriculture.tabrizu.ac.ir/article_21409.html</link>
      <description>مقدمه و اهداف: گلرنگ به&amp;amp;shy;عنوان دانه روغنی سازگار به اراضی کم&amp;amp;shy;بازده، نقش مهمی در تولید روغن خوراکی دارد. کاشت به&amp;amp;shy;هنگام گلرنگ در مناطق سرد نقش تعیین کننده&amp;amp;shy;ای در جلوگیری از سرمازدگی زمستانه و دستیابی به عملکرد دانه بهینه دارد. پژوهش به&amp;amp;shy;منظور ارزیابی عملکرد و اجزای عملکرد دانه و روغن و تحمل به سرمای ژنوتیپ&amp;amp;shy;های امید بخش گلرنگ طی تاریخ&amp;amp;shy;های کاشت مختلف در اراضی کم&amp;amp;shy;بازده دشت تبریز به اجرا درآمد.&amp;amp;nbsp;مواد و روش&amp;amp;shy;ها : آزمایش به&amp;amp;shy;صورت اسپلیت پلات بر پایه طرح بلوک&amp;amp;shy;های کامل تصادفی با سه تکرار طی سال زراعی 03-1402 در مرکز تحقیقات و آموزش کشاورزی و منابع طبیعی آذربایجان شرقی پیاده شد. فاکتور اصلی تاریخ کاشت با سطوح: 15 و 25 شهریور و 4 و 14 مهر ماه بود. فاکتور فرعی ژنوتیپ&amp;amp;shy;های امید بخش گلرنگ شامل: 1-37، 2-37، مکزیک14، مکزیک295 و گل مهر بود. در طول آزمایش صفات درصد سرمازدگی، کلروفیل برگ، ارتفاع بوته، قطر طبق، اجزای عملکرد دانه، درصد روغن دانه، عملکرد دانه و روغن تعیین شدند.&amp;amp;nbsp;یافته&amp;amp;shy;ها: نتایج نشان دادند اثرات اصلی تاریخ کاشت و ژنوتیپ بر صفات ارتفاع بوته، تعداد دانه در طبق، و عملکرد دانه و روغن معنی&amp;amp;shy;داری گردید. اثر متقابل دو فاکتور بر درصد سرمازدگی مزرعه، قطر ساقه اصلی، تعداد طبق در بوته و شاخص برداشت معنی&amp;amp;shy;دار شد. بیشترین عملکرد دانه و روغن از تاریخ&amp;amp;shy;های کاشت 15 و 25 شهریور ماه به&amp;amp;shy;دست آمد. بین ژنوتیپ&amp;amp;shy;های مورد مطالعه مکزیک14، مکزیک295 و گل&amp;amp;shy;مهر به&amp;amp;shy;ترتیب بیشترین عملکرد دانه و روغن را داشتند. بین صفات مورد مطالعه، ارتفاع بوته، قطر ساقه اصلی، قطر طبق، تعداد طبق در بوته و تعداد دانه در طبق همبستگی مثبت و معنی&amp;amp;shy;داری با عملکرد دانه نشان دادند.&amp;amp;nbsp;نتیجه‌گیری: به‌نظر می&amp;amp;shy;رسد با کاشت ژنوتیپ&amp;amp;shy;های مکزیک14، مکزیک295 و گل مهر از 15 تا 25 شهریور ماه در اراضی کم&amp;amp;shy;بازده اقلیم سرد دشت تبریز، از سرمازدگی زراعت جلوگیری شده و امکان توسعه کشت گلرنگ در اراضی کم&amp;amp;shy;بازده منطقه فراهم خواهد گردید.&amp;amp;nbsp;</description>
    </item>
    <item>
      <title>ارزیابی عملکرد و شاخص‌های اکولوژیک مخلوط کاملینا- نخود در شرایط فاریاب و دیم تحت سطوح مختلف نیتروژن</title>
      <link>https://sustainagriculture.tabrizu.ac.ir/article_21408.html</link>
      <description>مقدمه و اهداف: باتوجه به مشکلات مربوط به کمبود آب و کاهش بارندگی در منطقه و اهمیت توسعه کشت دانه&amp;amp;shy;های روغنی و برنامه&amp;amp;shy;های تحقیقاتی درباره گیاهان کم&amp;amp;shy;توقع &amp;amp;nbsp;به آب و کود در استان اردبیل (شهرستان نمین)، مطالعه&amp;amp;shy;ای به منظور ارزیابی عملکرد و شاخص&amp;amp;shy;های اکولوژیک زراعت مخلوط کاملینا با نخود در اثر سطوح کود نیتروژن تحت شرایط فاریاب و دیم در این منطقه انجام شد.&amp;amp;nbsp;مواد و روش&amp;amp;shy;ها: آزمایش به صورت اسپلیت فاکتوریل در قالب طرح بلوک&amp;amp;shy;های کامل تصادفی در سه تکرار در سال زراعی 402-1401 اجرا شد. تیمارهای آزمایشی شامل آبیاری در دو سطح آبیاری (سه بار) و کشت دیم (عدم آبیاری) در کرت اصلی و فاکتوریل کود نیتروژن در دو سطح شامل شاهد (5/11 کیلوگرم در هکتار نیتروژن خالص به صورت استارتر و یکسان برای کلیه تیمارها) و 46 کیلوگرم در هکتار نیتروژن خالص) و الگوهای کشت مخلوط در هفت سطح شامل کشت خالص کاملینا و نخود و کشت مخلوط کاملینا با نخود که به صورت سری&amp;amp;shy;های جایگزینی والگوهای کشت مخلوط کاملینا &amp;amp;ndash; نخود شامل آرایش&amp;amp;shy;های 1:1، 2:2، 3:3 (به نسبت مساوی 50 درصد از هر دو گیاه)، 1:2 (به ترتیب با نسبت 66 و 33 درصد)، 2:1 (به ترتیب با نسبت 33 و 66 درصد)) و کشت مخلوط درهم کاملینا با نخود (به نسبت مساوی 50 درصد از هر دو گیاه) در کرت فرعی بود.&amp;amp;nbsp;یافته&amp;amp;shy;ها: کشت مخلوط در شرایط فاریاب، در بیشتر صفات مورد بررسی از جمله عملکرد دانه، بر سایر سطوح تیماری برتری داشت. شاخص نسبت برابری زمین در کشت مخلوط کاملینا با نخود، بیشتر از یک و مثبت بود. بهترین ترکیب تیماری مربوط به ترکیب الگوی کشت مخلوط 2:2 کاملینا با نخود در کشت فاریاب با سطح کودی شاهد، مشاهده شد. نسبت رقابت در گیاه کاملینا در ترکیب تیماری شرایط کشت دیم با سطح کودی شاهد در نسبت کشت مخلوط 1:2 (33:66)، 1:1، 3:3، 2:2 و 2:1 به ترتیب بالاترین مقدار را به خود اختصاص دادند و در مجموع نیز به صورت میانگین از کلیه تیمارهای مورد مطالعه، بیشتر بودند و بالاترین رقابت برای این تیمارها ثبت شد.&amp;amp;nbsp;نتیجه&amp;amp;shy; گیری کلی: با توجه به شرایط اقلیمی استان اردبیل، ترکیب تیماری کشت فاریاب با کاربرد 46 کیلوگرم در هکتار نیتروژن خالص با آرایش کشت 3:3 و 2:2 کاملینا با نخود (50:50) می&amp;amp;shy;تواند قابل توصیه باشد..</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی صفات زراعی و شاخص‌های رشدی گلرنگ (Carthamus tinctorius L.) در کشت مخلوط با کلزا (Brassica napus L.) در شرایط مهار علف‌های هرز</title>
      <link>https://sustainagriculture.tabrizu.ac.ir/article_21410.html</link>
      <description>مقدمه و اهداف: با&amp;amp;shy;توجه&amp;amp;shy;به اهمیت کشاورزی پایدار و نقش آن در افزایش کمیت و کیفیت محصول، هدف از انجام این پژوهش، بررسی صفات زراعی و شاخص&amp;amp;shy;های رشدی گلرنگ در شرایط کنترل و عدم کنترل علف‌های هرز می&amp;amp;shy;باشد.&amp;amp;nbsp;مواد و روش&amp;amp;shy;ها: به&amp;amp;shy;منظور بررسی اثر کنترل علف‌های هرز بر صفات مورفولوژیکی و عملکرد گلرنگ در کشت مخلوط با کلزا، آزمایشی به&amp;amp;rlm;صورت فاکتوریل در قالب طرح بلوک&amp;amp;rlm;های کامل تصادفی با سه تکرار در سال زراعی 1394 در مزرعه&amp;amp;rlm;ای در شهرستان مراغه اجرا گردید. فاکتور اول شامل کنترل علف‌های هرز در دو سطح (کنترل و عدم کنترل علف‌های هرز) و فاکتور دوم شامل کشت مخلوط جایگزینی گلرنگ و کلزا به ترتیب با نسبت‌های 1:1 و 2:1 و کشت مخلوط افزایشی گلرنگ و کلزا 100:50، 100:75 و کشت خالص گلرنگ و کلزا در نظر گرفته شد.&amp;amp;nbsp;یافته&amp;amp;shy;ها: نتایج نشان داد که قطر ساقه، تعداد و طول شاخه‌های جانبی و تعداد برگ در بوته در ترکیب تیماری کشت‌ خالص گلرنگ با کنترل علف هرز دارای بیشترین مقدار بود. در گیاه گلرنگ بیشترین عملکرد بیولوژیکی و عملکرد دانه مربوط به تیمار کشت خالص گلرنگ و کمترین عملکرد بیولوژیکی و عملکرد دانه مربوط به ترکیب تیماری کشت مخلوط افزایشی 100:50 (گلرنگ &amp;amp;ndash; کلزا) بود. با افزایش نسبت کلزا، صفات مورفولوژیک در گیاه گلرنگ مانند تعداد برگ در بوته و قطر ساقه اصلی کاهش یافت، ولی صفت ارتفاع بوته افزایش معنی&amp;amp;shy;د&amp;amp;shy;اری نشان داد.&amp;amp;nbsp;نتیجه&amp;amp;shy;گیری: تیمار کشت خالص در بین الگوهای مختلف کشت همراه با کنترل علف&amp;amp;shy;های هرز بیشترین عملکرد دانه را به خود اختصاص داد. تیمارهای کشت مخلوط جایگزینی (گلرنگ - کلزا) با نسبت‌های 1:1 و 1:2 و تیمارهای کشت مخلوط افزایشی (گلرنگ - کلزا) با نسبت‌های 100:50 و 100:75 دارای شاخص کارایی کنترل علف ‌هرز به ترتیب 7/63، 4/83، 73 و 4/85 بودند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>ارزیابی مصرف کودهای آلی و زیستی بر عملکرد و تولید اسانس ریحان سبز (Ocimum basilicum L.) در منطقه کلاردشت</title>
      <link>https://sustainagriculture.tabrizu.ac.ir/article_21427.html</link>
      <description>مقدمه و اهداف: هدف این پژوهش، بررسی و مقایسه تاریخ&amp;amp;shy;های مختلف کاشت بر قدرت رقابت ارقام کلزا با علف&amp;amp;shy;های هرز و شناسایی بهترین رقم برای گسترش سطح کشت کلزا در آب و هوای معتدل و مرطوب گیلان می&amp;amp;shy;باشد.&amp;amp;nbsp;مواد و روش&amp;amp;shy;ها: مطالعه طی دو سال زراعی (1400 تا 1402) در املش استان گیلان انجام شد. آزمایش اسپلیت پلات فاکتوریل، دو شرایط تداخل علف‌های هرز (رقابت کامل در شرایط جامعه طبیعی علف‌های هرز و بدون علف‌های هرز) به‌عنوان کرت‌های اصلی و چهار رقم کلزا (آرجی اس003، دلگان، دراگو و هایولا 4815) و سه تاریخ کاشت (15 مهر، پنج آبان و 25 آبان) به صورت فاکتوریل در کرت&amp;amp;shy;های فرعی در نظر گرفته شدند.&amp;amp;nbsp;یافته&amp;amp;shy;ها: نتایج تجزیه واریانس، تاثیر معنی&amp;amp;shy;دار تداخل علف هرز، رقم و تاریخ کاشت را بر عملکرد دانه، عملکرد زیستی، تعداد خورجین در بوته و عملکرد روغن را نشان داد. نتایج مقایسه میانگین نشان داد تداخل علف&amp;amp;shy;های هرز بدون در نظر گرفتن رقم باعث کاهش 10 درصد عملکرد دانه (از 2631 به 2364 کیلوگرم در هکتار) شد. نوع رقم و تاریخ کاشت بر زیست توده و تراکم علف&amp;amp;shy;های هرز تأثیر معنی داری داشت. ارقام دلگان و دراگو با میانگین 2650 و 2590 کیلوگرم در هکتار بیش&amp;amp;shy;ترین عملکرد دانه را در هر دو شیوه تداخل علف هرز داشتند. تاثیر تاریخ کاشت بر کاهش عملکرد ارقام کلزا بیش&amp;amp;shy;تر از تداخل علف&amp;amp;shy;های هرز بود. تیمارهای بدون علف&amp;amp;shy;های هرز از نظر تعداد خورجین در بوته، تعداد دانه در خورجین، عملکرد دانه، عملکرد زیستی، عملکرد روغن و عملکرد پروتئین تفاوت معنی&amp;amp;shy;داری با تیمارهای علف&amp;amp;shy;های هرز داشتند.&amp;amp;nbsp;نتیجه&amp;amp;shy;گیری: رقم دلگان در تاریخ کاشت پنج آبان در هر دو شرایط تداخل علف&amp;amp;shy;های هرز نسبت به سایر تیمارها عملکرد دانه و روغن بیشتری داشت که می&amp;amp;shy;توان از این رقم برای تولید عملکرد مناسب در گیلان استفاده کرد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>اثر تلقیح با کودهای زیستی بر خصوصیات کمی و کیفی گیاه دارویی زوفا (Hyssopus officinalis) در سطوح مختلف تنش کمبود آب</title>
      <link>https://sustainagriculture.tabrizu.ac.ir/article_21413.html</link>
      <description>مقدمه و اهداف: در مناطق خشک و نیمه خشک، استفاده از راه حل های نوآورانه و پایدار برای افزایش جذب مواد مغذی بسیار مهم است. از این راهکارها می&amp;amp;shy;توان به استفاده از میکروارگانیسم ها اشاره کرد. این تحقیق با هدف بررسی اثر مایکوریزا و باکتری&amp;amp;shy;های محرک رشد بر خصوصیات کمی و کیفی گیاه زوفا تحت سطوح مختلف آبیاری انجام شد.&amp;amp;nbsp;مواد و روش&amp;amp;shy;ها : آزمایش به صورت اسپلیت پلات در قالب طرح بلوک&amp;amp;shy;های کامل تصادفی با سه تکرار در مرکز تحقیقات استان آذربایجان غربی (ایستگاه ساعتلو) در دو سال اجرا شد، سطوح مختلف آبیاری شامل شرایط نرمال رطوبتی (دور آبیاری 7 روز یک بار)، تنش ملایم (دور آبیاری 10 روز یک بار) و تنش شدید (دور آبیاری 14 روز یک بار) به کرت های اصلی به کرت های اصلی و تلقیح با میکوریزا&amp;amp;shy;(My)، ازتوباکتر&amp;amp;shy;(Az)، سودوموناس&amp;amp;shy;(Pse)، Az + Pse، My+Az+Pse و شاهد به کرت&amp;amp;shy;های فرعی اختصاص داده شدند. در این آزمایش خصوصیات کمی و کیفی گیاه اندازه گیری شد.&amp;amp;nbsp;یافته ها: بالاترین ارتفاع بوته، وزن تر کل، محتوی نیتروژن برگ به تیمار با سودوموناس&amp;amp;shy;(Pse) تحت شرایط آبیاری نرمال اختصاص داشت، حداکثر درصد اسانس و عملکرد اساس به تیمار Pse تحت شرایط تنش ملایم مربوط بود. با تشدید تنش کم&amp;amp;shy;آبی در کلیه تیمارهای کود زیستی از ارتفاع بوته، وزن تر کل، محتوی کلروفیل a وb، کارتنوئید، محتوی نیتروژن، فسفر و پتاسیم برگ کاسته و بر محتوی پرولین و نشت یونی افزوده شد، در این بررسی تلقیح با My+Az+Pse تحت شرایط تنش ملایم و تنش شدید توانست ارتفاع بوته، وزن ترکل، کلروفیل a، کارتنوئید، پرولین، نیتروژن، فسفر برگ و عملکرد اسانس را در مقایسه با شاهد افزایش و نشت یونی را کاهش دهد.&amp;amp;nbsp;نتیجه گیری: کاربرد جداگانه هر یک از تیمارهایPse، My و Az &amp;amp;nbsp;تحت شرایط تنش ملایم موجب کسب حداکثر عملکرد اسانس و کاربرد تلفیقی My+Az+Pse موجب تعدیل کم آبی بر عملکرد اسانس تحت شرایط تنش شدید کم آبی شد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>اثر مقادیر مختلف کمپوست عدسک آبی و پوتریسین بر برخی صفات رویشی و فیزیولوژیکی سنبل ایرانی</title>
      <link>https://sustainagriculture.tabrizu.ac.ir/article_21411.html</link>
      <description>مقدمه و اهداف: استفاده از ترکیبات آلی و گیاهان محلی که در طی سال های زیادی در یک منطقه رشد کرده و دردسترس هستند در کاهش اثرات مخرب کودهای شیمیایی و کاهش هزینه تولید موثر می&amp;amp;shy;باشد. با توجه به بالا بودن هزینه پیت ماس مورد استفاده در تولید گیاهان زینتی هدف از پژوهش حاضر امکان سنجی استفاده از کمپوست عدسک آبی جایگزین پیت ماس در بستر کشت سنبل ایرانی (Hyacinthus orientalis) بود.&amp;amp;nbsp;مواد و روش&amp;amp;shy;ها: آزمایش به صورت فاکتوریل در قالب طرح کاملا تصادفی در چهار تکرار روی گیاه سنبل ایرانی انجام شد. فاکتور اول کمپوست تهیه شده از گیاه عدسک آبی (0، 25، 50 و 75 درصد جایگزین پیت ماس در بستر شاهد) و فاکتور دوم غلظت&amp;amp;shy;های مختلف پوتریسین (0، 1و 2 میلی&amp;amp;shy;مولار) بود. تیمار شاهد ترکیب پیت ماس و پرلیت&amp;amp;nbsp; (به نسبت 2 به 1 حجمی) در نظر گرفته شد.&amp;amp;nbsp;یافته&amp;amp;shy;ها: با توجه به نتایج به دست آمده بیشترین تعداد گلچه در بستر شاهد، 25 درصد کمپوست بدون پوتریسین، بستر شاهد با پوتریسین 2 میلی&amp;amp;shy;مولار و75 درصد کمپوست بدون پوتریسین ثبت شد. بیشترین تعداد برگ در بستر کشت شاهد و پوتریسین یک میلی&amp;amp;shy;مولار، کمپوست 75 درصد در هر دو پوتریسین یک و دو میلی مولار مشاهده شد. تعداد سوخک تشکیل شده در بستر شاهد، 25 درصد کمپوست در ترکیب با پوتریسین دو میلی&amp;amp;shy;مولار و کمپوست 50 درصد در حضور یک و دو میلی مولار پوتریسین در حداکثر بود. در کمپوست 50 درصد در ترکیب با پوتریسین یک میلی&amp;amp;shy;مولار بیشترین مقدار کارتنوئید ثبت شد. بیشترین مقدار نیتروژن موجود در برگ در کمپوست 25، 50 و 75 درصد در ترکیب با یک میلی&amp;amp;shy;مولار پوتریسین و کمپوست 50 درصد بدون پوتریسین بود. بیشترین میزان فسفر مربوط به بستر کشت شاهد و پوتریسین یک میلی&amp;amp;shy;مولار بود.&amp;amp;nbsp;نتیجه&amp;amp;shy;گیری: با وجود بالا بودن صفات رویشی و زایشی از جمله تعداد گل و برگ در بستر کشت شاهد، نتایج این پژوهش نشان داد کمپوست عدسک آبی نیز در درصدهای مختلف از جمله 50 و 75 درصد و در ترکیب با پوتریسین یک و دو میلی&amp;amp;shy;مولار در بهبود برخی صفات مورد بررسی در گیاه سنبل ایرانی موثر بوده است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تأثیر نانوذرات آهن با پوشش کیتوزان بر خصوصیات رشدی وفیزیولوژیکی گیاه فرنجمشک (Melissa officinalis) تحت نورهای LED</title>
      <link>https://sustainagriculture.tabrizu.ac.ir/article_21389.html</link>
      <description>مقدمه و اهداف: بهینه&amp;amp;shy;سازی رشد و بهبود خصوصیات رشدی و افزایش میزان ترکیبات مؤثره در گیاه دارویی فرنجمشک با بهره&amp;amp;shy;گیری از نانوذرات آهن پوشش یافته با کیتوزان و نورهای تک رنگ LED از اهداف اصلی مطالعه حاضر می&amp;amp;shy;باشد.&amp;amp;nbsp;مواد و روش&amp;amp;shy;ها: این پژوهش به صورت فاکتوریل در قالب طرح پایه کاملاً تصادفی با چهار تکرار به صورت کشت گلدانی اجرا شد. فاکتور اول شامل محلول&amp;amp;shy;پاشی برگی با نانوذرات آهن با پوشش کیتوزان در 3 غلظت صفر، 10 و 20 میلی گرم در لیتر و فاکتور دوم تیمارهای نوری شامل نور سفید (100 درصد)، قرمز (100 درصد)، آبی (100 درصد) و شرایط گلخانه بود.&amp;amp;nbsp;یافته&amp;amp;shy;ها: نتایج نشان داد که گیاهان فرنجمشک محلول&amp;amp;shy;پاشی شده با 10 میلی&amp;amp;shy;گرم در لیتر نانوذرات آهن/کیتوزان بیشترین افزایش را در عملکرد، ارتفاع بوته، سطح برگ، هدایت روزنه&amp;amp;shy;ای و رنگیزه&amp;amp;shy;های فتوسنتزی، نسبت به سایر ترکیبات تیماری و گیاهان شاهد داشت. همچنین نانوذرات آهن/کیتوزان، در غلظت 20 میلی&amp;amp;shy;گرم در لیتر بیشترین تأثیر را در توسعه سیستم ریشه نشان داد. استفاده از لامپ&amp;amp;shy;های LED موجب محدودیت در رشد اندام هوایی گیاه فرنجمشک گردید. بیشترین افزایش در میزان رنگیزه&amp;amp;shy;های فتوسنتزی در نور سفید توأم با نانوذرات آهن/کیتوزان در غلظت 10 میلی&amp;amp;shy;گرم در لیتر مشاهده شد. همچنین محلول&amp;amp;shy;پاشی گیاهان فرنجمشک با 20 میلی&amp;amp;shy;گرم در لیتر، تحت نور آبی بیشترین تأثیر را در افزایش ظرفیت آنتی اکسیدانی و ترکیبات ثانویه داشت.&amp;amp;nbsp;نتیجه&amp;amp;shy;گیری: نتایج کلی حاصل از پژوهش حاضر، حاکی از این است که استفاده از نانوذرات آهن با پوشش &amp;amp;shy;کیتوزان جهت افزایش رشد گیاه فرنجمشک و کاربرد لامپ&amp;amp;shy;های LED توأم با محلول&amp;amp;shy;پاشی نانوذرات آهن/کیتوزان جهت بالا بردن میزان ترکیبات مؤثره و ظرفیت آنتی&amp;amp;shy;اکسیدانی بیشترین تأثیر را در این گیاه دارد. &amp;amp;nbsp;&amp;amp;nbsp;</description>
    </item>
    <item>
      <title>اثر محلول پاشی هورمون سیتوکینین و اسید سالیسیلیک بر صفات مورفولوژیک و عملکرد آفتابگردان در تنش خشکی</title>
      <link>https://sustainagriculture.tabrizu.ac.ir/article_21430.html</link>
      <description>مقدمه و اهداف: عملکرد آفتابگردان به شدت تحت تأثیر میزان دسترسی به آب به ویژه در شرایط تنش خشکی قرار دارد. تنظیم‌کننده‌های رشد گیاهی مانند سیتوکینین‌ها و اسید سالیسیلیک می‌توانند با تقویت فرآیندهای فیزیولوژیکی، تحمل گیاه به تنش و عملکرد آن را بهبود دهند. این مطالعه با هدف بررسی اثرات فواصل مختلف آبیاری و کاربرد برگی این هورمون‌ها بر رشد، عملکرد بذر و عملکرد روغن آفتابگردان در شرایط بدون تنش و تنش خشکی انجام شد.&amp;amp;nbsp;مواد و روش‌ها: آزمایش به صورت طرح کرت‌های خرد شده بر پایۀ طرح بلوک‌های کامل تصادفی در دانشگاه شهید چمران اهواز در سال زراعی 1401-1400 &amp;amp;nbsp;انجام شد. فواصل آبیاری به عنوان کرت‌های اصلی و تیمارهای هورمونی به عنوان کرت‌های فرعی در نظر گرفته شدند. عامل اصلی شامل سه دور آبیاری (۸، ۱۲ و ۱۶ روز) و عامل فرعی شامل پنج تیمار هورمونی شامل شاهد (بدون هورمون )، سیتوکینین در غلظت‌های ۲۵ و ۵۰ میکرومول بر لیتر، و اسید سالیسیلیک در غلظت‌های ۲۰۰ و ۴۰۰ میلی‌مول بر لیتر بود.&amp;amp;nbsp;یافته‌ها: افزایش دور آبیاری از ۸ روز به ۱۲ و ۱۶ روز باعث کاهش معنی‌دار ارتفاع گیاه، قطر ساقه، تعداد دانه در هر بوته، وزن هزار دانه، عملکرد دانه، عملکرد زیست‌توده، عملکرد روغن و درصد روغن شد، در حالی که تعداد دانه‌های پوک افزایش یافت. نتایج نشان‌دهندۀ اثر منفی افزایش دور آبیاری بر رشد و عملکرد دانۀ آفتابگردان بود. با این حال، کاربرد تنظیم‌کننده‌های رشد گیاهی تا حدی این اثرات نامطلوب را کاهش داد. در دور آبیاری ۱۶ روز، عملکرد دانه نسبت به شاهد به ترتیب با کاربرد سیتوکینین در غلظت‌های ۲۵ و ۵۰ میکرومول بر لیتر و اسید سالیسیلیک در غلظت‌های ۲۰۰ و ۴۰۰ میلی‌مول بر لیتر به میزان ۶۹، ۷۲، ۳۷ و ۶۴ درصد افزایش یافت. علاوه بر این، کاربرد سیتوکینین در غلظت ۵۰ میکرومول بر لیتر در دورهای آبیاری ۸، ۱۲ و ۱۶ روز باعث افزایش عملکرد دانه به ترتیب ۳۳، 5/16 و ۷۲ درصد شد. به طور مشابه، عملکرد روغن نیز نسبت به گیاهان فاقد تیمار هورمونی به میزان 5/33، 5/19، ۵۰ و ۲۴ درصد بهبود یافت که نقش مثبت سیتوکینین را در بهبود عملکرد تحت شرایط بهینه و تنش خشکی نشان می‌دهد.نتیجه‌گیری: سیتوکینین و اسید سالیسیلیک را می‌توان به عنوان راهبردی مؤثر برای بهبود تخصیص مواد فتوسنتزی، عملکرد دانه و عملکرد روغن در آفتابگردان تحت هر دو شرایط آبیاری مطلوب و تنش خشکی در نظر گرفت. اگرچه هر دو هورمون اثرات مفیدی نشان دادند، اما سیتوکینین در غلظت ۵۰ میکرومول بر لیتر مؤثرترین تیمار بود.&amp;amp;nbsp;</description>
    </item>
    <item>
      <title>تأثیر آب مغناطیسی بر رشد، عملکرد اسانس و برخی خصوصیات فیتوشیمیایی دو توده شوید Anethum graveolens L.</title>
      <link>https://sustainagriculture.tabrizu.ac.ir/article_21390.html</link>
      <description>مقدمه و اهداف: امروزه تحریک گیاهان با استفاده از ‌میدان‌های مغناطیسی راهی جهت افزایش کمیت و کیفیت محصولات می‌باشد. بنابر&amp;amp;shy;این از خاصیت مغناطیسی کردن آب برای تیمار گیاه دارویی شوید استفاده شد تا تاثیر آن بر بهبود عملکرد کمی و کیفی گیاه و همچنین کاهش مصرف &amp;amp;nbsp;کود‌های شیمیایی به عنوان روشی علمی، ساده و ارگانیک مورد ارزیابی قرار گیرد.&amp;amp;nbsp;مواد و روش‌ها: اثر آب مغناطیسی شده در دو میدان مغناطیسی با شدت‌های 1/0 و 2/0 تسلا و تیمار شاهد،‌ در چهار تکرار بر دو توده شوید (تبریز و ورامین) مورد ارزیابی قرار گرفت.&amp;amp;nbsp;یافته‌ها: آب مغناطیسی باعث افزایش معنی‌داری در صفات رویشی و زایشی شوید گردیده. به‌طوری که بر تعداد چتر، چترک، تعداد شاخه فرعی، تعداد برگ همچنین بر طول و قطر ریشه و ساقه تأثیر معنی‌داری داشته و باعث افزایش 20 درصدی قطر ریشه گردید. همچنین کیفیت مناسب آب و حلالیت عناصر در آب و جذب باعث افزایش وزن‌تر و خشک ریشه و ساقه گردیده است. این تیمار موجب افزایش معنی‌داری در میزان فلاونوئید، فنل کل، آنتوسیانین، ویتامین ث، پروتئین و &amp;amp;nbsp;وزن و حجم اسانس گردید.&amp;amp;nbsp;نتیجه‌گیری: استفاده از آب مغناطیسی به‌عنوان یک تیمار فیزیکی می‌تواند ابزاری مؤثری برای افزایش ارزش غذایی و دارویی شوید باشد و به عنوان روشی طبیعی، رشد گیاه و تولید ترکیبات دارویی را بهبود بخشد. این روش با افزایش رشد رویشی و تولید متابولیت های ثانویه، بدون نیاز به استفاده از کودها و سموم شیمیایی، منجر به افزایش قابل توجه عملکرد اقتصادی می شود.&amp;amp;nbsp;</description>
    </item>
    <item>
      <title>تاثیر رطوبت خاک بر عملکرد و راندمان سامانه زمین‏ گرمایی در دو حالت حلقه باز و بسته در سرمایش گلخانه</title>
      <link>https://sustainagriculture.tabrizu.ac.ir/article_21388.html</link>
      <description>مقدمه و اهداف: &amp;amp;nbsp;یکی از منابع انرژی قابل&amp;amp;rlm;دسترس در تمام نقاط دنیا، انرژی گرما&amp;amp;rlm;زمینی سطحی می&amp;amp;rlm;باشد. هدف از انجام این آزمیش، ارزیابی تاثیر نحوه چرخش هوا و مقدار رطوبت&amp;amp;nbsp; خاک اطراف لوله انتقال هوا بر دمای هوای خروجی، راندمان و ضریب عملکرد یک سامانه زمین گرمایی سطحی در سرمایش گلخانه بود. &amp;amp;nbsp;مواد و روش&amp;amp;rlm;ها: آزمایش به صورت کرت&amp;amp;rlm;های خرد&amp;amp;rlm;شده در قالب طرح بلوک&amp;amp;rlm;های کامل&amp;amp;rlm; تصادفی در چهار تکرار در تیر و مرداد 1401 در یک گلخانه تحقیقاتی از نوع تونلی قوسی مجهز به تجهیزات زمین‌گرمایی در شهر اراک انجام شد. هیچ&amp;amp;rlm;گونه سامانه سرمایشی دیگری در این آزمایش استفاده نشد. رطوبت خاک اطراف لوله در دو سطح 10 و 25 درصد، به عنوان کرت اصلی&amp;amp;nbsp; و دو نوع چرخش هوای حلقه باز و بسته، به عنوان کرت فرعی در نظر گرفته شد.&amp;amp;nbsp; برای چرخش هوا، از فن گریز از مرکز با توان 760 وات استفاده شد. چرخش هوا یک روز به صورت باز و روز دیگر به صورت بسته بود. با استفاده از یک دیتالاگر تک&amp;amp;rlm;کاناله، دمای محیط و هوای ورودی به گلخانه به فواصل زمانی هر 10 دقیقه، ثبت و ذخیره می&amp;amp;rlm;شد. راندمان و ضریب عملکرد در گرم&amp;amp;rlm;ترین ساعات روز اندازه&amp;amp;rlm;گیری و محاسبه شد. در نهایت آنالیز واریانس تاثیر عامل&amp;amp;rlm;های آزمایش بر روی صفات اندازه&amp;amp;rlm;گیری شده و همچنین مقایسه میانگین&amp;amp;rlm;ها با استفاده از نرم&amp;amp;rlm;افزار&amp;amp;nbsp; MSTAT-C انجام شد.&amp;amp;nbsp;نتایج: با توجه به نتایج، اثر میزان رطوبت خاک بر متغیرهای دمای هوای خروجی سامانه، ضریب عملکرد و راندمان معنی&amp;amp;shy;دار بود. همچنین با این که اثر نحوه چرخش هوا (حلقه بسته یا باز) بر میزان دمای هوای خروجی معنی&amp;amp;shy;دار نبود، اما بر ضریب عملکرد و راندمان معنی&amp;amp;shy;دار بود. اثر متقابل این دو متغیر مستقل بر هیچ کدام از متغیرهای وابسته معنی&amp;amp;shy;دار نبود. دمای هوای ورودی فن (هوای محیط) در ساعات گرم روز، تاثیری بر روی دمای هوای خروجی فن نداشت. بنابراین، استفاده از سامانه، هم در مناطق معتدل (مناطق مرکزی کشور) و هم در مناطق بسیار&amp;amp;rlm;&amp;amp;rlm;گرم (مناطق جنوبی کشور) قابل&amp;amp;rlm;توصیه می&amp;amp;rlm;باشد. در روش حلقه&amp;amp;rlm;بسته با افزایش اختلاف دمای هوای ورودی و خروجی سامانه، مقدار توان تولید&amp;amp;rlm;شده و مقدارضریب عملکرد سامانه در مقایسه با روش حلقه باز بیشتر می&amp;amp;shy;باشد. یافته &amp;amp;rlm;ها: با افزایش دمای هوای ورودی، ضریب عملکرد و راندمان سامانه افزایش می یابد. با افزایش رطوبت خاک، دمای هوای خروجی سامانه کاهش می یابد که به دنبال آن، راندمان و ضریب عملکرد سامانه افزایش می&amp;amp;rlm;یابد.&amp;amp;nbsp;&amp;amp;nbsp;</description>
    </item>
    <item>
      <title>کارایی مصرف آب سه رقم سیب‌‌زمینی (Solanum tuberosum L.) در شرایط رقابت علف‌های هرز و تنش خشکی</title>
      <link>https://sustainagriculture.tabrizu.ac.ir/article_21431.html</link>
      <description>مقدمه و اهداف: سیب&amp;amp;shy;زمینی یکی از گیاهان زراعی مهم است که کمبود رطوبت و رقابت علف&amp;amp;shy;های هرز تولید آن را همواره با چالش روبرو می&amp;amp;shy;کنند. علف های هرز به طور بالقوه می توانند مقدار قابل مقایسه یا حتی بیشتر آب را از لایه های عمیق تر خاک نسبت به سیب زمینی استخراج کنند و تنش خشکی را تشدید کنند. هدف از این تحقیق نیز بررسی توانایی تحمل ارقام سیب&amp;amp;shy;زمینی به تنش رطوبت و ارزیابی کارایی مصرف آب در شرایط رقابت با علف&amp;amp;shy;های هرز بود.&amp;amp;nbsp;مواد و روش&amp;amp;shy;ها: این تحقیق در سال زراعی ۱۴۰۲ در مزرعه تحقیقاتی سیب&amp;amp;shy;زمینی مرکز تحقیقات کشاورزی اردبیل، بصورت اسپیلت فاکتوریل در قالب طرح آزمایش بلوک&amp;amp;shy;های کامل تصادفی در سه تکرار اجرا شد. فاکتورهای مورد مطالعه شامل سه سطح تنش خشکی (۰، ۲۵ و۵۰ درصد ظرفیت زراعی) به عنوان فاکتور اصلی، دو سطح با و بدون علف هرز به عنوان فاکتور دوم و فاکتور سوم شامل سه رقم سیب&amp;amp;shy;زمینی (آگریا، رونا و تکتا) بود. درصد پوشش سیب&amp;amp;shy;زمینی و ارتفاع آن در مرحله گلدهی و عملکرد و اجزای آن در آخر فصل رشد اندازه&amp;amp;shy;گیری شد.&amp;amp;nbsp;یافته&amp;amp;shy;ها: نتایح نشان داد که رقم تکتا و آگریا به ترتیب بیشترین درصد پوشش و ارتفاع را در مرحله گلدهی داشتند. در شرایط عدم تنش خشکی رقم رونا بالاترین تعداد غده در بوته را داشت، برعکس در شرایط تنش خشکی رقم آگریا تعداد غده بیشتری داشت. در شرایط تنش خشکی ۵۰ درصد، رقابت علف&amp;amp;shy;های هرز عملکرد سیب&amp;amp;shy;زمینی را بیش از ۲ برابر در مقایسه با عدم شرایط تنش کاهش داد. نتایج نشان داد که رقم آگریا به ترتیب با کارایی مصرف آب ۸/۱۱ و ۱/۱۰ در شرایط عدم رقابت و رقابت علف&amp;amp;shy;های هرز بالاترین کارایی را داشت.&amp;amp;nbsp;نتیجه&amp;amp;shy;گیری: نتایج این بررسی نشان داد که ارقام مختلف سیب&amp;amp;shy;زمینی توانایی تحمل متفاوتی به تنش خشکی دارند و تاثیر رقابت علف&amp;amp;shy;های هرز بر آن&amp;amp;shy;ها در شرایط تنش خشکی متفاوت است. نتایج نشان داد که در شرایط کمبود رطوبت تاثیر رقابت علف&amp;amp;shy;های هرز روی گیاه زراعی شدیدتر است و به همین دلیل کارایی مصرف آب کاهش می&amp;amp;shy;یابد.&amp;amp;nbsp;</description>
    </item>
    <item>
      <title>تأثیر تلفیق مالچ با مقادیر کاهش‌یافته دو علفکش هالوکسی‌فوپ آر متیل (گالانت سوپر) و بنتازون در مدیریت علف‌های هرز لوبیاچیتی (Phaseolus vulgaris L.)</title>
      <link>https://sustainagriculture.tabrizu.ac.ir/article_21404.html</link>
      <description>مقدمه و اهداف: هدف از این پژوهش بررسی اثر تیمارهای مدیریت تلفیقی بر تراکم و بیوماس علف&amp;amp;shy;های هرز، بررسی اثر تیمارهای مدیریت تلفیقی بر صفات رشدی و عملکرد لوبیاچیتی و ارزیابی کارایی مالچ کلشی کلزا و گندم در کنترل علف هرز و جایگزین آن با علف&amp;amp;shy;کش&amp;amp;shy;ها انجام شد.&amp;amp;nbsp;مواد و روش&amp;amp;shy;ها: به منظور ارائه روش کاربردی در مدیریت پایدار علف&amp;amp;shy;های هرز لوبیاچیتی، آزمایشی به&amp;amp;shy;صورت طرح پایه بلوک&amp;amp;shy;های کامل تصادفی با سه تکرار در مزرعه شخصی واقع در اطراف شهرستان اهر اجرا شد. در این مطالعه تیمارهای آزمایش شامل تلفیق مقادیر مختلف علفکش هالوکسی فوپ آر متیل و بنتازون و مالچ کلش در 15 تیمار بود.&amp;amp;nbsp;یافته&amp;amp;shy;ها: نتایج نشان داد که وجین دستی باعث افزایش تعداد دانه در بوته، وزن غلاف در بوته، وزن دانه در هر بوته، ارتفاع و قطر بوته و بیشترین تعداد دانه شد. تیمار مالچ پلاستیکی اثر معنی&amp;amp;shy;داری بر روی وزن صد دانه، شاخص برداشت و تعداد روز تا سبزشدن داشت و همچنین بیشترین شاخه فرعی و بیشترین تعداد غلاف به&amp;amp;shy;ترتیب در تیمارهای وجین دستی و مالچ گندم همراه با علفکش هالوکسی فوپ و وجین دستی همراه با علفکش هالوکسی فوپ به&amp;amp;shy;دست آمد. بیشترین میزان بیوماس علف هرز در تیمار مالچ کلزا با 8/45 گرم در مترمربع به دست آمد نتایج مقایسه میانگین داده&amp;amp;shy;ها نشان داد که بیشترین میزان بیوماس علف هرز در تیمار مالچ کلزا با 8/45 گرم در مترمربع به دست آمد که نسبت به تیمار شاهد یک افزایش 40 درصدی نشان داد. همچنین بیشترین عملکرد دانه در واحد سطح مربوط به تیمار مالچ لاستیکی با 1172 کیلوگرم در هکتار بود.&amp;amp;nbsp;نتیجه&amp;amp;shy;گیری: با&amp;amp;shy;توجه&amp;amp;shy;به نتایج به&amp;amp;shy;دست آمده می&amp;amp;shy;توان گفت که تیمار وجین دستی، مالچ گندم و کلش و همچنین تیمار مالچ پلاستیکی بیشترین تأثیر را بر روی علف&amp;amp;shy;های هرز و عملکرد گیاه لوبیا داشت. بنابراین باتوجه&amp;amp;shy;به نتایج، برای جلوگیری از آلودگی محیط&amp;amp;shy;زیست و اثرات سوء استفاده از علف&amp;amp;shy;کش&amp;amp;shy;ها، می&amp;amp;shy;توان استفاده از مالچ را جهت کنترل علف&amp;amp;shy;های هرز توصیه نمود.&amp;amp;nbsp;</description>
    </item>
    <item>
      <title>اثر تاریخ کاشت بر برخی صفات فنولوژیک و مورفولوژیک توده‌های مختلف سیاه‌دانه</title>
      <link>https://sustainagriculture.tabrizu.ac.ir/article_21417.html</link>
      <description>مقدمه و اهداف: سیاه&amp;amp;shy;دانه گیاهی دارویی و پر مصرف در سراسر جهان است که دارای ارزش اقتصادی قابل توجهی می&amp;amp;shy;باشد. مطالعات نشان داده&amp;amp;shy;اند که تأخیر در کشت، تأثیر منفی بر رشد و عملکرد این گیاه دارد و در نتیجه آگاهی از زمان مناسب کشت در هر منطقه برای ارتقای کمی و کیفی محصول حائز اهمیت است. بنابراین پژوهش حاضر با هدف بررسی اثر تاریخ کاشت بر برخی صفات فنولوژیک و مورفولوژیک توده&amp;amp;shy;های مختلف سیاه&amp;amp;shy;دانه انجام شد.&amp;amp;nbsp;مواد و روش&amp;amp;shy;ها: این آزمایش در محل مرکز تحقیقات و آموزش کشاورزی و منابع طبیعی استان گلستان در سال زراعی 1400-1401 به&amp;amp;shy;صورت فاکتوریل در قالب طرح بلوک&amp;amp;shy;های کامل تصادفی با چهار تکرار اجرا شد. تیمارها شامل تاریخ کاشت در سه سطح (15 آبان، 15 آذر و 15 دی) و توده&amp;amp;shy;های سیاه&amp;amp;shy;دانه در سه سطح (ایرانی، هندی و سوری) بودند. در این پژوهش صفاتی مانند تعداد روز تا سبزشدن، تعداد روز از دو تا چهاربرگی شدن، تعداد روز تا غنچه&amp;amp;shy;دهی، تعداد روز تا گلدهی، تعداد روز تا رسیدگی فیزیولوژیک، تعداد روز تا رسیدگی کامل، ارتفاع بوته، فاصله شاخه جانبی، تعداد کپسول در هر شاخه، تعداد کپسول در هر بوته، تعداد دانه در هر کپسول، وزن کپسول و عملکرد دانه در هر بوته مورد بررسی قرار گرفت.&amp;amp;nbsp;یافته&amp;amp;shy;ها: نتایج نشان داد، توده&amp;amp;shy;ها از لحاظ صفات تعداد روز تا غنچه&amp;amp;shy;دهی، تعداد روز تا گلدهی، تعداد روز تا رسیدگی فیزیولوژیک، تعداد روز تا رسیدگی کامل، ارتفاع بوته، فاصله شاخه جانبی از زمین، تعداد کپسول در هر شاخه، وزن کپسول و عملکرد دانهاختلاف معنی&amp;amp;shy;داری داشتند. بیشترین ارتفاع بوته (33/104 سانتی&amp;amp;shy;متر)، فاصله شاخه جانبی از سطح زمین (72/45 سانتی&amp;amp;shy;متر) و حداکثر تعداد دانه در کپسول (34/99) در توده ایرانی و کوتاه ترین طول دوره رشد (50/178 روز) و حداکثر عملکرد دانه در بوته (52/5 گرم) برای توده هندی ثبت گردید. تاریخ کاشت نیز تمامی صفات بجز وزن کپسول را در سطح احتمال یک درصد تحت تأثیر قرار داد، به&amp;amp;shy;طوری&amp;amp;shy;که بالاترین تعداد دانه در کپسول (85/95) و حداکثر عملکرد دانه در بوته (51/3 گرم) در تاریخ کشت آبان ماه مشاهده شد.&amp;amp;nbsp;نتیجه &amp;amp;shy;گیری: نتایج این پژوهش نشان داد، با تأخیر در کاشت، خصوصیات فنولوژیکی و مورفولوژیکی گیاه روند نزولی پیدا می&amp;amp;shy;کند، به&amp;amp;shy;طوری&amp;amp;shy;که حداقل و حداکثر میانگین صفات مورد مطالعه به ترتیب از تاریخ کشت 15 دی و 15 آبان حاصل شد.&amp;amp;nbsp;</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی اثر عصاره‏ های اتانولی گونه ‏های گیاهی بر جوانه ‏زنی و صفات رشدی علف هرز یولاف وحشی (Avena fatua L.) در شرایط آزمایشگاهی و گلخانه ‏ای</title>
      <link>https://sustainagriculture.tabrizu.ac.ir/article_21405.html</link>
      <description>مقدمه و اهداف: این مطالعه به منظور استفاده از عصاره&amp;amp;shy;های گیاهی با خاصیت دگرآسیب به عنوان علف&amp;amp;rlm;کش&amp;amp;rlm;های طبیعی و جایگزین&amp;amp;rlm; برای سموم شیمیایی در راستای مدیریت سازگار با محیط‌زیست انجام شد.&amp;amp;nbsp;مواد و روش&amp;amp;rlm;ها: آزمایش به صورت فاکتوریل در قالب طرح کاملاٌ تصادفی درآزمایشگاه و گلخانه آموزشی دانشگاه رازی کرمانشاه در سال 1401 اجرا شد. در بررسی&amp;amp;shy;های آزمایشگاهی عصاره&amp;amp;rlm;های اتانولی گیاهان شقایق، اسپند، شنبلیله، آرتیشو، بادام‌زمینی، کاملینا، گردو و انار در غلظت&amp;amp;rlm;های 25/6، 5/12، 25، 50، 75 و 100 &amp;amp;rlm;گرم بر لیتر و آب مقطر (شاهد منفی) و علف&amp;amp;rlm;کش تری&amp;amp;rlm;فلورالین (شاهد مثبت) تیمارهای آزمایش بودند. در آزمایش گلخانه&amp;amp;rlm;ای، نیز عصاره گیاهان آرتیشو، انار، بادام‌زمینی و شقایق در غلظت&amp;amp;rlm;های 25، 50، 75 و 100 &amp;amp;rlm;گرم بر لیتر و آب مقطر (شاهد منفی) و علف‌کش گلایفوسیت (شاهد مثبت) بر علف هرز یولاف وحشی محلول&amp;amp;rlm;پاشی شدند.&amp;amp;nbsp;یافته ها: در شرایط آزمایشگاهی با کاربرد عصاره&amp;amp;rlm;های آرتیشو و شقایق در غلظت 75 و 100 گرم بر لیتر، کمترین زنده&amp;amp;rlm;مانی گیاهچه و بیشترین بازدارندگی از رشد جوانه بذر یولاف وحشی به دست آمد. در آزمایش گلخانه&amp;amp;rlm;ای با محلول&amp;amp;rlm;پاشی عصاره&amp;amp;rlm;های آرتیشو و شقایق بیشترین درصد بازدارندگی از رشد و کمترین صفات رشدی و فتوسنتزی یولاف وحشی مشاهده شد. به‌علاوه غلظت عصاره 100 گرم بر لیتر، ارتفاع گیاه، طول ریشه، وزن&amp;amp;rlm;تر ریشه، وزن خشک‌ریشه، وزن&amp;amp;rlm;تر گیاهچه و وزن خشک گیاهچه، میزان شاخص سبزینگی، هدایت روزنه&amp;amp;rlm;ای، کارایی فتوسنتزی و کارایی کوانتومی فتوسیستم II یولاف را به ترتیب به میزان80/16، 16/22، 33/58، 86/64، 55/36، 82/33، 81/74، 16/80، 24/81 و 24/28 درصد نسبت به آب مقطر کاهش داد.&amp;amp;nbsp;نتیجه&amp;amp;rlm;گیری: با توجه به اینکه عصاره&amp;amp;rlm;های آرتیشو و شقایق در غلظت&amp;amp;rlm;&amp;amp;rlm;های 100 و 75 گرم بر لیتر پتانسیل بالاتری در مهار رشد گیاهچه علف&amp;amp;rlm;هرز یولاف وحشی داشت. &amp;amp;nbsp;لذا می&amp;amp;rlm;توان کاربرد آن&amp;amp;rlm;ها را به‌عنوان یک علف&amp;amp;rlm;کش طبیعی برای کنترل یولاف وحشی توصیه کرد.&amp;amp;nbsp;</description>
    </item>
    <item>
      <title>بازتاب عملکرد و اجزای عملکرد، روغن و پروتئین ارقام کلزا (Brassica napus L.) به تاریخ‌های کاشت در شرایط رقابت با علف‌های هرز</title>
      <link>https://sustainagriculture.tabrizu.ac.ir/article_21426.html</link>
      <description>مقدمه و اهداف: هدف این پژوهش، بررسی و مقایسه تاریخ&amp;amp;shy;های مختلف کاشت بر قدرت رقابت ارقام کلزا با علف&amp;amp;shy;های هرز و شناسایی بهترین رقم برای گسترش سطح کشت کلزا در آب و هوای معتدل و مرطوب گیلان می&amp;amp;shy;باشد.&amp;amp;nbsp;مواد و روش&amp;amp;shy;ها: مطالعه طی دو سال زراعی (1400 تا 1402) در املش استان گیلان انجام شد. آزمایش اسپلیت پلات فاکتوریل، دو شرایط تداخل علف‌های هرز (رقابت کامل در شرایط جامعه طبیعی علف‌های هرز و بدون علف‌های هرز) به‌عنوان کرت‌های اصلی و چهار رقم کلزا (آرجی اس003، دلگان، دراگو و هایولا 4815) و سه تاریخ کاشت (15 مهر، پنج آبان و 25 آبان) به صورت فاکتوریل در کرت&amp;amp;shy;های فرعی در نظر گرفته شدند.&amp;amp;nbsp;یافته&amp;amp;shy;ها: نتایج تجزیه واریانس، تاثیر معنی&amp;amp;shy;دار تداخل علف هرز، رقم و تاریخ کاشت را بر عملکرد دانه، عملکرد زیستی، تعداد خورجین در بوته و عملکرد روغن را نشان داد. نتایج مقایسه میانگین نشان داد تداخل علف&amp;amp;shy;های هرز بدون در نظر گرفتن رقم باعث کاهش 10 درصد عملکرد دانه (از 2631 به 2364 کیلوگرم در هکتار) شد. نوع رقم و تاریخ کاشت بر زیست توده و تراکم علف&amp;amp;shy;های هرز تأثیر معنی داری داشت. ارقام دلگان و دراگو با میانگین 2650 و 2590 کیلوگرم در هکتار بیش&amp;amp;shy;ترین عملکرد دانه را در هر دو شیوه تداخل علف هرز داشتند. تاثیر تاریخ کاشت بر کاهش عملکرد ارقام کلزا بیش&amp;amp;shy;تر از تداخل علف&amp;amp;shy;های هرز بود. تیمارهای بدون علف&amp;amp;shy;های هرز از نظر تعداد خورجین در بوته، تعداد دانه در خورجین، عملکرد دانه، عملکرد زیستی، عملکرد روغن و عملکرد پروتئین تفاوت معنی&amp;amp;shy;داری با تیمارهای علف&amp;amp;shy;های هرز داشتند.&amp;amp;nbsp;نتیجه&amp;amp;shy;گیری: رقم دلگان در تاریخ کاشت پنج آبان در هر دو شرایط تداخل علف&amp;amp;shy;های هرز نسبت به سایر تیمارها عملکرد دانه و روغن بیشتری داشت که می&amp;amp;shy;توان از این رقم برای تولید عملکرد مناسب در گیلان استفاده کرد.&amp;amp;nbsp;</description>
    </item>
    <item>
      <title>سودمندی الگوهای مختلف کشت مخلوط نواری ارزن (Panicum miliaceum L.) و سویا (max Glycine) در شرایط عاری و آلوده به علف‌هرز</title>
      <link>https://sustainagriculture.tabrizu.ac.ir/article_21406.html</link>
      <description>مقدمه و اهداف: هدف از این تحقیق، بررسی سودمندی کشت مخلوط نواری ارزن و سویا در جهت افزایش عملکرد و استفاده مفید از منابع محیطی در شرایط آلوده و عاری از علف&amp;amp;shy;هرز بود.&amp;amp;nbsp;مواد و روش&amp;amp;shy;ها: به منظور بررسی سودمندی کشت مخلوط نواری ارزن و سویا در شرایط آلوده و عاری از علف&amp;amp;shy;هرز، آزمایشی به صورت اسپلیت پلات در قالب طرح بلوک&amp;amp;shy;های کامل تصادفی با سه تکرار در دو سال 1400 و 1401 اجرا گردید. در کرت&amp;amp;shy;های&amp;amp;shy; اصلی دو تیمار کنترل و عدم کنترل علف&amp;amp;shy;های هرز و در کرت&amp;amp;shy;های&amp;amp;shy; فرعی شش الگوی مختلف کشت مخلوط نواری ارزن (M)و سویا (S)و کشت خالص آن&amp;amp;shy;ها در نظر گرفته شد و صفت عملکرد اقتصادی (دانه) ارزن و سویا و شاخص LER، AYL، K، CAI، &amp;amp;nbsp;IA مورد بررسی قرار گرفت.&amp;amp;nbsp;یافته&amp;amp;shy;ها: بر اساس نتایج حاصل از تجزیه واریانس کرت&amp;amp;shy;های خرد شده، اثر اصلی عامل علف&amp;amp;shy;هرز و عامل الگوی کشت مخلوط و نیز اثر متقابل آن&amp;amp;shy;ها بر عملکرد اقتصادی در هر دو گونه گیاهی ارزن و سویا در سطح احتمال یک درصد معنی&amp;amp;shy;دار شد. بیشترین عملکرد اقتصادی دو گونه ارزن و سویا به ترتیب معادل 83/1134 و 83/1832 کیلوگرم در هکتار در تیمار کشت خالص عاری از علف&amp;amp;shy;هرز هر دو گونه بدست آمد و کمترین عملکرد اقتصادی دو گونه ارزن و سویا به ترتیب معادل 16/355 و 22/440 کیلوگرم در هکتار در تیمار 2M2S در شرایط آلوده به علف&amp;amp;shy;هرز در گیاه ارزن و در تیمار 2S4M در شرایط آلوده به علف&amp;amp;shy;هرز در گیاه سویا مشاهده شد. بیشترین میزان LER در تیمار کشت مخلوط 2M4S در شرایط آلوده به علف&amp;amp;shy;هرز به میزان 85/1 در میانگین داده&amp;amp;shy;های دو سال حاصل شد و بیشترین CAI در میانگین داده&amp;amp;shy;های دو سال مربوط به تیمار کشت مخلوط 2M4S عاری از علف&amp;amp;shy;هرز بود و نیز بیشترین شاخص سودمندی کشت مخلوط محاسبه شده متعلق به کشت مخلوط 2M4S در شرایط آلوده به علف&amp;amp;shy;هرز بود که این امر ناشی از استفاده بهتر گیاهان از منابع غذایی موجود در این تیمار می&amp;amp;shy;باشد.&amp;amp;nbsp;نتیجه&amp;amp;shy;گیری: نسبت برابری زمین و شاخص سطح کانوپی در همه الگوهای کشت مخلوط بیشتر از یک بود که نشان دهنده برتری کشت مخلوط دو گونه ارزن و سویا نسبت به کشت خالص آن&amp;amp;shy;ها می&amp;amp;shy;باشد. مثبت بودن شاخص سودمندی اقتصادی کشت مخلوط و افت عملکرد واقعی در همه الگو&amp;amp;shy;های کشت بیانگر تاثیر مفید گیاهان برروی همدیگر و سودمندی کشت مخلوط آن&amp;amp;shy;ها در شرایط آلوده و عاری از علف&amp;amp;shy;هرز می&amp;amp;shy;باشد. تیمار کشت مخلوط 2M4S در شرایط عدم کنترل علف&amp;amp;shy;هرز در هر دو گیاه ارزن و سویا در واحد سطح اشغالی بترتیب 20% و 7/9% افزایش در عملکرد را نسبت به تیمار خالص هر دو گونه در شرایط کنترل علف&amp;amp;shy;هرز داشت.</description>
    </item>
    <item>
      <title>ارزیابی نقش توسعه ادیبل ‌پارک‌ها در تامین آسایش دمایی در شهرها</title>
      <link>https://sustainagriculture.tabrizu.ac.ir/article_21428.html</link>
      <description>مقدمه و اهداف: گسترش و صنعتی شدن در شهرها سبب ایجاد چالش هایی اعمم از تامین پایدار غذا و نیازهای اکولوژیکی، در شهرهای در حال توسعه احساس می شود؛ ادیبل پارک ها در سالهای اخیر به‌منظور تامین بخشی از نیازهای اکولوژیکی، زیست محیطی و اجتماعی با رویکرد زیرساخت های سبز درتامین بخش وسیعی از نیاز ها در شهرها می باشد.&amp;amp;nbsp;مواد‌ و روش ها : این پژوهش به‌صورت میدانی، تحلیلی و سنجشی ، در مرحله نخست با پایش ویژگی‌های فیزیکی و اقلیمی سایت شامل توپوگرافی، پوشش گیاهی و جنس مصالح سطحی صورت گرفت است. به‌منظور ارزیابی تأثیر الگوهای مختلف کاشت بر شرایط آسایش حرارتی، از روش تحلیل تطبیقی سناریوها بهره‌گیری شد. در این راستا، هفت الگوی کاشت متفاوت متشکل از ترکیب‌های گوناگون درختان برگریز، همیشه‌سبز و درختچه‌ها طراحی و در یک سایت ثابت پیاده‌سازی گردید. برای تحلیل دقیق شرایط خرداقلیمی هر سناریو، فرایند شبیه‌سازی با استفاده از دو نرم‌افزار ENVI-MET 4 و RayMan برای محاسبه شاخص‌های آسایش حرارتی انجام گرفت. تمامی سناریوها در بازه زمانی ۸ ساعته، از ساعت 10:00 تا 18:00 در تاریخ ۱۰ تیرماه ۱۳۹۹&amp;amp;mdash;که بر اساس داده‌های هواشناسی به‌عنوان یکی از گرم‌ترین روزهای سال شناسایی شد&amp;amp;mdash;مورد شبیه‌سازی قرار گرفتند. داده‌های ورودی شامل دمای هوا، رطوبت نسبی، سرعت باد، تابش خورشیدی و شرایط مرزی جوی، از نزدیک‌ترین ایستگاه هواشناسی استخراج و در مدل‌های شبیه‌سازی بازتعریف شد.&amp;amp;nbsp;نتایج و بحث: بهره گیری از سناریوهای کاشت متشکل از درختان برگریز، همیشه‌سبز و درختچه‌ها در اراضی کشاورزی شهری، اثر قابل توجهی بر بهبود شرایط خرداقلیمی و ارتقای آسایش حرارتی دارد. بررسی شاخص PMV نشان می‌دهد که حضور پوشش گیاهی چندلایه ، به مقدار 1.5 نسبت به سطح بدون کشت و به مقدار 1.4 ، نسبت به سطح زراعی‌شده کاهش دهد؛ موضوعی که بیانگر کاهش محسوس تنش گرمایی در ساعات گرم روز است. تحلیل شاخص PET نیز اثربخشی قابل ملاحظه الگوهای کاشت را تأیید می‌کند، به‌گونه‌ای که مقدار PET در سناریوهای گیاهی ۶ درجه سانتی‌گراد نسبت به زمین فاقد پوشش و 5.57درجه سانتی‌گراد نسبت به سطح زراعی‌شده کاهش یافته است. این کاهش عمدتاً ناشی از افزایش سایه‌اندازی، تبخیر&amp;amp;ndash;تعرق و تعدیل تابش خورشیدی توسط عناصر گیاهی است. افزون بر این، دمای هوای محیط نیز تحت تأثیر الگوهای کاشت به‌طور میانگین0.49 درجه سانتی‌گراد کاهش یافته که هرچند محدود به‌نظر می‌رسد، اما در مقیاس شهری نقش مهمی در کاهش گرمایش موضعی ایفا می‌کند.&amp;amp;nbsp;نتیجه‌گیری: &amp;amp;nbsp;نتایج این پژوهش به‌وضوح نشان می‌دهد که ترکیب‌سازی کاشت درختان، شامل گونه‌های برگریز و همیشه‌سبز، همراه با محصولات زراعی در یک سایت مشخص، می‌تواند به‌عنوان یک راهبرد مؤثر در توسعه ادیبل‌پارک‌ها مورد استفاده قرار گیرد. تحلیل شاخص‌های آسایش حرارتی نشان می دهد که حضور ساختارهای گیاهی چندلایه، با ایجاد سایه، کاهش دمای سطح و افزایش رطوبت نسبی، منجر به بهبود قابل توجه شرایط خرداقلیمی می‌شود. از طرف دیگر به‌کارگیری الگوهای اصولی کاشت در قالب سناریوهای طراحی‌شده، نه‌تنها موجب مدیریت و جهت‌دهی سیستماتیکِ اثرات اقلیمی شده، بلکه به احیای اراضی کشاورزی رها شده یا در معرض تخریب نیز کمک می‌کند.&amp;amp;nbsp;</description>
    </item>
    <item>
      <title>استفاده از روش‌های پارامتری، ناپارامتری و شاخص SIIG به‌منظور بررسی برهمکنش ژنوتیپ × محیط و پایداری عملکرد دانه هیبریدهای جدید آفتابگردان</title>
      <link>https://sustainagriculture.tabrizu.ac.ir/article_21407.html</link>
      <description>مقدمه و اهداف: هدف از این مطالعه، بررسی اثر متقابل ژنوتیپ &amp;amp;times; محیط و تعیین پایداری عملکرد و سازگاری هبیریدهای جدید آفتابگردان بود.&amp;amp;nbsp;مواد و روش‌ها: در این بررسی، تعداد 18 هیبرید به همراه رقم زرین در شریط بدون تنش، تنش شوری و خشکی در چهار ایستگاه‌ تحقیقاتی (بروجرد، گرگان، گنبد و اصفهان) در قالب طرح بلوک‌های کامل تصادفی با سه تکرار در سال زراعی 1401-1400 مورد ارزیابی قرار گرفتند. در این پژوهش برای بررسی اثر متقابل ژنوتیپ &amp;amp;times; محیط و تعیین پایداری عملکرد هبیریدهای جدید آفتابگردان از روش‌های پارامتری، ناپارامتری و شاخص SIIG استفاده شد. در زمان رسیدگی محصول عملکرد دانه برای هر ژنوتیپ در هر محیط اندازه‌گیری گردید.&amp;amp;nbsp;نتایج: نتایج تجزیه مرکب عملکرد دانه نشان داد که اثرات محیط، ژنوتیپ و اثر متقابل ژنوتیپ &amp;amp;times; محیط معنی‌دار بود. معنی‌دار بودن اثر متقابل ژنوتیپ &amp;amp;times; محیط، بیانگر واکنش متفاوت ژنوتیب‌ها در محیط‌های مختلف بود و بنابراین، امکان تجزیه پایداری ژنوتیپ‌ها وجود داشت. بر اساس نتایج تجزیه پایداری با روش ابرهارت و راسل، ژنوتیپ‌های H14، H10 و H1 با عملکرد بالاتر از میانگین و ضریب رگرسیون نزدیک به یک به‌عنوان ژنوتیپ‌های با سازگاری عمومی بالا برای تمام مناطق شناخته شدند. بر اساس روش گزینش همزمان برای عملکرد و پایداری (YSi)، ژنوتیپ‌های H1، &amp;amp;nbsp;H4و H10 با کمترین مقادیر به‌عنوان پایدارترین و ژنوتیپ‌های H3، &amp;amp;nbsp;H9و H6 با بیشترین مقدار آماره‌ مذکور به‌عنوان ناپایدارترین ژنوتیپ‌ها شناسایی شدند. همچنین بر اساس شاخص SIIG، ژنوتیپ‌های H1، H4، H2، H10، H12 و H16 با داشتن مقدار SIIG بالا و همچنین عملکرد دانه بالاتر از میانگین به‌عنوان ژنوتیپ‌های برتر از نظر پایداری و عملکرد دانه شناخته شدند.&amp;amp;nbsp;نتیجه‌گیری: به&amp;amp;shy;طور کلی نتایج نشان داد که ژنوتیپ‌های H1، H4، H2، H10، H12 و H16 از نظر هر دو عامل پایداری و میانگین عملکرد دانه، ژنوتیپ‌های برتر این آزمایش بودند و می‌توان از آن‌ها برای انجام آزمایشات بیشتر از جمله آزمایشات سازگاری استفاده نمود.&amp;amp;nbsp;واژه‌های کلیدی: اثر متقابل ژنوتیپ &amp;amp;times; محیط، آفتابگردان، پایداری عمومی، روش ابرهارت و راسل، شاخص SIIG</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی تنوع ژنتیکی و آنالیز چند متغیره برخی ارقام خربزه ایرانی بر اساس ویژگی‌های مورفو-فیزیولوژیکی تحت تنش شوری در شرایط گلخانه‌ای</title>
      <link>https://sustainagriculture.tabrizu.ac.ir/article_21425.html</link>
      <description>مقدمه و اهداف: شوری یکی از مهم‌ترین تنش‌های غیرزیستی محدودکننده تولید محصولات زراعی در جهان است. با توجه به گسترش روزافزون اراضی شور و هزینه‌های بالای اصلاح خاک، شناسایی ژنوتیپ‌های گیاهی متحمل به شوری از اولویت‌های اصلی در برنامه‌های به‌نژادی به شمار می‌رود. پژوهش حاضر با هدف بررسی تنوع ژنتیکی ده توده بومی ایرانی طالبی (Cucumis melo L.) در پاسخ به تنش شوری و شناسایی ژنوتیپ‌های متحمل به شوری انجام شد.&amp;amp;nbsp;مواد و روش‌ها: این آزمایش به‌صورت فاکتوریل در قالب طرح کاملاً تصادفی با سه تکرار، تحت شرایط کنترل‌شده گلخانه‌ای اجرا گردید. ده توده بومی خربزه و طالبی در سطوح مختلف شوری اعمال‌شده توسط کلریدسدیم (شامل شاهد بدون شوری و تیمارهای شور تا غلظت 150 میلی‌مولار) مورد بررسی قرار گرفتند. صفات مورفوفیزیولوژیک شامل وزن تر اندام هوایی، شاخص کلروفیل (SPAD)، درصد آب نسبی برگ (RWC)، شاخص پایداری غشاء (MSI)، نشت الکترولیت و غلظت سدیم و پتاسیم و نسبت K/Na در برگ‌ها اندازه‌گیری شد.&amp;amp;nbsp;یافته‌ها: تحت شرایط تنش شوری، بیشترین وزن تر اندام هوایی (5/346 گرم) و شاخص کلروفیل (3/69) در ژنوتیپ کالک سردشت در شرایط بدون شوری به‌دست آمد، در حالی که کمترین مقادیر این صفات در ژنوتیپ‌های تخمه آتا (47/38 گرم) و آموچی دراز (57/31 گرم) در غلظت 150 میلی‌مولار NaCl مشاهده شد. بیشترین درصد آب نسبی و شاخص پایداری غشاء در ژنوتیپ کالک قروه در شرایط شاهد و کمترین مقدار در ژنوتیپ تخمه آتا در بالاترین سطح شوری ثبت شد (به‌ترتیب 32/96 و 28/65 درصد)، در حالی که بیشترین نشت الکترولیت (76/99 درصد) نیز در همین ژنوتیپ و بالاترین سطح شوری مشاهده گردید. بیشترین غلظت سدیم (57/22 میلی‌گرم بر گرم وزن تر)، پتاسیم (48/27 میلی‌گرم بر گرم وزن تر) و نسبت K/Na (32/23) به‌ترتیب در ژنوتیپ‌های قبادلو، قصر شیرین و تخمه آتا به‌دست آمد، در حالی‌که کمترین مقادیر سدیم (94/0 میلی‌گرم بر گرم وزن تر) و پتاسیم (81/4 میلی‌گرم بر گرم وزن تر) نیز در ژنوتیپ تخمه آتا مشاهده شد.&amp;amp;nbsp;نتیجه‌گیری: به‌طور کلی نتایج نشان‌دهنده وجود تنوع ژنتیکی قابل توجهی در میان توده‌های بومی طالبی مورد مطالعه در پاسخ به تنش شوری است. با توجه به عملکرد برتر ژنوتیپ‌های شالاغ و گرکه در اغلب صفات مورفوفیزیولوژیک تحت شرایط شور، این ژنوتیپ‌ها می‌توانند به‌عنوان منابع ژنتیکی ارزشمند در برنامه‌های به‌نژادی و به‌نژادی طالبی با هدف افزایش تحمل به شوری مورد استفاده قرار گیرند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>کاربرد نانو پلیمر سوپرجاذب در چند بستر معدنی ایرانی بر خصوصیات کمی و کیفی خیار گلخانه‌ای</title>
      <link>https://sustainagriculture.tabrizu.ac.ir/article_19885.html</link>
      <description>چکیدهاهداف: این آزمایش با هدف بررسی امکان جایگزینی بستر کوکوپیت با ترکیب بستر‌های معدنی ایرانی و نانوپلیمر سوپرجاذب در تولید خیار به روش هیدروپونیک اجرا گردید.مواد و روش‌ها: این آزمایش در پاییز و زمستان 1401 در گلخانه دانشگاه شهید چمران اهواز به صورت فاکتوریل و در قالب طرح بلوک‌های کامل تصادفی و با 3 تکرار اجرا گردید. تیمارهای آزمایش شامل سه بستر کشت کوکوپیت+پرلیت، پومیس و پومدیا و سه سطح سوپرجاذب 0، 3 و 6 گرم در لیتر بستر بود.یافته‌ها: بر اساس نتایج اثرات اصلی بالاترین شاخص‌های رشدی در بستر پومدیا مشاهده گردید. نتایج مقایسات میانگین اثر متقابل بستر و سوپرجاذب نشان داد که اختلاف معنی‌داری در عملکرد بستر پومدیا بدون سوجاذب و پومیس با سطح 3 و 6 گرم در لیتر سوپرجاذب با بستر شاهد (کوکوپیت+پرلیت) مشاهد نگردید که از نتایج جالب توجه این پژوهش می باشد. یافته‌های این آزمایش نشان داد که اختلاف معنی&amp;amp;lrm;داری در سفتی میوه&amp;amp;lrm;های خیار بستر پومدیا با سطح صفر سوپرجاذب و پومیس با سطح 6 گرم سوپرجاذب مشاهده نگردید و به‌طور معنی‌داری بیشتر از بستر شاهد بوده است. نتیجه گیری: به‌طور کلی بهترین شاخص‌های رشدی و عملکردی در بسترهای کوکوپیت+پرلیت و پومدیا بدون سوپرجاذب و پومیس همراه با سوپرجاذب 6 گرم مشاهده گردید. از آنجایی&amp;amp;rlm;که اختلاف چشم‌گیری بین عملکرد این بسترها وجود ندارد توصیه می‌گردد به جای بستر گران قیمت کوکوپیت که سبب خروج ارز از کشور می&amp;amp;lrm;شود از بستر پومدیا بدون سوپرجاذب و یا بستر پومیس همراه با سوپرجاذب در پرورش خیار گلخانه‌ای استفاده گردد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>اثر محلول پاشی با عصاره جلبک و کود فسفات پتاسیم بر آماره های زیستی شته سیاه باقلا (Aphis fabae</title>
      <link>https://sustainagriculture.tabrizu.ac.ir/article_20331.html</link>
      <description>اهداف: استفاده از کودهای آلی و کودهای حاوی فسفر و پتاسیم می تواند مقاومت گیاهان زراعی را در برابر آفات افزایش دهد. تحقیق حاضر با هدف بررسی اثر عصاره جلبک (استمپلکس) و کود فسفات پتاسیم(دکاپ) بر آماره‌های زیستی شته سیاه باقلا (Aphis fabae) انجام شد.مواد و روش‌ها: گیاه باقلا بدون تیمار کودی، شاهد در نظر گرفته شد و گیاه باقلا با غلظت توصیه شده کود سدیم پتاسیم با نام تجاری دکاپ (یک میلی‌لیتر در یک لیتر) و عصاره جلبک با نام تجاری استمپلکس (دو میلی‌لیتر در یک‌ لیتر) در سه نوبت محلول‌پاشی شد. یافته‌ها: نتایج آزمایش تاثیر دو کود روی گیاه باقلا نشان داد که تیمار‌های مختلف نسبت به تیمار شاهد اثر معنی-داری روی ویژگی‌های زیستی و فراسنجه‌های جدول زندگی شته سیاه باقلا داشتند. بیشینه‌ی طول دوره مراحل نابالغ 26/83&amp;amp;plusmn;0/7 روز روی تیمار عصاره جلبک به دست آمد. بیش‌ترین نرخ ذاتی افزایش رشد جمعیت (r) روی تیمار شاهد (009/0&amp;amp;plusmn;51/0 بر روز) و کم‌ترین مقدار r مربوط به تیمار کود استمپلکس (016/0&amp;amp;plusmn;13/0 بر روز) به-دست آمد. هم‌چنین کم‌ترین مقدار نرخ خالص تولید مثل (R0) 46/0&amp;amp;plusmn;36/3 (نتاج/ فرد) روی تیمار جلبک محاسبه شد.نتیجه‌گیری: با توجه به نتایج به‌دست آمده کود های آلی در مقایسه با تیمار شاهد، باعث کاهش نرخ ذاتی افزایش رشد جمعیت ومیزان زادآوری شته سیاه شدند که در مقاومت باقلا به آفت مذکور تاثیر گذار بوده و باعث کاهش مصرف سموم شیمیایی خواهد شد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی تطبیقی پایداری اکولوژیکی تولیدات کشاورزی در شهرستان‌های زهک و هیرمند</title>
      <link>https://sustainagriculture.tabrizu.ac.ir/article_20407.html</link>
      <description>اهداف: سیستان به عنوان یکی از مناطق خشک و حساس به تغییرات اقلیمی، نیازمند مدیریت پایدار منابع آب و خاک است. لذا ارزیابی پایداری سیستم‌های کشاورزی در این منطقه ضروری می‌باشد. هدف این پژوهش، ارزیابی کارایی و پایداری اکولوژیکی طیف وسیعی از محصولات زراعی در زهک و هیرمند به عنوان نمونه‌ای از مناطق خشک کشور می‌باشد.مواد و روش‌ها: برای این پژوهش داده‌های مربوط به ورودی‌ها و خروجی‌های سیستم‌های تولید کشاورزی را از طریق مصاحبه با کشاورزان و داده‌های هواشناسی گردآوری نمود. سپس، با به‌کارگیری تحلیل امرژی، کلیه جریان‌ها به واحد امرژی تبدیل شدند. در نهایت، از طریق محاسبه شاخص‌های ردپای امرژی، پایداری اکولوژیکی نظام‌های کشاورزی مورد ارزیابی قرار گرفت.یافته‌ها: نتایج نشان داد که نظام‌های گندم و یونجه به ترتیب با 108&amp;amp;times;28/7 و 107&amp;amp;times;87/4 هکتار جهانی در سال، بیشترین ظرفیت اکولوژیکی را در زهک و هیرمند دارا می‌باشند. با این حال، تحلیل ظرفیت زیستی و ردپای امرژی حاکی از آن است که زهک از نظر اکولوژیکی در وضعیت مازاد و هیرمند در وضعیت کسری قرار دارد. این یافته‌ها نشان می‌دهند که زهک توانایی بیشتری در حمایت از فعالیت‌های کشاورزی فعلی خود دارد، در حالی که هیرمند تحت فشار بیشتری از نظر منابع طبیعی بوده و در معرض خطر تخریب محیط زیست قرار دارد.نتیجه‌گیری: این پژوهش نشان داد که تحلیل امرژی ابزاری کارآمد برای ارزیابی پایداری نظام‌های کشاورزی در مناطق خشک و نیمه خشک است. نتایج حاصل از این مطالعه می‌تواند به عنوان خط پایه برای مطالعات آتی و پایش تغییرات در پایداری نظام‌های کشاورزی مورد استفاده قرار گیرد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>اثر مصرف نیتروژن استارتر و متانول بر گره‌زایی، مولفه‌های پرشدن دانه و عملکرد کمی و کیفی بادام ‏زمینی (‏L.‎‏ ‏‎(Arachis hypogaea</title>
      <link>https://sustainagriculture.tabrizu.ac.ir/article_20456.html</link>
      <description>هدف: ارزیابی تاثیر نیتروژن استارتر و محلول‌&amp;amp;rlm;پاشی با متانول بر گره‌زایی، مولفه‌های پرشدن دانه و عملکرد کمی و کیفی دانه بادام زمینی از اهداف این پژوهش بود.&amp;amp;rlm;&amp;amp;rlm; مواد و روش‌ها: آزمایش به‌صورت فاکتوریل در قالب طرح بلوک‌های کامل تصادفی با سه تکرار در سال 1401 اجرا شد. فاکتورهای آزمایشی شامل کاربرد متانول در&amp;amp;lrm; &amp;amp;lrm;سه سطح (محلول پاشی &amp;amp;rlm;با آب به عنوان شاهد، کاربرد 20 و40 درصد حجمی)&amp;amp;rlm;&amp;amp;lrm; &amp;amp;lrm;و مقادیر نیتروژن استارتر در سه سطح (عدم کاربرد به عنوان شاهد، &amp;amp;rlm;کاربرد 25 و50 کیلوگرم نیتروژن از منبع اوره) بودند.&amp;amp;rlm;یافته‌ها: نتایج نشان داد که کاربرد مقادیر بالایی از نیتروژن استارتر، تعداد و وزن خشک گره در بوته (به‌ترتیب 5/69 و &amp;amp;rlm;&amp;amp;rlm;55 درصد)، محتوای پروتئین، لینولئیک اسید و اولئیک اسید را (به ترتیب 2/13، 8/16 و 7/14 درصد) در مقایسه با شاهد &amp;amp;rlm;افزایش داد. همچنین محلول‌پاشی40&amp;amp;rlm;&amp;amp;lrm; &amp;amp;lrm;درصد حجمی متانول، تعداد و وزن خشک گره در بوته را (به‌ترتیب 5/28 و 7/27 &amp;amp;rlm;درصد) در مقایسه با شاهد افزایش داد. حداکثر محتوای روغن دانه (5/45 درصد) در کاربرد 25 کیلوگرم نیتروژن استارتر &amp;amp;rlm;بدست آمد . مکاربرد مقادیر بالایی از نیتروژن استارتر و متانول، &amp;amp;rlm;سرعت و طول دوره پرشدن دانه (به ترتیب 87 و40 درصد) و عملکرد دانه را (52 درصد) در مقایسه با عدم کاربرد نیتروژن &amp;amp;rlm;استارتر و متانول افزایش داد. &amp;amp;rlm;نتیجه‌گیری: براساس نتایج این بررسی به نظر می‌رسد کاربرد 50 کیلوگرم نیتروژن استارتر و محلول‌پاشی40 درصد &amp;amp;rlm;حجمی متانول می‌تواند برای بهبود عملکرد دانه بادام زمینی پیشنهاد شود.&amp;amp;rlm;</description>
    </item>
    <item>
      <title>تاثیر محلول‌پاشی با سلنیوم و سیلیکون بر عملکرد و برخی صفات فیزیولوژیکی گندم‏ ‏ ‏‎(Triticum aestivum L.)‎‏ در شرایط قطع آبیاری در مراحل رشد زایشی</title>
      <link>https://sustainagriculture.tabrizu.ac.ir/article_20457.html</link>
      <description>آزمایش به‌صورت فاکتوریل در قالب طرح پایه بلوک&amp;amp;lrm;‌&amp;amp;lrm;های کامل تصادفی در سه تکرار در سال 1403 اجرا شد. فاکتورهای مورد&amp;amp;lrm; &amp;amp;lrm;بررسی آبیاری در سه سطح (آبیاری کامل در طول دوره رشد به‌&amp;amp;rlm;عنوان شاهد، قطـع آبیـاری در مرحله آبستنی &amp;amp;rlm;به‌عنوان تنش شدید آبی و قطـع آبیـاری در مرحله خوشه‌دهی به‌‌عنوان تنش ملایم آبی) و محلول‌پاشی سلنیوم و سیلیکون (محلول‌پاشی با آب به‌عنوان &amp;amp;rlm;شاهد، محلول‌پاشی شش میلی‌گرم در لیتر سلنیوم، 60 میلی‌گرم در لیتر سیلیکون، سلنیوم و سیلیکون) بود. نتایج نشان داد &amp;amp;rlm;که در شرایط قطع آبیاری در مرحله آبستنی یک افزایش به‌ترتیب 49، 97 و 5/34 درصدی در محتوای مالون دی‌آلدئید، &amp;amp;rlm;پراکسیدهیدروژن و قندهای محلول در مقایسه با آبیاری کامل، وجود داشت. ولی در شرایط محدودیت شدید آبی، کاربرد &amp;amp;rlm;توام سلنیوم و سیلیکون توانست محتوای مالون دی‌آلدئید (65 درصد) و پراکسید هیدروژن (78 درصد) را کاهش و محتوای &amp;amp;rlm;قندهای محلول را (62 درصد) در مقایسه با عدم کاربرد آنها در همین سطح از سطوح آبیاری، افزایش دهد. مقایسه میانگین‌ها &amp;amp;rlm;نشان داد که در شرایط محدودیت شدید آبی، کاربرد توام سلنیوم و سیلیکون توانست هدایت الکتریکی (40 درصد) را کاهش &amp;amp;rlm;دهد در حالی که محتوای کلروفیل &amp;amp;rlm;b&amp;amp;rlm; (28 درصد)، فعالیت آنزیم‌های پلی‌فنل اکسیداز و پراکسیداز (به‌ترتیب 40 و 8/13 &amp;amp;rlm;درصد)، محتوای پرولین (2/31 درصد) و عملکرد دانه (6/44 درصد) را در مقایسه با عدم کاربرد این عناصر در همین سطح &amp;amp;rlm;از سطوح آبیاری افزایش داد. بر اساس نتایج این بررسی می‌توان پیشنهاد نمود که کاربرد سلنیوم و سیلیکون قادرند عملکرد &amp;amp;rlm;دانه گندم تحت شرایط محدودیت آبی افزایش دهد.&amp;amp;rlm;</description>
    </item>
    <item>
      <title>ارزیابی امنیت اکولوژیک نظام‌های تولید گندم ایرانشهر با استفاده از تکنیک ردپای امرژی</title>
      <link>https://sustainagriculture.tabrizu.ac.ir/article_20498.html</link>
      <description>اهداف: گندم یکی از سه غله مهم در تأمین غذا و معیشت بسیاری از ساکنان زمین است. این موضوع موجب شده تا در مدیریت نظام‌های تولید گندم با هدف افزایش بهره‌وری و عملکرد، مصرف نهاده‌ها حداکثر گردد. به دلیل اهمیت تأثیر نهاده‌های نظام‌های تولیدی بر ظرفیت زیستی و اثر آن بر پایداری تولید، در این مطالعه سعی شده است پایداری این نظام‌ها با تکنیک‌های جدید مورد ارزیابی قرار گیرد. مواد و روش‌ها: در این تحقیق، به‌منظور ارزیابی پایداری از روش ردپای امرژی و شاخص‌های برگرفته از آن استفاده شده است. این روش توانایی کمی‌کردن تأثیر فعالیت‌های انسان بر منابع اکولوژیک نظام تولیدی و اکوسیستم‌های اطراف را دارد. داده‌های موردنیاز برای این مطالعه در سال زراعی 1402-1401 از منابع مختلف مانند مصاحبه با کشاورزان و مدیران نظام‌های تولیدی در ایرانشهر و همچنین اطلاعات اداره هواشناسی گردآوری شد. یافته‌ها: پس از جمع‌آوری و تحلیل داده‌ها، نتایج نشان داد که مدیریت نظام‌های تولیدی در حال حاضر موجب کاهش ظرفیت زیستی (107&amp;amp;times;85/3 هکتار جهانی در یک سال زراعی) نسبت به ردپای امرژی (108&amp;amp;times;12/8 هکتار محلی در یک سال زراعی) در منطقه هدف شد. این امر باعث شد تا نظام‌های تولید گندم در منطقه با کسری اکولوژیک (108&amp;amp;times;73/7- هکتار) مواجه باشند و امنیت اکولوژیک نظام‌ها و محیط اطراف آن‌ها به مخاطره بیفتد. نتیجه‌گیری: باتوجه‌به اینکه تولید گندم در ایرانشهر با افزایش تقاضای اکولوژیک همراه بود، استفاده اصولی از نهاده‌ها می‌تواند در حفظ منابع اکولوژیک مؤثر باشد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>اثر آرایش کاشت و مدیریت تلفیقی بر ساختار علف های هرز، عملکرد و اجزای عملکرد بادام زمینی</title>
      <link>https://sustainagriculture.tabrizu.ac.ir/article_20676.html</link>
      <description>این مطالعه به‌منظور ارزیابی اثر آرایش کاشت و مدیریت تلفیقی بر ساختار علف های هرز، عملکرد و اجزای عملکرد بادام زمینی انجام شد. کرت‌های اصلی شامل نوع آرایش کاشت (تک ردیفه، دو ردیفه موازی و دو ردیفه زیگزاگی) رو پشته‌ی 75 سانتی‌متری و کرت‌های فرعی، 7 سطح مدیریت علف‌های ‌هرز شامل (کاشت گیاهان پوششی 1- شبدر کریمسون و 2- ماشک‌ گل‌خوشه‌ای، 3- کاربرد ترکیب علف‌کش بنتازون + سوپرگالانت، 4- یکبار وجین (20 روز پس از کاشت)، 5- دوبار وجین (20 و 40 روز پس از کاشت)، 6- وجین تمام فصل علف‌های هرز و 7- شاهد بدون کاربرد گیاه گیاه پوششی و بدون کاربرد علف‌کش بودند.نتایج حاصل از آزمایش نشان داد که ارتفاع بوته، تعداد شاخه، شاخص کلروفیل، وزن صد دانه، عملکرد دانه بادام زمینی و تراکم و زیست توده علف‌های هرز پهن برگ و باریک برگ تحت تأثیر روش‌های کنترل علف‌های هرز و آرایش کاشت قرار گرفتند. بیشترین مقدار صفات اندازه‌گیری شده بادام زمینی در آرایش کاشت دو ردیفه زیگزاگی و در سطوح مختلف وجین علف‌های هرز و پس از آن در تیمارهای گیاه پوششی ماشک، شبدر و کاربرد علف‌کش به دست آمد و کمترین مقادیر صفات ذکر شده در آرایش کاشت تک ردیفه و در شرایط شاهد بدون کنترل حاصل گردید. بیشترین تراکم و زیست توده علف‌های هرز در آرایش کاشت تک ردیفه و در شرایط شاهد بدون کنترل و کمترین زیست توده علف‌های هرز در آرایش کاشت دو ردیفه زیگزاگی و بطور مشترک در تیمارهای دوبار وجین علف‌های هرز و کشت گیاه پوششی ماشک به دست آمد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تتاثیر محلول‌پاشی نانواکسید آهن و روی بر عملکرد دانه، محتوای رنگیزه‌های فتوسنتزی و برخی صفات آگروفیزیولوژیک ارقام لوبیاچیتی</title>
      <link>https://sustainagriculture.tabrizu.ac.ir/article_20677.html</link>
      <description>اهداف: هدف از این مطالعه بررسی تأثیر محلول‌پاشی نانواکسید آهن و روی بر عملکرد دانه، محتوای رنگیزه‌های فتوسنتزی و برخی صفات آگروفیزیولوژیک سه رقم لوبیاچیتی بود.مواد و روش‌ها: آزمایش به‌صورت اسپلیت پلات در قالب طرح بلوک کامل تصادفی با سه تکرار در روستای بلاسجین شهرستان سراب در سال زراعی 1402-1401 اجرا شد. تیمارهای مورد آزمایش شامل سه رقم لوبیاچیتی (رقم محلی سراب، تلاش و ازبک) به‌عنوان فاکتور اصلی و چهار سطح محلول‌پاشی (شاهد (محلول‌پاشی با آب به‌عنوان شاهد)، محلول‌پاشی نانواکسید آهن (با غلظت یک گرم در لیتر)، محلول‌پاشی نانواکسید روی (با غلظت یک گرم در لیتر) و محلول‌پاشی توام نانواکسید آهن و روی (با غلظت یک گرم در لیتر)) به‌عنوان فاکتور فرعی بودند.یافته‌ها: محلول‌پاشی نانوذرات اکسید آهن و روی موجب افزایش محتوای کلروفیل a، کلروفیل b، کلروفیل کل، کاروتنوئید، محتوای پروتئین دانه و برگ، مقدار آهن و روی دانه، فعالیت آنزیم کاتالاز، وزن صد دانه، تعداد نیام در بوته، تعداد دانه در نیام و تعداد دانه در بوته و عملکرد دانه گردید. تحت شرایط محلول‌پاشی توام نانواکسید آهن و روی، بیش‌ترین مقدار کلروفیل کل، کاروتنوئید، تعداد دانه در بوته، تعداد نیام در بوته و وزن صد دانه (به‌ترتیب 153/4 (میلی‌گرم بر گرم وزن تر)، 466/0 (میلی‌گرم بر گرم وزن تر)، 333/34 (عدد)، 434/7 (عدد) و 223/40 (گرم)) نیز به‌ترتیب در ژنوتیپ‌های محلی، تلاش و ازبک مشاهده شد.نتیجه‌گیری: محلول‌پاشی نانوذرات آهن و روی با تاثیر محتوای رنگیزه‌های فتوسنتزی و بهبود اجزای عملکرد رقم تلاش موجب افزایش بیشتر عملکرد دانه این رقم نسبت به ارقام محلی و ازبک شد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>اثر ورمی کمپوست و اندازه بذر روی اجزای محصول و محصول دانه لوبیا چشم بلبلی (Vigna unguiculata L.)</title>
      <link>https://sustainagriculture.tabrizu.ac.ir/article_20688.html</link>
      <description>اهداف: با افزایش جمعیت جهان و نیازهای غذایی این جمعیت رو به رشد، باید کمیت و کیفیت تولیدات کشاورزی به ویژه حبوبات برای تأمین بخش قابل توجه پروتئین مورد نیاز این جمعیت افزایش یابد.مواد و روش ها: برای بررسی اثر ورمی کمپوست و اندازه بذر روی عملکرد و اجزای عملکرد دانه لوبیا چشم بلبلی در سال 1397 آزمایشی به صورت کرت های خرد شده در قالب طرح بلوک های کامل تصادفی در سه تکرار در مزرعه تحقیقاتی دانشکده کشاورزی دانشگاه تبریز طراحی و اجرا گردید. تیمارهای آزمایش شامل چهار سطح تیمار کودی (0، 2، 4 و 6 تن در هکتار) ورمی کمپوست در کرت های بزرگ به عنوان عامل اصلی و اندازه بذر در سه سطح (ریز، مخلوط و درشت) در کرت‌های کوچک و به عنوان عامل فرعی بودند.یافته‌ها: اغلب صفات مورفولوژیکی مانند ارتفاع بوته و تعداد شاخه های فرعی تحت تأثیر اثر متقابل اندازه بذر و ورمی کمپوست قرار گرفت. بالاترین عمکلرد دانه از بذرهای مخلوط و درشت با کاربرد 4 تن در هکتار ورمی کمپوست حاصل شد. نتیجه گیری: کاربرد 4 تن در هکتار ورمی کمپوست و کاشت بذرهای درشت جهت بهبود عملکرد لوبیا چشم بلبلی با توجه به شرایط آب و هوایی در منطقه توصیه می شود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>اثر کیفیت نور و روش تهیه قلمه برگی بر ریشه‌زایی و تولید ریزوم گیاه زاموفیلیا (Zamioculcas zamiifolia)</title>
      <link>https://sustainagriculture.tabrizu.ac.ir/article_20689.html</link>
      <description>سابقه و هدف: گیاه زاموفیلیا (Zamioculcas zamiifolia) به‌عنوان یک گیاه زینتی با ارزش شناخته می شود. ازدیاد تجاری این گیاه به کمک قلمه های برگی است. طولانی بودن زمان تکثیر یکی از موانع اصلی در ازدیاد تجاری این گیاه به شمار می رود. یافتن راهکارهای مناسب برای رفع این مشکل می تواند بسیار ارزشمند باشد. مواد و روش‌ها: آزمایش به‌صورت فاکتوریل در قالب طرح کاملاً تصادفی اجرا شد. فاکتور اول شامل نوع قلمه در سه سطح: 1- قلمه‌های برگچه‌ای کامل 2- قلمه‌های برگچه‌ای همراه دو سانتی‌متر از نصف دمبرگ 3- قلمه برگچه‌ای شامل نصف برگچه با برش طولی از محل رگبرگ اصلی می‌باشد. فاکتور دوم کیفیت نور شامل نورهای قرمز (650 نانومتر)، آبی (460 نانومتر)، بنفش (400 نانومتر) و سفید بود. اندازه‌گیری صفات طول و عرض ریزوم، تعداد ریزوم و ریشه، میانگین ریشه، شاخص کلروفیل در زمان‌های 80، 110 و 140 روز از کاشت انجام شد. یافته‌ها: نمونه برگچه با دمبرگ در طول سه زمان بیشترین طول ریزوم را نشان داد که از 27/16 میلی‌متر در 80 روز به 4/22 میلی‌متر در 140 روز رسید. همچنین، نور بنفش و نمونه برگچه کامل بیشترین عرض ریزوم را تولید کردند. نمونه برگچه کامل در تمامی شرایط نوری بیشترین تعداد ریشه را تولید کرد. نور بنفش به‌عنوان مؤثرترین نور در افزایش راندمان تکثیر شناسایی شد. نور سفید بیشترین میزان کلروفیل را در دو زمان آخر اندازه‌گیری نشان داد.نتیجه‌گیری: استفاده از نور بنفش می‌تواند به‌عنوان یک روش مؤثر در افزایش تولید ریزوم و ریشه در این گیاه زینتی مورد توجه قرار گیرد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>ارزیابی مقدماتی ژنوتیپ‏های گیاه داروئی بابونه آلمانی Matricaria chamomilla L.)) بر اساس صفات کمی و کیفی عملکردی در استان اصفهان</title>
      <link>https://sustainagriculture.tabrizu.ac.ir/article_20690.html</link>
      <description>اهداف: بابونه آلمانی (Matricaria chamomilla L.) گیاهی دارویی و اقتصادی می&amp;amp;rlm;باشد که در صنایع آرایشی، بهداشتی و داروئی استفاده فراوان دارد. از آنجا که کارهای اصلاحی و دستیابی به ارقام با کیفیت و کمیت بالا در رسیدن به امنیت غذایی اهمیت زیادی دارد لذا این تحقیق به عنوان مقدمه&amp;amp;rlm;ای جهت معرفی رقم برتر گیاه در اصفهان برنامه ریزی گردید.مواد و روش&amp;amp;rlm;ها: آزمایش طی سال&amp;amp;rlm;های 1402- 1401 در ایستگاه تحقیقاتی شهید فزوه وابسته به مرکز تحقیقات و آموزش کشاورزی و منابع طبیعی اصفهان در قالب طرح بلوک&amp;amp;rlm;های کامل تصادفی با سه تکرار روی 32 جمعیت وحشی و زراعی بابونه انجام شد.یافته&amp;amp;rlm;ها: تنوع قابل ملاحظه&amp;amp;rlm;ای بین جمعیت&amp;amp;rlm;ها مشاهده گردید. جمعیت&amp;amp;rlm;های زراعی بابونه از ارتفاع و عملکرد گل و بذر بالاتر و جمعیت&amp;amp;rlm;های وحشی از اسانس بیشتری برخوردار بودند. همبستگی مثبت و معنی&amp;amp;rlm;داری بین عملکرد گل و بذر با ارتفاع و روز تا رسیدگی کامل بذر مشاهده شد. دو مولفه اول در تجزیه به مولفه&amp;amp;rlm;های اصلی، 71 درصد از کل واریانس متغیرها را تبیین کرد. عملکرد گل، عملکرد بذر، درصد اسانس، ارتفاع و عملکرد دو ترکیب E-&amp;amp;beta; farnesene و &amp;amp;alpha;-bisabololoxide A عمده&amp;amp;rlm;ترین نقش را در تشکیل مولفه اول داشتند. تجزیه خوشه&amp;amp;rlm;ای، 32 جمعیت مورد بررسی را در پنج گروه قرار داد. قرار گرفتن جمعیت&amp;amp;rlm;ها در کنار هم نشان داد که ﺗﻨﻮع ﺟﻐﺮاﻓﯿﺎﯾﯽ تا حد زیادی از ﺗﻨـﻮع ژﻧﺘﯿﮑـﯽ ﺗﺒﻌﯿﺖ دارد. نتیجه&amp;amp;rlm;گیری: جمعیت&amp;amp;rlm;های گروه 1،2،3 و برخی از جمعیت&amp;amp;rlm;های گروه 4، تنوع ژنتیکی لازم برای عملکرد گل، عملکرد بذر و درصد اسانس را دارا بودند که می‌تواند زمینه&amp;amp;rlm;ساز انجام کارهای اصلاحی گردد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>اثر تغییرات اقلیم و ریسک قیمت بر تولید پایدار محصولات زراعی آبی منتخب استان آذربایجان شرقی</title>
      <link>https://sustainagriculture.tabrizu.ac.ir/article_20691.html</link>
      <description>اهداف: هدف از مطالعه حاضر بررسی اثر تغییرات اقلیمی و ریسک قیمت محصول بر تولید پایدار و واکنش سطح زیرکشت محصولات زراعی آبی عمده استان آذربایجان شرقی، شامل گندم آبی، جوآبی، سیب زمینی و پیاز می‌باشد. مواد و روش‌ها: ابتدا قیمتهای انتظاری، ریسک قیمت و علمکردها این محصولات ,شاخص نرخ حمایت اسمی دولت از این چهار محصولات با در نظر گرفتن نرخ ارز واقعی برآورد گردید. سپس توابع واکنش سطح زیرکشت این محصولات با استفاده از روش SURE برآورد گردید.یافته‌ها: نتایج برآورد توابع واکنش سطح زیرکشت نشان داد قیمت انتظاری نسبی خود محصول و محصولات رقیب، میانگین و نوسانات بارندگی و دما، نسبت ریسک قیمت به ریسک عملکرد محصول و نرخ حمایت اسمی دولت اثر معنی‌داری بر سطح زیرکشت محصولات دارند. نتایج محاسبه کشش سطح زیرکشت نسبت به نرخ حمایت اسمی (08/0) نشان داد که سیاست حمایتی دولت در تولید پایدار محصول گندم آبی موثر واقع شده است. نتایج محاسبه کشش‌های سطح زیرکشت جوآبی نشان داد که افزایش قیمت محصول جو (22/0) در مقایسه با قیمت محصولات رقیب، اثر بیشتری بر تولید پایدار و تخصیص سطح زیرکشت به محصول جوآبی دارد. تابع واکنش سطح زیرکشت سیب زمینی حکایت از آن دارد در بین عوامل قیمتی و غیرقیمتی، سیب‌زمینی‌کاران بیشترین واکنش را نسبت به تغییرات بارندگی و بیشینه دما، یعنی متغیرهای اقلیمی نشان می-دهند. همچنین نتایج برآورد تابع واکنش سطح زیرکشت پیاز بیانگر آن است که کشاورزان در رتبه اول به قیمت انتظاری نسبی پیاز و در رتبه دوم به متغیرهای آب و هوایی بیشتر عکس العمل را نشان می‌دهند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>اثر گیاهان پوششی مختلف بر جمعیت علف‌های هرز، عملکرد و اجزای عملکرد سویا</title>
      <link>https://sustainagriculture.tabrizu.ac.ir/article_20692.html</link>
      <description>اهداف: این پژوهش با هدف بررسی کارایی گیاهان پوششی مختلف در کنترل علف&amp;amp;rlm;های هرز و عملکرد سویا رقم کتول انجام گرفته است.مواد و روش‌ها: آزمایش در قالب طرح اسپلیت پلات بر پایه طرح بلوک&amp;amp;rlm;های کامل تصادفی در سه تکرار طراحی شد. تیمارهای آزمایشی شامل شش نوع گیاهان پوششی شامل منداب، خردل علوفه‌ای، ماشک گل خوشه‌ای، شبدر برسیم، چاودار، جو و عدم کاشت گیاه پوششی در دو شرایط وجین و عدم وجین علفهای هرز بود. یافته‌ها: در سال اول آزمایش عدم وجین علف‌های هرز سبب کاهش 42 درصدی عملکرد دانه سویا شد. در سال دوم آزمایش بیشترین مقدار عملکرد دانه سویا در شرایط وجین علف‌های هرز در بقایای شبدر برسیم با 3279 کیلوگرم در هکتار مشاهده شد. در بقایای منداب و خردل علوفه‌ای عملکرد سویا در شرایط وجین و عدم وجین مشابه بود؛ با وجود آنکه بقایای منداب و خردل علوفه‌ای در مهار علف‌های هرز موفق بودند، به نظر می‌رسد کاهش عملکرد مشاهده شده به وجود اثرات دگرآسیبی بقایای این گیاهان بر سویا مرتبط باشد. عملکرد سویا در شرایط عدم وجین در مقایسه با تیمار وجین علف‌های هرز در بقایای جو و چاودار، شبدر برسیم و ماشک به ترتیب به میزان 13، 23، 57 و 58 درصد کاهش یافت. نتیجه‌گیری: نتایج این تحقیق نشان داد که استفاده از بقایای شبدر برسیم و ماشک همراه با وجین سویا توصیه می شود. همچنین استفاده از بقایای چاودار و جو در صورتی که امکان استفاده از روشهای مکمل در کنترل علف‌های هرز وجود نداشته باشد، پیشنهاد می شود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>ارزیابی تناسب اقلیمی-کشاورزی عناب (Ziziphus jujuba ) در استان فارس</title>
      <link>https://sustainagriculture.tabrizu.ac.ir/article_20693.html</link>
      <description>اهداف: توسعه کاشت گونه‌های جدید در یک منطقه مستلزم تحلیل محدودیت‌ها و قابلیت‌های اراضی با استفاده از روش-های نوین و تکنیک‌های زمین‌آماری در مقیاس منطقه‌ای است. این تحقیق به منظور ارزیابی توان اقلیمی اراضی استان فارس جهت کشت عناب در سال 1400-403 انجام شده است.مواد و روش‌ها: ابتدا پایگاه داده‌ها و لایه‌های اطلاعاتی شامل هواشناسی، کاربری اراضی ، مدل رقومی ارتفاع (دقت 30 متر)، خاک، پوشش گیاهی استان فارس ایجاد شد و داده‌های گیاهی از مناطق اصلی تولید عناب در خراسان جنوبی و برخی مناطق فارس جمع آوری گردید، شاخص‌های اقلیمی کشاورزی و الگوی دوره رشد عناب در هر منطقه تعیین و رفتار فنولوژی عناب بر اساس مدل‌های موجود تحلیل گردید. شاخص‌های اقلیمی-کشاورزی با استفاده از روش مقایسات زوجی مدل‌سازی، ارزیابی و پهنه‌بندی گردید. نقشه نهایی میزان تناسب آگروکلیماتیک عناب در استان فارس با تأکید بر محصول مناسب ایجاد شد.یافته‌ها: نتایج نشان داد که 21 درصد از اراضی دارای تناسب بسیار بالا، 23درصد اراضی دارای تناسب خوب تا متوسط و 21 درصد اراضی از تناسب ضعیف و بقیه اراضی که تقریبا 35 درصد سطح استان را شامل می‌شود برای کشت عناب به منظور تولید میوه با کیفیت بالا نامناسب می‌باشد.نتیجه‌گیری: ط اقلیم های سرد تا معتدل استان فارس با عمق مناسب خاک، مناطق بسیار منستعدی برای تولید میوه عناب با کیفیت بالا هستند، مناطق اقلیمی نسبتا گرم و نیمه گرمسیری استان از تناسب متوسط برخوردار می‌باشند. مناطقی گرمسیر با اقلیم بسیار گرم و مناطقی که دارای سایر محدودیتهای ادافیکی بودند برای تولید عناب مناسب نمی‌باشند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی اثرات تنش خشکی و محلول‌پاشی اسید سالیسیلیک بر برخی از صفات زراعی و فیزیولوژیک در اکوتیپ‌های زیره سبز</title>
      <link>https://sustainagriculture.tabrizu.ac.ir/article_20694.html</link>
      <description>اهداف: تنش خشکی یکی از عوامل محدود‌کننده تولید گیاهان زراعی به‌شمار می‌رود. اسید سالیسیلیک درکنار افزایش توان مقاومت به تنش‌ها، رشد و عملکرد گیاه را نیز بهبود می‌بخشد. هدف این پژوهش بررسی اثرات استفاده از اسید سالیسیلیک روی برخی از صفات زراعی و فیزیولوژیکی در اکوتیپ‌های گیاه زیره سبز (Cuminum cyminum L.) تحت شرایط تنش خشکی بود.مواد و روش‌ها: این آزمایش به‌صورت اسپلیت‌پلات فاکتوریل درقالب طرح بلوک‌های کامل تصادفی در سه تکرار در سال زراعی 1402 در شهرستان ابرکوه اجرا گردید. فاکتورهای آزمایش شامل تنش خشکی در سه سطح بدون‌تنش، تنش متوسط و شدید، محلول‌پاشی اسید سالیسیلیک در دو غلظت صفر و 2 میلی‌مولار و اکوتیپ در شش سطح اردکان، بافق، آباده، کرمان، اصفهان و سمیرم بود.یافته‌ها: بیشترین تعداد چتر در بوته، تعداد دانه در چتر، ارتفاع بوته و محتوای نسبی آب برگ و کمترین نشت‌یونی در تیمار بدون‌تنش با کاربرد اسید سالیسیلیک مشاهده شد. بیشترین عملکرد دانه در تیمار بدون‌تنش با محلول‌پاشی اسید سالیسیلیک و کمترین آن در تیمار تنش خشکی شدید و عدم محلول‌پاشی بود و بیشترین درصد افزایش آن با کاربرد اسید سالیسیلیک در شرایط تنش خشکی شدید مشاهده شد. اکوتیپ‌های کرمان و اردکان ازنظر تعداد چتر در بوته، تعداد دانه در چتر، محتوای نسبی آب برگ و عملکرد دانه بیشترین و ازنظر نشت‌یونی و ارتفاع بوته کمترین مقدار را داشتند.نتیجه‌گیری: براساس نتایج این پژوهش، استفاده از 2 میلی‌مولار اسید سالیسیلیک جهت بهبود رشد و عملکرد گیاه زیره سبز جهت کاهش اثرات منفی تنش خشکی به‌ویژه در اکوتیپ‌های کرمان و اردکان قابل توصیه می‌باشد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تأثیر تراکم و زمان نسبی ظهور علف‌هرز اویارسلام زرد (Cyperus esculentus L.) بر عملکرد و اجزای عملکرد برنج (Oryza sativa L.) رقم هاشمی</title>
      <link>https://sustainagriculture.tabrizu.ac.ir/article_20695.html</link>
      <description>اهداف: علف‌هرز اویارسلام زرد یکی از جگن‌های چند‌ساله بوده و در اراضی شالیزاری موجب کاهش عملکرد برنج می‌شود. به‌منظور ارزیابی اثر تراکم و زمان نسبی ظهور این علف‌هرز بر رشد و عملکرد برنج رقم هاشمی پژوهش حاضر طراحی و اجرا شد.مواد و روش‌ها: این آزمایش در سال 1402 در قالب فاکتوریل بر پایه طرح بلوک‌های کامل تصادفی در سه تکرار اجرا شد. تراکم علف‌هرز اویارسلام زرد در چهار سطح (صفر، 15، 30 و 45 بوته در متر‌مربع) و زمان نسبی ظهور علف‌هرز در سه سطح (هم‌زمان، یک و دو هفته بعد از نشاکاری) دو عامل آزمایش بودند. یافته‌ها: عملکرد شلتوک در همزمان نشاکاری، یک و دو هفته پس از نشاکاری علف‌هرز اویارسلام زرد و در تراکم‌های 15، 30 و 45 بوته در مترمربع به‌ترتیب 90/29، 89/32 و 83/49، 23/32، 22/35، 18/47، 97/9، 61/15 و 61/17 درصد کاهش یافت. هم‌چنین کشت همزمان نشاکاری با تراکم صفر بوته عملکرد بیولوژیک بالاتری در مقایسه با کشت همزمان با تراکم 45 بوته (485 گرم در مقابل 288 گرم در مترمربع) داشت. نتیجه‌گیری: با افزایش زمان نسبی ظهور اویارسلام زرد، از شدت تأثیر تراکم آن کاسته شد به‌طوری‌که سبز‌شدن دو هفته پس از نشاکاری، تأثیر تراکم اویارسلام زرد بر اغلب اجزای عملکرد غیر‌معنی‌دار بـود. به‌طورکلی نتایج آزمایش نشان‌دهنده حساسیت شدید عملکرد شلتوک به تداخل همزمان اویارسلام زرد حتی در تراکم‌های کم بود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تاثیر محلول‌پاشی عناصر ریزمغذی و نوع پرایمینگ بذر بر عملکرد کمی و کیفی مرزه (Satureia hortensis L.)</title>
      <link>https://sustainagriculture.tabrizu.ac.ir/article_20696.html</link>
      <description>اهداف: هدف از انجام این پژوهش سنجش اثر ریزمغذی‌های روی، آهن و منگنز به دو فرم معمولی و نانو و همچنین پرایمینگ بذر بر گیاه مرزه می‌باشد تا مشخص شود که استفاده از این ریزمغذی‌ها چه تاثیری بر عملکرد کمی و کیفی مرزه خواهد داشت و همچنین استفاده از پیش تیمار بذری چه تاثیری بر استقرار بوته گیاه و در نهایت عملکرد نهایی خواهد داشت.مواد و روش ها: مطالعه حاضر به‌صورت به صورت فاکتوریل در قالب طرح بلوک‌های کامل تصادفی و در سه تکرار در مزرعه تحقیقاتی واقع در شهرستان اهر در دو سال زراعی 98-97 و 99-98 انجام شد. در این مطالعه فاکتور اصلی پرایمینگ بذر با چهار سطح شامل: شاهد (عدم پرایمینگ)، اسموپرایمینگ، هاردنینگ، هیدروپرایمینگ و فاکتور فرعی شامل محلول‌پاشی عناصر ریزمغذی با هفت سطح (عناصر روی، آهن و منگنز به دو فرم معمولی و نانو همچنین شاهد(عدم محلول‌پاشی) بودند.یافته‌ها: نتایج نشان داد کاربرد همزمان تیمارهای اسموپرایمینگ و محلول‌پاشی نانو روی بیشترین تاثیر را بر افزایش معنی‌دار اکثر مولفه‌های رشد کمی و کیفی گیاه مرزه داشت به طوری که تیمار یاد شده تعداد سرشاخه‌های گلدار، وزن خشک سرشاخه، وزن خشک اندام هوایی و عملکرد اسانس گیاه مرزه را در مقایسه با تیمار شاهد به ترتیب حدود 38، 25، 44 و 43 درصد در سال اول پژوهش و حدود 38، 24، 44 و 40 درصد در سال دوم پژوهش افزایش داد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>مطالعه برهمکنش ریزوباکتری‌های محرک رشد و نیتروژن بر رشد و عملکرد برنج (Oryza sativa L.) در شرایط رقابت با علف‌های هرز</title>
      <link>https://sustainagriculture.tabrizu.ac.ir/article_20697.html</link>
      <description>به‌منظور بررسی اثر باکتری‌های محرک رشد و کود نیتروژن بر عملکرد و اجزای عملکرد برنج (طارم هاشمی) در شرایط حضور علف‌های هرز آزمایشی فاکتوریل در قالب طرح بلوک کامل تصادفی در سه تکرار در سال زراعی 1401 انجام شد. تیمارهای آزمایش شامل 1) شاهد (عدم مصرف کود نیتروژن و تلقیح باکتری)؛ 2) کود شیمیایی نیتروژن (100 درصد)؛ 3) تلقیح با باکتری Enterobacter sp.؛ 4) تلقیح با باکتری Ensifer sp.؛ 5) تلقیح با باکتری Burkholderia capacia؛ 6) کاربرد تلفیقی باکتریEnterobacter sp. + 50 درصد کود نیتروژن؛ 7) کاربرد تلفیقی باکتریEnsifer sp. + 50 درصد کود نیتروژن؛ 8) کاربرد تلفیقی باکتری Burkhoderia capacia + 50 درصد کود نیتروژن به‌عنوان عامل اول و دو سطح عدم حضور و حضور علف هرز به‌عنوان عامل دوم بود. با توجه به نتایج علف‌های هرز اویارسلام (Cyperus rotondus L.)، سوروف (Echinochloa crus-galli) و قاشق‌واش (Alisma plantago-aquatica L.) در مزرعه حضور داشتند و تراکم و وزن خشک این علف‌های هرز در اثر اعمال تیمار کود شیمیایی افزایش یافت. بیشترین تعداد پنجه، طول خوشه و تعداد خوشه در تیمار ترکیبی انتروباکتر+ 50 درصد کود نیتروژن به‌دست آمد، درحالی‌که بیشترین ارتفاع، شاخص سطح برگ و وزن هزار دانه در تیمار کاربرد کود نیتروژن (100 درصد) به‌دست آمد. با توجه به نتایج بیشترین عملکرد دانه (4248 کیلوگرم در هکتار) و عملکرد بیولوژیک (9314 کیلوگرم در هکتار) در تیمار ترکیبی انتروباکتر + 50 درصد کود نیتروژن نیتروژن در شرایط عاری از علف هرز مشاهده شد که به‌ترتیب 26/49 و 07/33 درصد بیشتر از تیمار شاهد در شرایط حضور علف‌های هرز بود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>مطالعه تغییرات ترکیبات اسانس و برخی خصوصیات فیتوشیمیایی گیاه مریم‌گلی دارویی Salvia officinalis L.)) تحت تیمارهای خشکاندن با روش های مادون قرمز و ترکیبی (هوای گرم- مادون قرمز)</title>
      <link>https://sustainagriculture.tabrizu.ac.ir/article_20698.html</link>
      <description>مطالعه حاضر با توجه اهمیت اسانس گیاه دارویی مریم گلی در صنایع مختلف، و اینکه اثر خشک کردن مادون قرمز و همچنین روش هیبریدی هوای گرم- مادون قرمز، بر عملکرد و اجزای اسانس گیاه دارویی مریم گلی تاکنون انجام نشده است، صورت پذیرفت.مواد و روش ها: تغییرات ترکیبات اسانس و برخی خصوصیات فیتوشیمیایی تحت تیمارهای خشک کردن مادون قرمز (٤/٠، ٥/٠، ٦/٠ وات بر سانتی‌متر مربع)، ترکیبی (هوای داغ-مادون قرمز) و سایه خشک در قالب طرح کاملاً تصادفی و با ٣ تکرار بررسی شد.یافته ها: با توجه به نتایج بدست آمده، بهترین روش برای حفظ کیفیت رنگ گیاه مریم‌گلی دارویی، روش خشک کردن با مادون قرمز 4/0 وات بر سانتی‌متر مربع بود. از بین ترکیبات تشکیل دهنده اسانس، مقدار ترکیب بتا توجون در روش خشک کردن با مادون قرمز 4/0 وات بر سانتی‌متر مربع، و حداکثر میزان ترکیبات کامفور و آلفا توجون، روش خشک ‌کردن ترکیبی (مادون قرمز 4/0 وات بر سانتی‌متر مربع- هوای گرم 45 درجه) بود. همچنین بیشترین میزان ترکیب 1و8- سینئول در خشک‌کردن در سایه مشاهده گردید. بیشترین میزان فلاونوئید در روش خشک کردن ترکیبی (مادون قرمز 4/0 وات بر سانتی‌متر مربع- هوای گرم 45 درجه) به دست آمد. بیشترین میزان فعالیت آنتی‌اکسیدانی در روش خشک کردن در سایه با اختلاف جزئی با روش خشک کردن ترکیبی (مادون قرمز 4/0 وات بر سانتی‌متر مربع- هوای گرم 45 درجه) بود.نتیجه‌گیری: بر اساس نتایج به دست آمده، روش خشک کردن ترکیبی جهت حفظ کیفیت ظاهر و مواد مؤثره موجود در اسانس مریم گلی توصیه می‌شود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>اثر آب مغناطیسی بر صفات ریشه گونه‌های مختلف گندم در شرایط شور</title>
      <link>https://sustainagriculture.tabrizu.ac.ir/article_20699.html</link>
      <description>اهداف: هدف این پژوهش، ارزیابی خصوصیات سیستم ریشه‌ای گونه‌های مختلف گندم تحت کاربرد آب مغناطیسی و تنش شوری بود.مواد و روش‌ها: آزمایش به‌صورت فاکتوریل بر پایه طرح بلوک‌های کامل تصادفی با سه تکرار در سال 1398 در مزرعه تحقیقاتی دانشکده کشاورزی دانشگاه تبریز اجرا شد. عامل اول نوع آب (معمولی و مغناطیسی)، عامل دوم شوری آب آبیاری (شاهد (آب مقطر)، 3 و 6 دسی‌زیمنس بر متر (کلرید سدیم)) و عامل سوم گونه‌ها و ارقام گندم بودند.یافته‌ها: در شوری‌های متوسط و شدید میانگین قطر طوقه، وزن خشک ریشه، حجم ریشه، غلظت پتاسیم و نسبت پتاسیم به سدیم در ریشه و اندام هوایی کاهش و سطح ریشه، طول تجمعی ریشه و غلظت سدیم در ریشه و اندام هوایی افزایش معنی‌داری داشتند. آب مغناطیسی اثرات منفی تنش شوری را با افزایش قطر طوقه (8/14 درصد)، وزن خشک ریشه (4/56 درصد)، عمق ریشه دوانی (6/34 درصد)، حجم (تقریباً 2 برابر)، سطح (2/67 درصد) و طول تجمعی ریشه (1/75 درصد)، نسبت ریشه به اندام هوایی (1/30 درصد)، غلظت پتاسیم (به‌ترتیب 9/14 و 2/8 درصد) و نسبت پتاسیم به سدیم (به‌ترتیب 5/20 و 1/13 درصد) در ریشه و اندام هوایی و کاهش غلظت سدیم در ریشه و اندام هوایی (به‌ترتیب 9/7 و 8/9 درصد) تعدیل کرد. میانگین صفات، برتری ارقام کوهدشت و چمران را در مقایسه با سایر گونه‌های گندم در سطوح مختلف شوری نشان داد.نتیجه‌گیری: بر اساس نتایج به‌دست آمده، کاربرد آب مغناطیسی و ارقام مناسب گندم مانند کوهدشت و چمران، سبب بهبود رشد ریشه در شرایط غیرشور و شور می‌شود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>اثر کاربرد کود زیستی بر صفات رشدی و عملکرد شنبلیله (gereasum L. – Trigonella foenum در کشت مخلوط با ریحان (basilicum L . Ocimum)</title>
      <link>https://sustainagriculture.tabrizu.ac.ir/article_20700.html</link>
      <description>مواد و روش: آزمایشی در مزرعه شهرستان چالدران در سال 1400 اجرا گردید.آزمایش به صورت فاکتوریل در قالب طرح بلوک‌های کامل تصادفی در سه تکرار انجام شد. فاکتور اول نوع کشت در پنج سطح شامل کشت خالص شنبلیله، کشت مخلوط ردیفی 2:2 کشت مخلوط نواری 2:4 کشت مخلوط نواری 3:5 ، کشت مخلوط افزایشی (100:50) و فاکتور دوم نوع کود در سه سطح شامل کاربرد 100درصد کود شیمیایی ، 50 درصد کود شیمیایی+ کود زیستی(مایکوروت+ بایوفارم) و کود زیستی (مایکوروت+ بایوفارم) بودند.یافته‌ها: بر طبق یافته‌ها بیشترین عملکرد دانه شنبلیله در بین الگو‌های مختلف کشت مخلوط مربوط به تیمار 2 ردیف شنبلیله: 2 ردیف ریحان (61/70 گرم در مترمربع) بود که اختلاف معنی داری با دیگر الگو‌های کشت داشت. همچنین بر اساس نتایج حاصله، اثر تیمار‌های کودی و سیستم کاشت برارتفاع بوته، تعداد نیام و عملکرد روغن شنبلیله معنی دار ولیکن بیشینه مقدار این صفات مربوط به تیمار2 ردیف شنبلیله: 2 ردیف ریحان به ترتیب (62/49 سانتی متر)، (24 عدد) و(3 گرم در مترمربع) بود. حداکثر میزان نسبت برابری زمین (01/2) برای کشت مخلوط دو ردیف شنبلیله-دو ردیف ریحان با تلفیق کود زیستی+50 درصد کود شیمیایی می‌باشد.نتیجه‌گیری: با توجه به ارزیابی عملکرد روغن ، عملکرد دانه شنبلیله و نسبت برابری زمین، کشت مخلوط شنبلیله و ریحان جایگزین مناسبی برای کشت خالص این گیاهان است همچنین به منظور کاهش اثرات کود شیمیایی می‌توان از تلفیق آن با کود زیستی بهره برد و لی الگوی مناسب این پژوهش (دو ردیف شنبلیله-دوردیف ریحان) را می-توان پیشنهاد خوبی برای کشاورزان باشد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>ارزیابی موتانت‌های کلزا تحت تنش خشکی در مرحله گلدهی از نظر عملکرد، درصد روغن و شاخص‌های تحمل به تنش</title>
      <link>https://sustainagriculture.tabrizu.ac.ir/article_20701.html</link>
      <description>هدف: مطالعه به منظور شناسایی موتانت‌های با عملکرد پایدارتر و تحمل بیشتر به تنش خشکی و یافتن راهکارهای مناسب در تولید محصول در محیط‌های خشک صورت گرفت.مواد و روش‌ها: پژوهش حاضر در دو آزمایش جداگانه (آبیاری کامل و قطع آبیاری) در قالب طرح بلوک‌های کامل تصادفی با سه تکرار، طی سال‌های 95-1394 و 97-1396 در مزرعه تحقیقاتی پژوهشکده کشاورزی هسته‌ای کرج انجام شد. در این آزمایش، هفت ژنوتیپ کلزا (سه رقم: Licord، Okapi، RGS003 به‌عنوان شاهد و چهار موتانت از پایه مادری RGS003: MRGS9، MRGS14، MRGS16 و MRGS31) بررسی شد.نتایج: بیشترین عملکرد دانه در شرایط آبیاری کامل و قطع آبیاری در ژنوتیپ‌ MRGS31 مشاهده شد. همچنین وزن هزار دانه و عملکرد بیولوژیک بالاتری در ژنوتیپ MRGS31 نسبت به دیگر ژنوتیپ‌ها مشاهده شد. بالاترین و پایین ترین ارتفاع اولین شاخه فرعی را ژنوتیپ‌های Okapi و MRGS9 نشان دادند. بیشترین و کمترین درصد روغن به ترتیب در ژنوتیپ‌های MRGS31 وOkapi در شرایط قطع آبیاری مشاهده شد. از بین شاخص‌های تنش، شاخص‌های MP، GMP و STI به دلیل داشتن همبستگی مثبت با عملکرد، بهترین شاخص‌ها برای انتخاب و تعیین ژنوتیپ‌های متحمل به کلزا بودند. بر اساس شاخص های ذکر شده و نمودار بای پلات، ژنوتیپ MRGS31 به عنوان متحمل‌ترین ژنوتیپ در بین ژنوتیپ های مورد مطالعه شناسایی شد.نتیجه گیری: با توجه به اینکه موتانت‌های کلزا در هر دوشرایط آبیاری کامل و قطع آبیاری داری عملکرد بالاتری نسبت به تیمار شاهد داشتند می‌توان نتیجه گرفت که اشعه گاما به خوبی توانسته اثر مثبتی روی مقاومت گیاه در برابر تنش خشکی بگذارد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>ارزیابی مصرف سوخت، انرژی و انتشار گازهای گلخانه ‏ای در تولیدات گیاهی در کشور</title>
      <link>https://sustainagriculture.tabrizu.ac.ir/article_20702.html</link>
      <description>اهداف: تولید پایدار غذا همراه با حفظ محیط زیست، یکی از بزرگترین چالش&amp;amp;rlm;های پیش روی بشر می&amp;amp;rlm;باشد. در حال حاضر کشاورزی یکی از بزرگترین منابع تولید گازهای گلخانه&amp;amp;rlm;ای می&amp;amp;rlm;باشد. افزایش غلظت این گازها در جوّ باعث تسریع پدیده تغییر اقلیم و اثرات مخرب آن در جهان می&amp;amp;rlm;شود. مواد و روش ها: در این مطالعه یک ماژول جهت بررسی تأثیر تولید محصولات گیاهی بر محیط زیست در سطح کشور استفاده شد. با استفاده از این ماژول می&amp;amp;rlm;توان مقدار سوخت، الکتریسیته و انرژی مصرفی در بخش کشاورزی و همچنین انتشار گازهای گلخانه&amp;amp;rlm;ای ناشی از تولید محصولات کشاورزی در سطح کشور و استان را برآورد کرد. در ماژول محاسبات برای 18 گیاه زراعی، 13 گیاه باغی و 5 گیاه صیفی و سبزیجات در سطح کشوری و استانی به تفکیک دیم و آبی انجام شد.یافته ها: نتایج نشان داد سالانه 440720680 گیگاژول انرژی (مجموع انرژی مستقیم و غیرمستقیم) در مزارع تولید محصولات گیاهی مصرف می&amp;amp;rlm;شود که 73 درصد از این انرژی برای تولید محصولات زراعی، 22 درصد برای تولید محصولات باغبانی و 5 درصد برای تولید صیفی و سبزیجات استفاده می&amp;amp;rlm;شود. از کل انرژی مصرفی برای تولید محصولات گیاهی 89 درصد برای تولید محصولات آبی و 11 درصد برای تولید محصولات دیم صرف می&amp;amp;rlm;شود. سالانه 21456 هزار تن معادل دی اکسید کربن از محل تولید محصولات گیاهی در کشور منتشر می&amp;amp;rlm;شود. 66 درصد از این مقدار انتشار ناشی از تولید محصولات زراعی، 28 درصد ناشی از تولید محصولات باغبانی و 6 درصد ناشی از تولید صیفی و سبزیجات در کشور است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>ارزیابی اثر محلول پاشی فرآورده‌های اسید آمینه‌ای و آلی بر فعالیت آنزیم‌ها و عملکرد روغن سویا (Glycine max L.) در زمان‌های متفاوت برداشت</title>
      <link>https://sustainagriculture.tabrizu.ac.ir/article_20703.html</link>
      <description>به منظور بررسی تأثیر فراورده‌های اسید آمینه‌ای و آلی بر خصوصیات کمی و کیفی سویا رقم ویلیامز در زمان‌های متفاوت برداشت، آزمایشی به صورت فاکتوریل در قالب بلوک‌های کامل تصادفی با 24 تیمار و 3 تکرار در سال‌های 1390-92 در مؤسسه تحقیقات برنج کشور (رشت) اجرا ‌شد. فاکتور اول، محلول‌پاشی مواد شامل 1-نانوکلات‌آهن (دو در هزار)، 2-کادوستیم (5/0 در هزار)، 3-آمینول‌فورته (دو در هزار)، 4-آب مغناطیسی (20 لیتر در متر مربع)، 5-کمپوست زباله شهری (10 تن در هکتار)، 6- کود حیوانی (کود گاوی) و 7-کود شیمیایی نیتروژن خالص (پنج در هزار از منبع اوره) به همراه یک تیمار شاهد و فاکتور دوم، سه زمان برداشت 1-هنگامی که رطوبت دانه در غلاف‌های ساقه اصلی 25-20 درصد 2-رطوبت دانه در غلاف‌های ساقه اصلی 15-14 درصد 3-رطوبت دانه در غلاف‌های ساقه اصلی 12-10 درصد، منظور شدند. مقایسه میانگین مرکب اثر متقابل تیمارها نشان داد که محلولپاشی نانوکلات‌آهن و زمان برداشت دوم بیشترین میزان آنزیم پراکسیداز، آنزیم کاتالاز، عملکرد دانه و پروتئین (به ترتیب 3731 و 1390 کیلوگرم در هکتار) و عملکرد روغن (951 کیلوگرم در هکتار) را داشت. بیشترین غلظت آنزیم مالون‌دی‌آلدهید در تیمار شاهد (7/140 نانو مول بر گرم وزن تر) و زمان برداشت سوم (140 نانو مول بر گرم وزن تر) بدست آمد. براساس نتایج این آزمایش به نظر می‌رسد که با توجه به عملکرد روغن و پروتئین و بالا بودن ارزش تغذیه‌ای سویا، محلول‌پاشی نانوکلات‌آهن و زمان برداشت دوم باعث افزایش کمی و کیفی محصول و در راستای کاهش آلودگی‌های محیطی و کشاورزی پایدار می‌باشند</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی شاخص‌های تحمل به تنش خشکی در تعدادی از ژنوتیپ‌های پیشرفته سویا در دشت مغان</title>
      <link>https://sustainagriculture.tabrizu.ac.ir/article_20704.html</link>
      <description>اهداف: شناسایی ارقام متحمل به خشکی در سویا یکی از مهمترین راه‌کارهای مقابله با تنش کم‌آبی در شرایط تغییرات اقلیمی می‌باشد.مواد و روش‌ها: آزمایش به صورت کرت‌های خرد شده در قالب طرح بلوک‌های کامل تصادفی در سه تکرار در مزرعه تحقیقاتی مرکز تحقیقات و آموزش کشاورزی و منابع طبیعی استان اردبیل (مغان) در سال 1402 اجرا شد. تیمار‌ها شامل آبیاری کامل (100 درصد نیاز آبی) و تنش خشکی (50 درصد نیاز آبی) به عنوان عامل اصلی و 15 ژنوتیپ جدید سویا به عنوان عامل فرعی بود. ارزیابی ژنوتیپ‌ها بر اساس عملکرد دانه در شرایط شاهد و تنش خشکی توسط شاخص‌های حساسیت به تنش، تحمل، بهره‌وری متوسط، پایداری عملکرد، تحمل تنش، میانگین هندسی بهره‌وری، مقاومت به خشکی، میانگین عملکرد نسبی، درصد حساسیت به تنش و درصد کاهش عملکرد انجام شد.یافته‌ها: بر اساس میانگین رتبه‌ها در شاخص‌های مورد مطالعه ژنوتیپ‌های G3، G9،G11 وG13 به عنوان متحمل‌ترین ژنوتیپ‌ها به تنش کم‌آبی شناخته شدند. تجزیه کلاستر ژنوتیپ‌ها را در شش گروه مجزا تفکیک کرد. G5 و رقم کوثر در گروه اول وG3 ، G11، G13وG9 در گروه ششم جای گرفتند. نماهای مختلف نمودار بای پلات G3، G9 و G13 را جزو پایدارترین ژنوتیپ‌ها با متوسط عملکرد بالاتر از میانگین در هر دو محیط قرار دادند.نتیجه‌گیری: با در نظر گرفتن میانگین عملکرد دانه و میانگین رتبه‌ها در شاخص‌های مورد بررسی، تجزیه کلاستر و نمودارهای بای‌پلات، G3، G9، G11 و G13 به عنوان ژنوتیپ‌های پایدار و متحمل به تنش کم‌آبی شناسایی شدند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>ارزیابی شاخص‌های انرژی زراعت کلزا (Brassica napus L.) در شالیزار تحت تأثیر سیستم‌های خاک‌ورزی، روش‌ کاشت و مقدار نیتروژن</title>
      <link>https://sustainagriculture.tabrizu.ac.ir/article_20705.html</link>
      <description>اهداف: پژوهش حاضر به‌منظور مطالعه اثر سیستم‌های خاک‌ورزی، روش‌ کاشت و مقدار نیتروژن بر شاخص‌های انرژی زراعت کلزا در شالیزار اجرا گردید.مواد و روش‌ها: آزمایشی به‌صورت اسپلیت فاکتوریل بر پایه طرح بلوک‌های کامل تصادفی با سه تکرار در مزرعه پژوهشی مؤسسه تحقیقات برنج کشور در شهرستان رشت طی دو سال زراعی 97-1395 انجام شد. تیمارهای آزمایشی شامل سه روش خاک‌ورزی (خاک‌ورزی متداول، کم خاک‌ورزی و بدون خاک‌ورزی) به‌عنوان فاکتور اصلی و دو روش کشت (کشت مستقیم و کشت نشایی) و چهار سطح کود نیتروژن خالص (صفر، 100، 200 و 300 کیلوگرم در هکتار) به‌عنوان فاکتور فرعی بودند.یافته‌ها: نتایج نشان داد که در اکثر تیمارهای آزمایشی، سهم کود نیتروژن و سوخت دیزل نسبت به سایر ورودی‌های انرژی بیشتر بود. تمام تیمارهایی که از کود نیتروژن استفاده نکردند، به‌دلیل عملکرد پایین، کمترین مقدار انرژی خالص را داشتند که این این امر نشان‌دهنده اهمیت استفاده از کود نیتروژن برای تولید موفقیت‌آمیز کلزا است. تیمارهای خاک‌ورزی متداول در 300 کیلوگرم نیتروژن در هکتار در هر دو روش کشت مستقیم و نشایی، بیشترین مقدار انرژی مصرفی (بیش از 38000 مگاژول در هکتار) را به‌علت مصرف زیاد سوخت و نیتروژن دارا بودند. نتیجه‌گیری: ترکیبات تیماری کم‌ خاک‌ورزی در 100 کیلوگرم نیتروژن در هکتار در هر دو روش کشت، به‌دلیل کارایی بالای مصرف انرژی به‌عنوان گزینه‌های امیدوارکننده جهت صرفه‌جویی در مصرف انرژی برای کشت کلزا پس از برداشت برنج در اراضی شالیزاری استان گیلان قابل توصیه است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تاثیر رژیم‌های آبیاری بر خصوصیات ریخت‌شناسی و زراعی گلرنگ تابستانه (Carthamus tinctorius L.) تحت کاربرد گوگرد بنتونیت‌دار و باکتری‌های اسیدی‌تیوباسیلوس</title>
      <link>https://sustainagriculture.tabrizu.ac.ir/article_20706.html</link>
      <description>چکیدهاهداف: این پژوهش به منظور بررسی تاثیر هم‌افزایی گوگرد بنتونیت‌دار و باکتری‌های اسیدی‌تیوباسیلوس بر بهبود صفات ریخت‌شناسی، عملکرد دانه و روغن و کارایی مصرف آب زراعی تحت رژیم‌های مختلف آبیاری در گلرنگ تابستانه رقم فرامان انجام گرفت.مواد و روش: آزمایش به‌صورت اسپلیت فاکتوریل در قالب طرح بلوک‌های کامل تصادفی در سه تکرار طی تابستان 1401 در مزرعه آزمایشی دانشکده کشاورزی دانشگاه یاسوج واقع در منطقه دشتروم شکل گرفت. در این آزمایش رژیم‌های آبیاری در سه سطح (آبیاری کامل و قطع آبیاری از مراحل شروع گلدهی (تنش شدید) و شروع پرشدن دانه (تنش متوسط)) به‌عنوان عامل اصلی و گوگرد بنتونیت‌دار در سه سطح (صفر، 150 و 300 کیلوگرم در هکتار) و اسیدی‌تیوباسیلوی در دو سطح (عدم کاربرد و کاربرد) به‌عنوان عامل فرعی در نظر گرفته شدند.نتایج: تنش شدید موجب کاهش شاخص سطح برگ، قطر طبق و ارتفاع بوته شد. همچنین تعداد شاخه جانبی و قطر ساقه اصلی را به میزان 56/11 و 48/10 درصد کاهش داد. بیشترین تعداد طبق در بوته (49/11)، دانه در طبق (3/39) و وزن هزار دانه (5/41) تحت تنش شدید از کاربرد باکتری + 300 کیلوگرم گوگرد بنتونیت‌دار در هکتار به دست آمد. در تنش متوسط نیز کاربرد باکتری + 300 کیلوگرم گوگرد بنتونیت‌دار در هکتار باعث افزایش 54/46 درصدی عملکرد دانه و 03/1 برابری عملکرد روغن شد.نتیجه‌گیری: کاربرد تلفیقی 300 کیلوگرم در هکتار گوگرد بنتونبت‌دار به همراه باکتری‌های اسیدی‌تیوباسیلوس برای افزایش تحمل عملکرد دانه و عملکرد روغن گیاه گلرنگ به تنش قطع آبیاری از مرحله پرشدن دانه در منطقه دشت‌روم توصیه می‌شود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تأثیر زمان کاشت و کاربرد کود شیمیایی و زیستی نیتروژن بر جذب عناصر غذایی، شاخص‌های کارایی نیتروژن، عملکرد دانه و روغن کاملینا (Camelina sativa) در منطقه اقلید</title>
      <link>https://sustainagriculture.tabrizu.ac.ir/article_20707.html</link>
      <description>چکیدهمقدمه و هدف: هدف از این تحقیق بررسی بهبود جذب عناصر غذایی و شاخصهای کارایی نیتروژن گیاه کاملینا تحت تأثیر مدیریت تلفیقی کود شیمیایی و زیستی نیتروژنه در تاریخ کاشتهای مختلف بود. مواد و روش‌ها: آزمایش به صورت کرتهای خرد شده در قالب طرح بلوکهای کامل تصادفی با سه تکرار در منطقه اقلید اجرا شد. عامل اصلی شامل کودهای نیتروژن در چهار سطح (100 درصد شیمیایی (اوره)، 75 درصد شیمیایی + کود زیستی (باکتری‌های ازتوباکتر و آزوسپریلیوم)، 50 درصد شیمیایی + کود زیستی نیتروژن و بدون کاربرد کود نیتروژن) بود. عامل فرعی شامل تاریخ کاشت در چهار سطح (20 شهریور، 4 مهر، 20 فروردین و 4 اردیبهشت) بود.یافته‌ها: برهمکنش تاریخ کاشت و کود نیتروژن بر تمامی صفات مورد بررسی بهجز محتوای فسفر و درصد روغن دانه معنیدار بود. بیشترین محتوای پتاسیم، آهن و روی از تاریخ کاشت 4 مهر و 75 درصد شیمیایی+ کود زیستی حاصل شد و با تأخیر در کاشت به محتوای نیتروژن برگ و دانه افزوده شد. بیشترین عملکرد دانه، روغن و پروتئین در تاریخ کاشت 4 مهر و کاربرد 75 درصد کود شیمیایی نیتروژن + کود زیستی به‌دست آمد. کارآیی مصرف نیتروژن و کارایی جذب نیتروژن دانه با افزایش سطوح نیتروژن بهطور معنیداری کاهش یافت. نتیجه‌گیری: تاریخ کاشت 4 مهر و کاربرد کود تلفیقی 75 درصد نیتروژن شیمیایی+ کود زیستی برای حصول عملکرد روغن مناسب کاملینا در منطقه مورد آزمایش قابل توصیه می-باشد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تاثیر نانوذرات (آهن و سیلیکون) و میکوریزا بر سهم فرایند انتقال مجدد و فتوسنتز جاری در عملکرد دانه ‏و برخی صفات چاودار (.‏cereal L‏ ‏Secale‏) در شرایط محدودیت آبی</title>
      <link>https://sustainagriculture.tabrizu.ac.ir/article_20708.html</link>
      <description>هدف: این مطالعه به منظور بررسی تأثیر نانوذرات و مایکوریزا بر سهم فرایند انتقال مجدد و فتوسنتز &amp;amp;rlm;جاری در عملکرد دانه و برخی صفات چاودار در شرایط محدودیت آبی اجرا شد.&amp;amp;rlm;مواد و روش‌ها: آزمایش به‌صورت فاکتوریل در قالبRCBDدر سه تکرار در &amp;amp;rlm;گلخانه پژوهشی دانشگاه محقق اردبیلی در سال 1401 اجرا شد. &amp;amp;rlm;فاکتورهای مورد بررسی شامل آبیاری (آبیاری کامل به‌عنوان شاهد، قطع آبیاری در 50 &amp;amp;rlm;درصد مراحل سنبله‌دهی و آبستنی )، کاربرد کودهای زیستی &amp;amp;rlm;در دو سطح ( کاربرد و عدم کاربرد میکوریزا)، محلول‌پاشی نانو ذرات (محلول‌پاشی با آب به‌عنوان شاهد، محلول‌پاشی نانواکسید آهن، نانوسیلیکون، کاربرد توام نانوآهن و سیلیکون) بود&amp;amp;lrm;.&amp;amp;lrm;یافته‌ها: نتایج نشان داد که قطع آبیاری در 50 درصد مرحله آبستنی و عدم کاربرد نانوذرات و میکوریزا &amp;amp;rlm;میزان انتقال ماده خشک از ساقه و اندام هوایی (به‌ترتیب 4/10 و 5/12 درصد) و سهم مشارکت ذخایر ساقه &amp;amp;rlm;و اندام هوایی در عملکرد دانه را (به ترتیب 6/24 و 7/28 درصد) در مقایسه با کاربرد نانوذرات و میکوریزا &amp;amp;rlm;در همین سطح از آبیاری افزایش داد. همچنین در شرایط محدودیت شدید آبی، کاربرد توام نانوذرات و &amp;amp;rlm;میکوریزا، شاخص سطح برگ (5/30 درصد)، فتوسنتز جاری و میزان مشارکت فتوسنتز جاری در عملکرد &amp;amp;rlm;دانه (به‌ترتیب 8/29 و 2/15 درصد)، تعداد دانه در سنبله (30 درصد)، طول سنبله (3/25 درصد) و عملکرد &amp;amp;rlm;دانه را (26 درصد) در مقایسه با عدم کاربرد نانوذرات و میکوریزا تحت همان سطح از آبیاری افزایش داد.&amp;amp;rlm;نتیجه‌گیری: براساس نتایج به نظر می‌رسد کاربرد نانوذرات و میکوریزا را می‌توان برای &amp;amp;rlm;افزایش عملکرد دانه چاودار تحت محدودیت شدید آبی، پیشنهاد نمود.&amp;amp;rlm;</description>
    </item>
    <item>
      <title>مطالعه پایداری عملکرد دانه لاین‌های جهش‌یافته کلزای زمستانه در چند سال و مکان</title>
      <link>https://sustainagriculture.tabrizu.ac.ir/article_20709.html</link>
      <description>در این مطالعه، تعداد نه لاین جهش‌یافته کلزای زمستانه به همراه شش رقم در شش ایستگاه‌ تحقیقاتی (کرج، کرمانشاه، اصفهان، همدان، زرقان و قزوین) در قالب طرح بلوک‌های کامل تصادفی با سه تکرار به مدت دو سال زراعی مورد ارزیابی قرار گرفتند. برای ارزیابی پایداری و سـازگاری ژنوتیپ‌ها در محیط‌های مورد بررسی از روش آماری GGE بای‌پلات با مدل اثر ژنوتیپ + برهمکنش ژنوتیپ &amp;amp;times; محیط استفاده شد. نتایج تجزیه مرکب عملکرد دانه نشان داد که اثر محیط، اثر ژنوتیپ و اثر متقابل ژنوتیپ &amp;amp;times; محیط معنی‌دار بود. معنی‌دار بودن اثر متقابل ژنوتیپ &amp;amp;times; محیط، بیانگر واکنش متفاوت ژنوتیپ‌ها در محیط‌های مختلف بود و از این‌رو، امکان تجزیه پایداری ژنوتیپ‌ها وجود داشت. نتایج تجزیه اثر متقابل ژنوتیپ &amp;amp;times; محیط با روش GGE-biplot نشان داد که دو مؤلفه اول و دوم GGE-biplot، 9/70 درصد از تغییرات کل عملکرد دانه را توجیه کردند. بر اساس بای‌پلات ژنوتیپ فرضی ایده‌‌آل، رقم طلایه و لاین جهش یافته Z-900-9 از نظر هر دو عامل پایداری و میانگین عملکرد دانه، بهتر از سایر ژنوتیپ‌ها بودند و سازگاری عمومی بالایی در همه محیط‌های مورد بررسی داشتند. علاوه بر آن، ارقام نیما و طلایه در مکان‌های اصفهان، کرمانشاه و کرج و لاین جهش یافته Z-900-8 در مکان زرقان ژنوتیپ‌های برتر و با سازگاری خصوصی بالا بودند. همچنین نتایج نشان داد که کلیه محیط‌ها دارای قابلیت تمایز بالایی بوده و توانستند تفاوت‌های بین ژنوتیپ‌ها را به خوبی آشکار کنند. محیط‌های همدان، کرمانشاه و اصفهان نزدیک‌ترین محیط‌ها‌ به محیط ایده‌آل بودند و بیشترین تمایز و بیانگری را نشان دادند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>اثرات هم افزایی کود دامی و مرغی بر رشد و عملکرد لوبیا سبز</title>
      <link>https://sustainagriculture.tabrizu.ac.ir/article_20710.html</link>
      <description>اهداف: به منظور بررسی اثرات هم‌افزایی کود دامی و مرغی بر رشد و عملکرد لوبیا سبز رقم Canyon در شرایط مزرعه‌ای، آزمایشی در قالب طرح بلوک‌های کامل تصادفی با هفت تیمار در مزرعه‌ای واقع در منطقه جنوب استان کرمان انجام شد.مواد و روش‌ها: تیمارهای آزمایش شامل شاهد، کاربرد کود دامی به میزان 10 و 20 تن در هکتار، کاربرد کود مرغی به میزان 3 و 5 تن در هکتار، ترکیب کود مرغی و دامی 10تن در هکتار (به ترتیب 3 و 7 تن)، ترکیب کود مرغی و دامی 20 تن در هکتار(به ترتیب 5 و 15 تن در هکتار) بودند. صفات مورد ارزیابی شامل ارتفاع گیاه، تعداد برگ، تعداد شاخه فرعی، وزن تر و خشک بوته، وزن غلاف، طول غلاف، تعداد غلاف در بوته، تعداد دانه در غلاف، عملکرد کل، بودند.یافته‌ها: نتایج این مطالعه نشان داد کاربرد مخلوط کود دامی و مرغی سبب افزایش برخی ویژگی‌های رشدی، عملکرد و اجزای عملکرد در بالاترین سطح شد. به طور کلی، استفاده از ترکیب کود مرغی و دامی به صورت هم‌زمان، تاثیرات مثبتی بر ویژگی‌های رشدی و عملکردی لوبیا سبز داشت و می‌تواند به عنوان یک روش کارآمد برای ارتقای کیفیت و بازدهی محصولات کشاورزی به کار گرفته شود.نتیجه‌گیری: بنابراین با توجه به نتایج به‌دست‌آمده، اثر مخلوط کود دامی و مرغی، بعنوان یک راهکار برای افزایش عملکرد لوبیا سبز قابل توصیه می‌باشد، این یافته‌ها حاکی از آن است که ادغام کودهای آلی در شیوه‌های کشت لوبیا سبز می‌تواند عملکرد محصول را افزایش داده و به توسعه کشاورزی پایدار کمک کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>اثر افزودن درصدی از ورمی کمپوست آماده و چای کمپوست به بستر مواد خام تهیه شده از پسماند جامد گاوی روی محصول نهایی ورمی کمپوست</title>
      <link>https://sustainagriculture.tabrizu.ac.ir/article_20711.html</link>
      <description>اهدف: هدف تحقیق حاضر افزایش بازده تبدیل پسماند و نیز مطالعه اثر افزودن درصدی از ورمی‌کمپوست و بازگردانی چای کمپوست به بستر ورمی کمپوست حاوی درصدی از پسماند جامد و خالص گاو، روی کیفیت محصول کمپوست بود. مواد و روش ها: این مطالعه به مدت پنج هفته با هشت تیمار که هر تیمار دارای درصدی از پسماند جامد گاو (%C)، ورمی کمپوست (%V) و چای کمپوست بود، در قالب طرح کرت های خرد شده بر مبنای طرح کاملا تصادفی در سه تکرار برای وزن زیست توده کرم و میزان کوکون انجام شد که در آن تیمارها در کرت های اصلی و هفته ها در کرت های فرعی قرار گرفتند. افزون بر این، اندازه گیری عناصر ماکرو، میکرو، نسبت C/N، EC و pH در پایان هفته پنجم صورت گرفت.یافته ها: نتایج نشان داد که در طی فرایند تولید کمپوست، با افزودن 30 درصد ورمی‌کمپوست به پسماند جامد گاو، مقادیر زیست توده کرم، تعداد کوکون، C/N ، N و pH افزایش می‌یابد. اما افزودن چای کمپوست بجز EC و K، روی بقیه متغیر های وابسته اثر منفی داشت. بیشترین اثر منفی در ترکیب 10 درصد ورمی کمپوست با 90 % پسماند جامد گاو مشاهده شد. در تیمارهای مختلف تغییرات معنی‌داری در میزان P مشاهده نشد.نتیجه‌گیری: نتایج بدست آمده حاکی از اثر مثبت افزودن 30 درصد ورمی کمپوست به مواد خام روی زیست توده کرم، تعداد کوکون و برخی عناصر ماکرو و میکرو موجود در ورمیکمپوست حاصل و اثر منفی افزودن چای کمپوست به مواد خام، روی متغیرهای مذکور بود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تاثیر نوع گیاه پوششی بر رشد علف‌های هرز در الگوهای مختلف کاشت چغندر قند در منطقه کرج</title>
      <link>https://sustainagriculture.tabrizu.ac.ir/article_20712.html</link>
      <description>پژوهش حاضر به منظور بررسی تاثیر نوع گیاه پوششی بر جمعیت علف‌های هرز و عملکرد چغندرقند در دو نظام کاشت تک ردیفه و دو ردیفه انجام گرفت. آزمایش در مزرعه تحقیقاتی موسسه تحقیقات گیاه‌پزشکی کشور، واقع در جاده مشکین دشت کرج به صورت کرت‌های خرد شده نواری با طرح پایه بلوک‌های کامل تصادفی در 3 تکرار اجرا گردید. تیمار‌های آرایش کاشت (در دو سطح تک ردیفه و دو ردیفه) و نوع گیاه پوششی (شامل جو، تریتیکاله، شبدر‌ برسیم و تربچه روغنی ) عامل اصلی و زمان حذف گیاه پوششی (در دو زمان 4 و 8 برگی چغندر قند) عامل فرعی بود. نتایج نشان داد که آرایش کاشت دو ردیفه منجر به کاهش رشد علف‌های هرز و افزایش 27/7 تن در هکتارعملکرد غده و 840 کیلوگرم در هکتار عملکرد قند در مقایسه با آرایش کاشت یک ردیفه گردید. در بین گونه‌های گیاه پوششی، جو دارای بیش‌ترین وزن خشک گیاه پوششی، کم‌ترین فراوانی و وزن خشک علف‌های هرز، بیشترین عملکرد غده (71/38 تن در هکتار) و عملکرد قند (90/6 تن در هکتار) بود. زمان حذف هشت برگی چغندرقند دارای بیش‌ترین درصد پوشش و وزن خشک گیاه پوششی، کم‌ترین فراوانی و وزن خشک‌علف‌های هرز و بالاترین عملکرد غده (45/37 تن در هکتار) و عملکرد قند (77/6 تن در هکتار) بود. به طور کلی با توجه به یافته‌های این پژوهش، می‌توان با کاشت دو ردیفه چغندر قند و استفاده از گیاه پوششی جو و حذف آن در مرحله هشت برگی چغندرقند عملکرد بالاتری را به دست آورد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی شاخص های تحمل به تنش خشکی در ژنوتیپ ها و اکوتیپ های مختلف یونجه</title>
      <link>https://sustainagriculture.tabrizu.ac.ir/article_20973.html</link>
      <description>انتخاب رقم مناسب با پایداری عملکرد برای هر منطقه به‌ویژه در شرایط تنش آبیاری کم ضروری است. پژوهش حاضر به‌منظور ارزیابی تحمل به تنش آبیاری کم ارقام و اکوتیپ‌های مختلف یونجه از نظر عملکرد انجام شد. این آزمایش به‌صورت کرت‌های خرد شده در قالب طرح بلوک‌های کامل تصادفی با سه تکرار در ایستگاه تحقیقاتی مرکز تحقیقات و آموزش کشاورزی و منابع طبیعی استان آذربایجان شرقی واقع در منطقه خسروشاه طی سه سال زراعی (95-1394، 96-1395 و 97-1396) انجام شد. در کرت‌های اصلی آبیاری در سه سطح شامل قطع آبیاری بعد از چین اول، چین دوم و چین سوم انجام شد. عامل دوم شامل هفت ژنوتیپ شامل سه رقم سنتتیکA، سنتتیک B و آذر و چهار اکوتیپ جوشن، ساتلو، خواجه و شاهد محلی خسروشاه بود که در کرت‌های فرعی قرار گرفتند. تجزیه واریانس مرکب نشان داد که بین سال‌ها و سطوح تنش از نظر تمامی صفات مورفولوژیکی تفاوت معنی‌داری وجود دارد. تعداد ساقه‌های تک بوته، وزن تر برگ، وزن خشک برگ، وزن تر ساقه و وزن خشک ساقه اکوتیپ‌های یونجه تحت شرایط تنش شدید آبی به‌طور معنی‌داری کاهش یافت. بر اساس شاخص‌های تحمل به تنش، ارقام سنتتیکA، سنتتیکB و اکوتیپ جوشن به عنوان اکوتیپ‌های متحمل به خشکی شناخته شدند. به طور کلی، می‌توان بیان نمود که شاخص‌هایMP، GMP،STI و HM می‌توانند به‌طور موثر برای غربالگری تحمل به خشکی و شناسایی ژنوتیپ‌های برتر برای شرایط مزرعه تنش و بدون تنش در یونجه مورد استفاده قرار گیرند و براساس نتایج حاصله اکوتیپ جوشن به‌عنوان برترین اکوتیپ این پژوهش مشخص شد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>طراحی الگوی راهبردی توسعه صادرات بخش کشاورزی استان آذربایجان شرقی: رهیافت شاخص‌های مزیت نسبی و مدل‌های ANSOFF و SOAR</title>
      <link>https://sustainagriculture.tabrizu.ac.ir/article_20998.html</link>
      <description>اهداف: در شرایط کنونی اقتصاد ایران که وابستگی به درآمدهای نفتی آسیب‌پذیری‌های جدی ایجاد کرده است، توسعه صادرات غیرنفتی به‌ویژه محصولات کشاورزی، به‌عنوان یکی از ارکان کلیدی توسعه پایدار اقتصادی، ضرورت دارد. این مطالعه با هدف طراحی الگویی راهبردی برای توسعه صادرات کشاورزی استان آذربایجان شرقی انجام شد.مواد و روش‌ها: این پژوهش از نوع کاربردی و توصیفی‌تحلیلی بوده و با بهره‌گیری از داده‌های آماری سال‌های اخیر و استفاده از شاخص‌های مزیت نسبی، شاخص تمرکز هرفیندال&amp;amp;ndash;هیرشمن (HHI)، مدل‌های راهبردی ANSOFF و SOAR انجام شد. جمع‌آوری داده‌ها از منابع رسمی و مصاحبه با کارشناسان حوزه صادرات انجام گرفت.یافته‌ها: نتایج نشان داد محصولات کشاورزی استان در سه گروه مزیت پایدار (مانند زردآلو، انگور، سیب)، مزیت ناپایدار (مانند هندوانه، بادام) و بدون مزیت (مانند عدس، لوبیا) قابل تقسیم هستند. بازارهای هدف شامل روسیه، آلمان، هند، چین، امارات و ترکیه شناسایی شدند. شاخص HHI فرصت‌های بیشتر صادراتی را در بازارهای با تمرکز کمتر نشان داد. همچنین موانعی چون کمبود زیرساخت‌های بسته‌بندی، ضعف بازاریابی و مشکلات لجستیک شناسایی شد.نتیجه‌گیری: الگوی ارائه‌شده بر حفظ و توسعه مزیت‌های پایدار، تقویت مزیت‌های ناپایدار و بازسازی محصولات بدون مزیت تأکید دارد. ایجاد سامانه رصد مزیت نسبی، ارائه مشوق‌های صادراتی، بهبود حمل‌ونقل و توسعه انبارهای مرزی از جمله پیشنهادات کاربردی این پژوهش است که می‌تواند در افزایش صادرات، ایجاد اشتغال، افزایش درآمد ارزی و ارتقای امنیت غذایی مؤثر باشد. محدودیت اصلی مطالعه، عدم دسترسی به برخی داده‌های دقیق صادراتی بوده است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تاثیر شاخص‌های بام سبز بر مصرف انرژی ساختمان در اقلیم سرد و خشک نمونه موردی: ساختمان های مسکونی شهر تبریز</title>
      <link>https://sustainagriculture.tabrizu.ac.ir/article_21001.html</link>
      <description>اهداف: این پژوهش با هدف بررسی تأثیر سه شاخص شامل عمق بستر، ارتفاع گیاه و شاخص مساحت برگ بر رفتار حرارتی و بهینه‌سازی مصرف انرژی در ساختمان‌های مسکونی شهر تبریز انجام گرفت.مواد و روش‌ها: حاضر از نوع توصیفی-تحلیلی است و از نرم‌افزار شبیه‌سازی انرژی دیزاین بیلدر (ورژن7) برای تحلیل اثرات پارامترهای گیاهی بر مصرف انرژی استفاده شده است. یک ساختمان مسکونی یک‌طبقه با زیربنای ۸۸ مترمربع در تبریز به عنوان مدل پایه انتخاب شد. سناریوهایی متشکل از سه سطح مختلف برای هر یک از متغیرهای ارتفاع گیاه (20، 40 و 60 سانتیمتر)، عمق بستر کشت (10، 15 و 20 سانتیمتر)، و شاخص مساحت برگ (2، 2.7 و 3.4) مورد شبیه‌سازی و مقایسه قرار گرفتند. گونه گیاهی مورد بررسی، وینکا است.یافته‌ها: نتایج تحلیل عددی نشان دادند که شاخص مساحت برگ برابر با 2 در مقایسه با سایر سطوح عملکرد بهتری از نظر صرفه‌جویی انرژی دارد. همچنین، ارتفاع ۲۰ سانتی‌متر، کمترین میزان مصرف انرژی را ایجاد کرده و از نظر بهینه‌سازی حرارتی مؤثرتر بوده است. در خصوص بستر کشت، عمق ۲۰ سانتی‌متر بیشترین کاهش در مجموع انرژی مصرفی سالانه را به همراه داشته است.نتیجه‌گیری: بر اساس یافته‌های این پژوهش، در شرایط اقلیمی سرد و خشک شهر تبریز، انتخاب گیاهانی با ارتفاع کوتاه‌تر، شاخص سطح برگ کمتر، و بستر کشت عمیق‌تر در بام سبز، می‌تواند می‌تواند موجب ارتقاء عملکرد ساختمان از نظر مصرف انرژی شود. این نتایج، ضرورت طراحی اقلیم‌محور بام‌های سبز را در راستای ارتقاء بهره‌وری انرژی و توسعه پایدار شهری تأکید می‌نماید.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تأثیر ورمی کمپوست و اندازه بذر بر محصول و کیفیت بذر لوبیا چشم بلبلی (Vigna unguiculata L.)</title>
      <link>https://sustainagriculture.tabrizu.ac.ir/article_21002.html</link>
      <description>اهداف: کودهای زیستی اثرهای مثبتی روی خاک و گیاه دارد. بنابراین، برای ارزیابی اثر اندازه بذر و ورمی-کمپوست بر محصول دانه و کیفیت فیزیولوژیکی بذر لوبیا چشم بلبلی این آزمایش اجرا گردید.مواد و روش‌ها: در سال زراعی 1397 در مزرعه تحقیقاتی دانشکده کشاورزی دانشگاه تبریز آزمایشی به صورت کرت‌های خرد شده بر پایه بلوک‌های کامل تصادفی در سه تکرار این آزمایش اجرا گردید. کود ورمی‌کمپوست در چهار سطح (0، 2، 4 و 6 تن در هکتار) در کرت‌های اصلی و اندازه بذر در سه سطح (درشت، مخلوط و ریز به ترتیب با وزن 100 دانه‌‌های 08/18، 29/15 و 91/14 گرم) در کرت‌های فرعی قرار گرفتند. یافته‌ها: کمترین میزان هدایت الکتریکی در بذرهای ریز و بیشترین آن در بذرهای درشت بود. کاربرد ورمی-کمپوست در اندازه‌های مختلف بذر هدایت الکتریکی مواد نشت یافته از بذرها را به ویژه در بذرهای حاصل از بذرهای درشت کاهش داد. درصد جوانه‌زنی بذرهای درشت کمتر از بذرهای ریز بود. با افزایش اندازه بذر در تیمارهای عدم کاربرد ورمی‌کمپوست درصد بذرهای زنده کم شد. با افزایش اندازه بذر در تمام سطوح ورمی‌کمپوست، وزن خشک گیاهچه‌ها افزایش یافت (76/3 گرم با کاربرد 6 تن در هکتار ورمی‌کمپوست). نتیجه‌گیری: مصرف ورمی‌کمپوست به ویژه 4 تن در هکتار موجب افزایش محصول دانه در واحد سطح گیاهان حاصل از بذرهای درشت و مخلوط گردید. عملکرد دانه بالاترین همبستگی مثبت را با وزن خشک گیاهچه و بذرهای زنده دارد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تاثیر تاریخ کاشت بر مدیریت علف‌های هرز در مزرعه سیب زمینی</title>
      <link>https://sustainagriculture.tabrizu.ac.ir/article_21003.html</link>
      <description>تاریخ کاشت سیب‌زمینی با تاثیر بر رقابت، اثربخشی روش‌های کنترل و ملاحظات اقتصادی نقش مهمی در مدیریت علف‌های هرز دارد، و می‌تواند به کشاورزان کمک کند تا برنامه های کاشت خود را برای افزایش عملکرد محصول و کاهش چالش‌های مربوط به علف‌های هرز بهینه کنند. این آزمایش به صورت فاکتوریل دوعاملی در قالب بلوک‌های کامل تصادفی در سال زراعی 1398-1397 در مزارع تحقیقات کشاورزی دانشگاه رازی انجام شد. فاکتور اول عبارت از تاریخ کاشت در 4 سطح شامل: 20 آبان، 20 اسفند، 20 فروردین و 20 اردیبهشت و فاکتور دوم شامل دو رقم سیب‌زمینی، سانته و مارفونا بود. نتایج نشان داد که تأثیر تاریخ کاشت بر تراکم (P&amp;amp;le;0/01)و وزن زیست توده (P&amp;amp;le;0/05) علف‌های هرز معنی دار بود. نتایج همچنین نشان داد که توان رقابت رقم سانته نسبت به رقم مارفونا در رویارویی با علف‌های هرز بیشتربود . همچنین نتایج نشان داد که احتمالا به دلیل تجمع بارش‌های پاییزه و بهاره و وجود انواع علف‌های هرزی که در پاییز جوانه می‌زنند، وزن زیست توده (6/2975 گرم در متر مربع) و تراکم علف‌های هرز (8/77 بوته در متر مربع) در تاریخ‌ کشت آبان بیشتر بود. با اینحال قیمت خرید غده‌های بذری در آبان ماه بسیار ارزان‌تر از قیمت غده‌های بذری در بهار است، و صرفه‌جویی در مصرف آب به‌طور غیر مستقیم کاهش هزینه‌های سوخت و کارگری را در کشت پاییزه در پی خواهد داشت.</description>
    </item>
    <item>
      <title>اثر محلول پاشی مواد محرک رشد و کودهای مختلف بر خصوصیات فیزیولوژیکی آنتی اکسیدانی گیاه همیشه بهار (Calendula Officinalis L.)</title>
      <link>https://sustainagriculture.tabrizu.ac.ir/article_21004.html</link>
      <description>اهداف:این تحقیق با هدف بررسی خصوصیات فیزیولوژیکی آنتی اکسیدانی و گیاه همیشه بهار تحت تیمارهای مختلف محلول پاشی مواد محرک رشد و کودهای مختلف انجام شد.مواد و روش‌ها آزمایش به صورت فاکتوریل در قالب طرح بلوک‌های کامل تصادفی با سه تکرار در مرکز تحقیقات استان آذربایجان غربی (ایستگاه ساعتلو) در دو سال اجرا شد، عامل اول محلول پاشی محرک زیستی شامل عدم محلول پاشی (CON)، محلول پاشی ساکارز (SUC)، جلبک دریایی(SEW) ، واسید هیومیک (HUM) و عامل اول و تیمارهای مختلف کودهی شامل، عدم کوددهی (CON)، ورمی کمپوست (VER)، کود زباله شهری (UWC)، کود شیمیایی(NPK)،VER+NPK، UWC+NPK و VER+UWC+NPK به عنوان عامل دوم در نظر گرفته شدند.یافته هانتایج تجقیق حاضر نشان داد کاربرد VER+UWC+NPK همراه با محلول پاشی محرک رشد HUM یالاترین محتوی فنل کل، فلاونوئید، کاتالاز، قند محلول، آنتوسیانین و همراه با SEW حداکثر محتوی کلروفیل a وb را کسب کردند. نتایج نشان داد کاربرد، SUC، SEW و HUM درصد اسانس را در مقایسه با شاهد به ترتیب88/2، 25/3 و 50/37 درصد افزایش داد. همچنین میزان این افزایش در تیمارهایVER، UVC، NPK، VER + NPK ، UWC+NPK و VER+UWC+NPK نسبت به شاهد به ترتیب 32/46، 15/49، 16/23، 79/67 ، 99/22 و 45/60 درصد بود.نتیجه گیریدراین بررسی کاربرد کود شیمیاییNPK در ترکیب با تیمارهای محلول پاشی و تیمارهای کود آلی برتری جداگانه نسبت به کاربرد جداگانه آن از نظر عملکرد اسانس و دیگر خصوصیات کمی و کیفی داشت.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بهبود عملکرد دانه و فرونشانی علف‌های هرز در لوبیا چیتی(Phaseolus vulgaris L) با کشت مخلوط افزایشی گندم سیاه (Fagopyrum esculentum L.) و کاربرد قارچ مایکوریزا</title>
      <link>https://sustainagriculture.tabrizu.ac.ir/article_21005.html</link>
      <description>اهداف: هدف از این پژوهش بهبود عملکرد دانه و کنترل علف‌های هرز در لوبیا چیتی از طریق کشت مخلوط گندم سیاه و کاربرد مایکوریزا می‌باشد.مواد و روش‌ها: آزمایش به صورت فاکتوریل در قالب طرح بلوک‌های کامل تصادفی با 3 تکرار در سال 1402 اجرا شد. عامل‌ اول آزمایش شامل سامانه‌های کشت (کشت خالص لوبیا چیتی بدون کنترل علف‌های هرز، کشت خالص لوبیا چیتی با کنترل علف‌های هرز، کشت خالص گندم سیاه بدون کنترل علف‌های هرز، کشت مخلوط لوبیا چیتی با 30، 60 و 90% تراکم گندم سیاه بدون کنترل علف‌های هرز) و عامل دوم شامل کاربرد و عدم کاربرد مایکوریزا بود. صفات مورفولوژیک، اجزای عملکرد و عملکرد هر دو گیاه، تراکم و زیست‌توده علف‌های هرز و نسبت برابری زمین ارزیابی شد.یافته‌ها: بیشترین ارتفاع (121 سانتی متر)، شاخص سطح برگ (98/1) وعملکرد دانه لوبیا چیتی (3732 کیلوگرم در هکتار) از کشت خالص با کنترل علف‌های هرز حاصل شد و پس از آن از کشت مخلوط لوبیا چیتی + 60 درصد گندم سیاه بدون کنترل علف‌های هرز بدست آمد. افزایش تراکم گندم سیاه سبب کاهش زیست توده (از 57 تا 91 درصد) و تراکم علف‌های هرز (از 60 تا 80 درصد) در مرحله گلدهی لوبیاچیتی شد. قارچ مایکوریزا نیز سبب افزایش صفات لوبیا ، گندم سیاه و کاهش زیست توده و تراکم علف‌های هرز شد. نسبت برابری زمین در تمامی الگوهای مخلوط بالاتر از یک بود. نتیجه‌گیری: کشت مخلوط افزایشی 60% گندم سیاه همراه با لوبیا چیتی و تلقیح مایکوریزا باعث بهبود کنترل علف‌های هرز و تولید پایدار لوبیاچیتی می‌شود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بهبود عملکرد و کیفیت میوه انگور بی‌دانه سفید در شرایط کم‌آبیاری با کاربرد زئولیت و کود دامی</title>
      <link>https://sustainagriculture.tabrizu.ac.ir/article_21006.html</link>
      <description>اهداف: افزایش ظرفیت نگهداری رطوبت خاک یکی از روش‌های کاهش خسارت تنش کم‌آبی بر درختان میوه است. مواد و روش‌ها: در این پژوهش تأثیر افزودن دو اصلاح کننده خاک بر عملکرد و کیفیت میوه انگور در شرایط تنش خشکی طی سال‌های 1401 و 1402 در تاکستان تحقیقاتی دانشگاه ملایر (همدان) بررسی شد. آزمایش به صورت فاکتوریل در قالب طرح بلوک‌های کامل تصادفی و تیمارهای آزمایش شامل چهار سطح اصلاح کننده‌ها (شاهد؛ زئولیت 12 کیلوگرم؛ کود گوسفندی 15 کیلوگرم؛ ترکیب زئولیت + کود گوسفندی به ترتیب، 12 و 15 کیلوگرم برای هر تاک) و دو سطح رژیم آبیاری (آبیاری متعارف با دور 7 روز و تنش خشکی با آبیاری 21 روز یک‌بار) بود. یافته‌ها: نتایج نشان داد که افزایش دور آبیاری به کاهش معنی‌دار قطر خوشه، تشکیل میوه، وزن خوشه، عملکرد تاک، فنول کل و ظرفیت آنتی‌اکسیدانی و همچنین، افزایش فلاونوئید کل، مواد جامد محلول و پی‌اچ میوه منجر شد. کاربرد اصلاح کننده‌های خاک اثرات منفی تنش خشکی بر عملکرد و کیفیت میوه انگور را تعدیل نمود. کاربرد زئولیت و کود گوسفندی باعث افزایش قطر حبه، طول و قطر خوشه، تشکیل میوه، وزن حبه و خوشه، عملکرد تاک، فنول کل، اسید آسکوربیک، ظرفیت آنتی‌اکسیدانی و اسیدیته قابل تیتراسیون شد و فلاونوئید کل و مواد جامد محلول میوه را کاهش داد.نتیجه‌گیری: بر اساس نتایج این تحقیق با کاربرد خاکی زئولیت طبیعی، به تنهایی یا در ترکیب با کود گوسفندی، می‌توان با حفظ بهتر رطوبت در خاک‌های سبک، اثرات منفی تنش خشکی بر تاک انگور را به حداقل رساند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>ارزیابی کاربرد قارچ میکوریزا آربوسکولار و بیوچار بر ویژگی‌های فیتوشیمیایی و فیزیولوژیکی اسطوخودوس (Lavandula angustifolia L.) تحت تنش خشکی</title>
      <link>https://sustainagriculture.tabrizu.ac.ir/article_21007.html</link>
      <description>کاربرد بیوچار و قارچ میکوریزا آربوسکولار می‌توانند به بهبود عملکرد گیاه اسطوخودوس در شرایط خشکی کمک کنند. بنابراین، این مطالعه با هدف ارزیابی کاربرد همزمان بیوچار و قارچ میکوریزا بر ویژگی‌های فیتوشیمیایی و عملکرد اسطوخودوس در شرایط خشکی انجام شد. مواد و روش‌ها: این پژوهش در بهار و تابستان سال 1402 در گلخانه دانشکده کشاورزی دانشگاه مراغه انجام شد. آزمایش به‌صورت فاکتوریل در قالب طرح کاملاً تصادفی با سه تکرار اجرا گردید. فاکتورهای مورد بررسی‌ شامل تنش خشکی در سه سطح (90 درصد ظرفیت زراعی به‌عنوان شاهد، 60 درصد ظرفیت زراعی به‌عنوان تنش متوسط خشکی، و 30 درصد ظرفیت زراعی به‌عنوان تنش شدید خشکی) و چهار سطح منابع کودی (بدون کود، بیوچار، تلقیح با قارچ میکوریزا آربوسکولار، و کاربرد همزمان بیوچار+ قارچ میکوریزا آربوسکولار) بودند. نتایج نشان داد استفاده از تیمار تلفیقی بیوچار و قارچ میکوریزا موجب افزایش کربوهیدرات‌های محلول، پروتئین‌های محلول، اسید آسکوربیک و محتوای نسبی آب در مقایسه با شرایط تنش خشکی شدید بدون کود شد. همچنین، با کاربرد بیوچار+ قارچ میکوریزا در شرایط تنش خشکی متوسط، محتوای اسانس 57 درصد، آنتوسیانین 284 درصد، و فعالیت آنزیم‌های آنتی‌اکسیدانی همچون گایاکول پراکسیداز، گلوتاتیون ردوکتاز و پلی‌فنل اکسیداز در مقایسه با شاهد افزایش یافتند. علاوه بر این، کاهش 64 درصدی پراکسید هیدروژن و 38 درصدی نشت الکترولیت با کاربرد تیمار تلفیقی مشاهده شد. استفاده همزمان از بیوچار و قارچ میکوریزا می‌تواند با بهبود ویژگی‌های فیتوشیمیایی و عملکردی، به‌عنوان یک راهکار موثر و پایدار برای مقابله با تنش خشکی در گیاهان دارویی مانند اسطوخودوس در مناطق کم‌آب مطرح شود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>Eاثر غلظت‌های مختلف بنزیل آدنین بر میزان تنک و ویژگی‌های کیفی و آنتی اکسیدانی میوه درگوجه درختی رقم گلستان</title>
      <link>https://sustainagriculture.tabrizu.ac.ir/article_21008.html</link>
      <description>اهداف: یکی از مشکلات عمده در تولید میوه کاهش عملکرد و کیفیت محصول است. بنزیل‌آدنین نقش مهمی در تنظیم فرآیند رشدی گیاهان دارد. این تحقیق با هدف بررسی تأثیر غلظت‌های مختلف بنزیل آدنین بر میزان تنک و ویژگی‌های کیفی و آنتی اکسیدانی میوه درگوجه درختی رقم گلستان طراحی شد.مواد و روش‌ها: آزمایش به صورت طرح بلوکهای کامل تصادفی با 5 تیمار بنزیل‌آدنین (صفر، 60، 90، 120 و 150 میلیگرم در لیتر) با 4 تکرار انجام گردید. محلولپاشی دو هفته بعد از مرحله تمام گل روی درختان انتخابی انجام شد. سپس درصد تنک و پارامترهای کیفی میوه نظیر مواد جامد محلول کل (TSS)، اسیدیته، ویتامین ث، قطر، طول، حجم، وزن، سفتی، فلاونوئید، فنل و ظرفیت آنتی اکسیدانی کل میوه در مرحله برداشت تجاری مورد مطالعه قرار گرفتند.یافته‌ها: نتایج نشان داد که اعمال بنزیل‌آدنین تأثیرات متفاوتی بر ویژگی‌های کیفی و آنتی اکسیدانی میوه‌های گوجه درختی داشت. در تمامی صفات مورد مطالعه به جز فلاونوئید و فنل کل اثر سطوح مختلف تیمارها در سطح یک درصد معنی‌دار بودند. بیشترین درصد ریزش و همچنین بیشترین ظرفیت آنتی‌اکسیدانی میوه مربوط به تیمار بنزیل آدنین در غلظت 150 میلی‌گرم بر لیتر بود. نتیجه‌گیری‌: به طور کلی، بنزیل‌آدنین تأثیر قابل توجهی بر تنک و بهبود ویژگی‌های کیفی و آنتی‌اکسیدانی میوه‌های گوجه‌درختی رقم گلستان داشت. استفاده از غلظت 150 میلی‌گرم در لیتر بنزیل‌آدنین بهترین نتایج را در ظرفیت آنتی‌اکسیدانی و بهبود کیفیت میوه‌ها ارائه داد. این تحقیق می‌تواند راهکارهای جدیدی برای بهبود تولید گوجه‌درختی و افزایش کیفیت ‌آن در کشاورزی فراهم آورد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>مقایسه رشد، عملکرد و اجزای عملکرد و شاخص‌های ارزیابی در کشت مخلوط شنبلیله (Trigonella foenum-graecum) با شوید (Anethum graveolens)</title>
      <link>https://sustainagriculture.tabrizu.ac.ir/article_21009.html</link>
      <description>اهداف: این پژوهش به‌منظور دستیابی به مناسب‌ترین ترکیب کشت از لحاظ آرایش مکانی و بررسی اثر آن روی رشد و عملکرد و اجزای عملکرد شنبلیله و شاخص‌های ارزیابی در کشت مخلوط شنبلیله و شوید انجام شد.مواد روش‌ها: آزمایش در قالب طرح بلوک‌های کامل تصادفی با هفت تیمار و سه تکرار در مزرعه تحقیقاتی دانشکده کشاورزی دانشگاه تبریز اجرا گردید. الگوهای مختلف کشت شامل الگوی کشت خالص شنبلیله و شش الگوی کشت مخلوط شنبلیله و شوید شامل سه الگوی نسبت افزایشی (1:20 و 1:40 و 1:60) و سه الگوی مختلف نسبت جایگزینی (1:1 و 1:2 و 1:3) درنظر گرفته شد. یافته‌ها: نتایج نشان داد که تیمارهای 1:2 و 1:3 بیشترین تعداد شاخه فرعی بارور، وزن خشک گیاه، تعداد دانه در نیام، تعداد نیام در شاخه اصلی و فرعی، تعداد دانه در گیاه، وزن دانه در بوته و عملکرد بیولوژیکی را در شنبلیله داشتند. مجموع ارزش نسبی در کلیه تیمارهای افزایشی بیشتر از تیمارهای جایگزینی بود و در هر دو تیمار، مجموع ارزش نسبی شنبلیله به شوید و شوید به شنبلیله، تیمارهای 1:20 و 1:60 بیشترین مقادیر را داشتند. بیشترین تجمع ماده خشک شنبلیله در تیمارهای 1:2 و 1:3 و بیشترین سرعت رشد گیاه زراعی و سرعت رشد نسبی از کشت خالص به‌دست آمد.نتیجه‌گیری: در مجموع نتایج بیانگر این است که شوید گیاهی مناسب جهت کشت مخلوط با شنبلیله است. به‌طوری‌که کشت مخلوط جایگزینی 1:2 و 1:3 و در کشت مخلوط افزایشی 1:20 و 1:60 عملکرد شنبلیله را بهبود بخشیده و می‌تواند بیشترین سود اقتصادی را عاید کشاورز بکند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>ارزیابی پایداری عملکرد در ژنوتیپ‌های متنوع گندم تحت تنش خشکی با استفاده از مدل AMMI</title>
      <link>https://sustainagriculture.tabrizu.ac.ir/article_21010.html</link>
      <description>مقدمه و اهداف: تعامل ژنوتیپ و محیط اصلاح برای ارقام با عملکرد بالا و پایدار را در مناطق خشک پیچیده می‌کند. هدف این مطالعه ارزیابی پایداری عملکرد در 60 ژنوتیپ متنوع گندم از CIMMYT، شامل لاین‌های منتخب، ارقام بومی و ژرم‌پلاسم غیرسازگار، برای شناسایی ژنوتیپ‌های سازگار با خشکی بود. در این مطالعه از مدل اثرات اصلی تجمعی و تعامل چندگانه (AMMI) و شاخص‌های پایداری (ASV، STI، GMP) برای انتخاب ژنوتیپ‌های مناسب برای برنامه‌های اصلاحی در مناطق نیمه‌خشک استفاده گردید.مواد و روش‌ها: ژنوتیپهای گندم در دو محیط نیمه‌خشک در آذربایجان شرقی، تحت شرایط آبیاری کامل (رطوبت خاک 25 درصد) و تنش خشکی (رطوبت خاک 12 درصد) آزمایش شدند. عملکرد دانه پس از برداشت با رطوبت 12 درصد اندازه‌گیری شد. تحلیل AMMI با یک مؤلفه اصلی، که 85 درصد واریانس GEI را پوشش داد، همراه با شاخص‌های پایداری در نرم‌افزار R انجام شد.یافته‌ها: ژنوتیپ 19 بالاترین عملکرد (31/510 گرم بر متر مربع، 43/6= ASV) و ژنوتیپ 32 بیشترین پایداری (30/0= ASV) را داشت. ژنوتیپ‌های 19، 3 و 13 تعادل عملکرد-پایداری (عملکرد 31/510-85/450 گرم بر متر مربع، 43/6-01/6= ASV) را نشان دادند. در بین ژنوتیپ‌های مورد مطالعه ژنوتیپ‌های 8، 59، 33، 58، 46، 15، 14، 7، 30 و 25 بیشترین پایداری را نشان دادند.نتیجه‌گیری: مدل AMMI و شاخص‌های پایداری ژنوتیپ‌های با عملکرد و پایداری بالا را برای مناطق مستعد خشکی شناسایی کردند. ژنوتیپ‌های 19، 3 و 13 و گروه پایدار (8، 59، 33، 58، 46، 15، 14، 7، 30 و 25) برای برنامه‌های اصلاحی در مناطق نیمه‌خشک توصیه می‌شوند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>اثر مالچ کلشی و سطوح آبیاری بر عملکرد و خصوصیات فیزیولوژیکی گیاه ذرت (Zea maysL.) و ماش (Vigna radiat L.) در شرایط کشت مخلوط</title>
      <link>https://sustainagriculture.tabrizu.ac.ir/article_21011.html</link>
      <description>با توجه به کاهش عملکرد محصولات زراعی تحت اثرات تنش خشکی و تأثیر آن بر خصوصیات فیزیولوژیکی گیاه استفاده از مالچ کُلشی به‌عنوان یک روش غیرشیمیایی جهت افزایش عملکرد محصول معرفی شده است. همچنین کشت مخلوط ذرت و ماش به‌دلیل رقابت کمتر با علف‌های هرز و مصرف بهینه آب، منجربه افزایش کارایی تولید و حفظ رطوبت خاک در شرایط تنش خشکی می‌شود. آزمایش به‌صورت کرت‌های دوبار خرد شده در قالب طرح پایه بلوک‌های کامل تصادفی با سه تکرار در مزرعه تحقیقاتی دانشگاه ایلام طی سال 1403 اجرا شد. کرت‌های اصلی شامل سطوح آبیاری در سه سطح (50، 75 و 100 درصد ظرفیت زراعی)، کرت‌های فرعی شامل مالچ در دو سطح (کاربرد و عدم کاربرد مالچ) و کرت‌های فرعی فرعی شامل الگوی کاشت در چهار سطح (کشت مخلوط افزایشی100 درصد ذرت+ 50 درصد ماش، کشت مخلوط جایگزینی 50 درصد ذرت+ 50 درصد ماش و کشت خالص ذرت و کشت خالص ماش) بودند.نتایج این تحقیق نشان داد بیشترین عملکرد دانه ذرت (10274 کیلوگرم در هکتار) و ماش )67/1372 کیلوگرم در هکتار) به‌ترتیب در تیمارهای آبیاری 100 درصد با کاربرد مالچ و آبیاری 100 درصد کاربرد مالچ در الگوی کشت خالص به‌دست آمد. بیشترین مقدار نسبت برابری زمین (48/1) در کشت مخلوط افزایشی با آبیاری 50 درصد و کاربرد مالچ حاصل شد.نتایج حاصل از این تحقیق نشان داد از نظر نسبت برابری زمین کشت مخلوط ذرت و ماش نشان دهنده سودمندی اجرای الگوهای کشت مخلوط در افزایش بهره‌وری از منابع در بهبود اجزاء و عملکرد و خصوصیات فتوسنتزی دو گونه می‌باشد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تأثیر باکتری‌های ریزوسفری افزاینده رشد و سطوح مختلف کودهای شیمیایی بر عملکرد و اجرای عملکرد گیاه روغنی کاملینا (Camelina sativa (L.) Crantz)</title>
      <link>https://sustainagriculture.tabrizu.ac.ir/article_21012.html</link>
      <description>اهداف: پژوهش حاضر به‌منظور ارزیابی تأثیر باکتری‌های افزاینده رشد و سطوح مختلف کودهای شیمیایی بر عملکرد و اجرای عملکرد گیاه روغنی کاملینا (Camelina sativa (L.) Crantz) انجام شد. مواد و روش‌ها: آزمایش بهصورت کرت‌های خرد‌شده در قالب طرح بلوک‌های کامل تصادفی با سه تکرار در مزرعه تحقیقاتی ایستگاه تحقیقات کشاورزی بایعکلا انجام شد. تیمارهای آزمایشی شامل دو سطح کودی (100 و 50 درصد مقدار توصیه شده بر اساس نتایج آزمون خاک به‌ترتیب سطح کودی مطلوب و کاهش‌یافته) و چهار تیمار تلقیح با باکتری (تلقیح جداگانه‌ی هر یک از باکتری‌ها Ensifer sp.، B. megaterium، تلقیح ترکیبی و شاهد (عدم تلقیح)) بودند. یافته‌ها: طبق نتایج اثر ساده سطوح کودی و اثر متقابل سطوح کودی و تلقیح باکتری بر صفات مورد مطالعه معنی‌دار نبود. اثر ساده تلقیح باکتری بر بیشتر صفات تأثیر معنی‌داری داشت. تلقیح جداگانه‌ی هر یک از باکتری‌های Ensifer sp.، B. megaterium و ترکیبی موجب افزایش صفات ارتفاع بوته (از 64/8 تا 1/15 درصد)، تعداد شاخه فرعی در بوته (از 4/35 تا 4/101 درصد)، تعداد کپسول در بوته (از 2/27 تا 7/81 درصد)، عملکرد بیولوژیکی (از 1/13 تا 1/25 درصد)، عملکرد دانه (از 0/27 تا 1/45 درصد)، شاخص برداشت (از 7/11 تا 8/14 درصد)، درصد روغن در دانه (از 4/11 تا 8/19 درصد) و عملکرد روغن (از 4/43 تا 3/74 درصد)، نسبت به تیمار شاهد (عدم تلقیح) شد.نتیجه‌گیری: کاربرد باکتری‌های افزاینده رشد به صورت ترکیبی (بهترین تیمار) نشان‌دهندۀ اهمیت استفاده از این باکتری‌ها جهت رسیدن به اهداف کشاورزی پایدار می‌باشد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>اثر محلول‌پاشی سرکه چوب و کاربرد قارچ مایکوریزا بر عملکرد و برخی خصوصیات گیاه آویشن باغی (Thymus vulgaris L.)</title>
      <link>https://sustainagriculture.tabrizu.ac.ir/article_21013.html</link>
      <description>به‌منظور بررسی اثر محلول‌پاشی سرکه چوب و مایکوریزا بر خصوصیات کلروفیل و برخی عناصر ماکرو ریشه گیاه دارویی آویشن باغی آزمایشی به صورت فاکتوریل در قالب طرح پایه بلوکهای کامل تصادفی با سه تکرار، طی سال‌های زراعی 1402-1400 در مزرعه تحقیقاتی دانشگاه آزاد اسلامی واحد تاکستان اجرا شد. عوامل آزمایشی شامل مایکوریزا در چهار سطح (شاهد ، Glomus. mosseae، Glomus. etunicatum و Glomus. intraradices) و محلولپاشی سرکه چوب در چهار سطح (شاهد ، 5، 10 و 15 در هزار) بودند. نتایج نشان داد ، بیشترین ماده خشک، وزن هزار دانه، کلروفیل a و کل، عناصر نیتروژن، فسفر و پتاسیم از تیمار تلقیح مایکوریزا G. mosseae بدست آمد. کاربرد مایکوریزا G. mossea نسبت به تیمار عدم تلقیح به ترتیب باعث افزایش 215 و 170 درصدی نیتروژن و پتاسیم ریشه شد. کاربرد مایکوریزا G. mossea به همراه محلولپاشی سرکه چوب (10 در هزار) باعث افزایش تقریباً 7 برابری فسفر ریشه نسبت به تیمار شاهد شد. نتایج نشان داد، کاربرد سرکه چوب در سطح 10 در هزار نسبت به تیمار عدم مصرف آن (شاهد) به ترتیب باعث افزایش 238 و 177 درصدی نیتروژن و پتاسیم ریشه شد. تلقیح با قارچ مایکوریزا بهوبژه G. mosseae و همچنین محلول‌پاشی سرکه چوب 10 در هزار بیشترین کارایی را بر صفات مورد بررسی در این آزمایش داشتند. کاربرد کودهای زیستی و سرکه چوب در گیاه دارویی آویشن باغی منجر به بهبود صفات مورد بررسی در این آزمایش شد و می‌توان از آن به عنوان راه‌کاری مناسب جهت دست‌یابی به کشاورزی پایدار بهره گرفت.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تاثیر سلنیوم و سیلیکون بر گره‌زایی و عملکرد کمی و کیفی سویا ‏‎(Glycine max L.) ‎‏ ‏ در شدت‌های مختلف تنش خشکی</title>
      <link>https://sustainagriculture.tabrizu.ac.ir/article_21191.html</link>
      <description>هدف از این &amp;amp;rlm;مطالعه، ارزیابی تاثیر سلنیوم و سیلیکون بر گره‌زایی و عملکرد کمی و کیفی سویا در شدت‌های &amp;amp;rlm;مختلف تنش خشکی بود.&amp;amp;rlm;مواد و روش‌ها: آزمایش به‌صورت فاکتوریل در قالب طرح پایه بلوک&amp;amp;rlm;&amp;amp;lrm;‌&amp;amp;lrm;های کامل تصادفی در سه تکرار در سال &amp;amp;rlm;&amp;amp;rlm;1403 اجرا شد. فاکتورهای مورد&amp;amp;rlm;&amp;amp;lrm; &amp;amp;lrm;بررسی آبیاری (آبیاری کامل به‌عنوان شاهد، قطع آبیاری در مرحله گلدهی&amp;amp;rlm;&amp;amp;lrm; &amp;amp;lrm;&amp;amp;rlm; ، &amp;amp;rlm;قطع آبیاری در مرحله تشکیل غلاف و پرشدن دانه&amp;amp;rlm;&amp;amp;lrm; &amp;amp;lrm;و محلول‌پاشی سلنیوم و &amp;amp;rlm;سیلیکون (محلول‌پاشی با آب به‌عنوان &amp;amp;rlm;شاهد، محلول‌پاشی5 میلی‌گرم در لیتر سلنیوم، 50 میلی‌گرم در &amp;amp;rlm;لیترسیلیکون، محلول‌پاشی توام سلنیوم و سیلیکون) &amp;amp;rlm;بودند. &amp;amp;rlm;یافته‌ها: مقایسه میانگین‌ها نشان داد که محدودیت شدید آبی، محتوای پروتئین و روغن دانه را کاهش داد در حالی‌که &amp;amp;rlm;&amp;amp;rlm;کاربرد سلنیوم و سیلیکون، محتوای پرولین (23 درصد)، پروتئین و روغن دانه را (به‌ترتیب 4/13 و 9 درصد) &amp;amp;rlm;در مقایسه &amp;amp;rlm;با عدم محلول‌پاشی با این عناصر افزایش دادند. همچنین بیشترین تعداد گره و وزن گره در بوته &amp;amp;rlm;&amp;amp;rlm;(به‌ترتیب 4/52 گره در بوته و 0/425 گرم در بوته) در کاربرد توام &amp;amp;rlm;سلنیوم و سیلیکون بدست آمد.&amp;amp;rlm;در شرایط &amp;amp;rlm;&amp;amp;rlm;محدودیت شدید آبی، کاربرد توام سلنیوم و سیلیکون، محتوای نسبی آب (25 درصد)، محتوای کلروفیل کل (89 &amp;amp;rlm;درصد)، &amp;amp;rlm;دوره پرشدن دانه (18 درصد)، و عملکرد دانه را (34 درصد) در مقایسه با عدم کاربرد این &amp;amp;rlm;عناصر در &amp;amp;rlm;همان سطح از سطوح آبیاری افزایش داد.&amp;amp;rlm;نتیجه‌گیری: براساس نتایج این بررسی، کاربرد توام سلنیوم و سیلیکون قادر بودند به&amp;amp;rlm;&amp;amp;lrm;‌&amp;amp;lrm;واسطه بهبود گره‌زایی، &amp;amp;rlm;مولفه‌های &amp;amp;rlm;پرشدن دانه و برخی صفات دیگر همچون محتوای نسبی آب، محتوای کلروفیل و پرولین، عملکرد دانه &amp;amp;rlm;سویا را افزایش دهند.&amp;amp;rlm;</description>
    </item>
    <item>
      <title>نقش گیاهان پوششی در بهبود سلامت خاک در سویا</title>
      <link>https://sustainagriculture.tabrizu.ac.ir/article_21220.html</link>
      <description>پژوهش حاضر به‌منظور بررسی نقش گیاهان پوششی در بهبود سلامت خاک در سویا انجام گردید. آزمایش به‌صورت طرح فاکتوریل در قالب طرح بلوک‌های کامل تصادفی در سه تکرار در سال‌های زراعی 1400-1399 و 1401-1400 در مرکز تحقیقات کشاورزی و منابع طبیعی اردبیل اجرا شد. فاکتورهای مورد مطالعه شامل تاریخ کاشت گیاهان پوششی در دو سطح (هم‌زمان و سه هفته بعد از کاشت سویا)، تراکم کاشت آن‌ها در دو سطح (توصیه شده و سه برابر توصیه شده) و نوع گیاه پوششی در 12 سطح (شامل جو پاییزه، یولاف زراعی، چاودار پاییزه، گندم پاییزه، شبدر برسیم، شبدر ایرانی، شبدر لاکی، شبدر شیرین زرد، شبدر قرمز، یونجه یکساله، خلر و ماشک گل‌خوشه‌ای) بود. همچنین، دو تیمار شاهد نیز، به-صورت کشت خالص سویا (بدون کشت گیاه پوششی) همراه با سم‌پاشی و بدون سم‌پاشی علیه علف‌های هرز در کنار هر تکرار در نظر گرفته شد. تجزیه واریانس مرکب داده‌ها نشان داد که علاوه‌بر اثر اصلی تیمارهای آزمایش، اثر متقابل بین آن‌ها بر صفات مورد مطالعه معنی‌دار بود. کاربرد گیاهان پوششی سبب بهبود سلامت خاک و افزایش عملکرد و اجزای عملکرد سویا شد. بیشترین میزان صفات تعداد و وزن کرم خاکی، تنفس پایه، جمعیت میکروبی، آنزیم اوره‌آز و فسفاتاز قلیایی، فسفر، درصد نیتروژن، تعداد غلاف در بوته، تعداد دانه در غلاف، وزن صد دانه و عملکرد دانه و کمترین نسبت کربن به نیتروژن&amp;amp;rlm; خاک در گیاه پوششی ماشک گل‌خوشه‌ای به‌دست آمد. لذا، توصیه می‌شود در جهت رسیدن به اهداف کشاورزی پایدار و بهبود سلامت خاک در این مناطق از گیاهان پوششی به‌ویژه ماشک گل‌خوشه‌ای استفاده گردد.</description>
    </item>
  </channel>
</rss>
