Investigating the Effectiveness of Sunn Hemp (Crotalaria juncea) and Rye (Secale cereal L.) in Weed Suppression and Yield of Kohlrabi (Brassica oleracea var. Gongylodes)

Document Type : Research Paper

Authors

Abstract

Background & Objective: Use of cover crops for controlling weeds is an environmental friendly alternative to conventional chemical and mechanical methods. Kohlrabi is a cool-season hardy crop which can be grown in early spring. The crop is well known in Europe and other regions as a health staple in human’s diets. The aim of the present study was to investigate the effectiveness of using sunn hemp and rye cover crops as monoculture or mixed in controlling weeds and improving yield of kohlrabi.
 
Materials & Method: A two-year field study was conducted. Experimental treatments consisted of monoculture rye (Secale cereal L.), sunn hemp (Crotalaria juncea) and their mixture and no cover crop as control.
 
Results: Cover crops biomass were 379.7 and 473.9 g.m-2 in first and second growing seasons, respectively. Averaged over two years, weed dry weight reduced by 52.6, 42.5 and 45.4 percentage in rye monoculture, sunn hemp monoculture, and mixed cover crops, respectively. Monoculture rye was more effective in suppressing the dominant weeds. Rye reduced lambsquarter, pigweed, and wild mustard by about 44, 60, and 52 percentage, respectively. On average, use of cover crops improved kohlrabi yield by 30%. Sunn hemp followed by mixed cover crops were more effective in kohlrabi yield improvement.
 
Conclusion: Cover crops provide many ecological benefits. When weed suppression is the main goal of cover cropping, rye with fast growing habit and extensive root system is more efficient. However, legumes or mixture of legumes and grass are more effective in crop yield improvement.

Keywords


مقدمه

        علف­های هرز از محدودیت­های مهم زیستی در سیستم­های کشاورزی می­باشد  (گوهان و گیل 2014) که باعث کاهش حدوداً  43 درصدی محصولات کشاورزی در سراسر دنیا می­شود (اورک 2006). برای غلبه بر اثرات منفی علف­های هرز در تولید محصول از دیرباز روش­های مدیریتی مختلفی مورد استفاده بوده است (لمسا و واژیرا 2015). یکی از روش­های مدیریتی، استفاده از گیاهانی با توانایی بالا در سرکوب علف­های هرز می­باشد (تیزدال 2013).

      گیاهان پوششی از جمله گیاهانی هستند که علاوه بر سرکوب علف­های هرز، خدمات کشاورزی دیگری را نیز ارائه می­کنند (صمدانی و همکاران 2014). این گیاهان از طریق ایجاد زیست­توده مناسب (عموقین و همکاران 2013)، اشغال فضا و استفاده از منابع در دسترس، رشد و گسترش علف­های هرز را کاهش می­دهند (لمسا و واژیرا 2015). همچنین اختلاط بقایای گیاهان پوششی با خاک و یا جایگذاری بقایا بر روی سطح خاک نیز می­تواند مانع از جوانه­زنی و کاهش گسترش علف­های هرز گردد (کوردوف و همکاران 2009). علاوه بر این گیاهان پوششی از طریق خاصیت دگرآسیبی می­توانند بر جوانه­زنی، ظهور و رشد علف­های هرز تأثیرگذار باشد (لمسا و واژیرا 2015).

      گرایش به سیستم­های تک­کشتی با افزایش جمعیت کره ­زمین و صنعتی­شدن کشاورزی افزایش یافت (قنبری و همکاران 2010). در بسیاری از نقاط جهان، نظام­های تک­کشتی تولید غذا تحت عنوان کشاورزی رایج با عوارضی مانند بهره­برداری بیش از حد منابع کشاورزی، جایگزین کشاورزی سنتی چندکشتی شد و بعد از مدت­ها ظهور اثرات نامطلوب نظام تک­کشتی، افزایش تمایل به استفاده از نظام­های کشاورزی پایدار همانند به­کارگیری و اجرای انواع کشت­های مخلوط در اذهان متخصصان پدیدار گشت (بدخشان و همکاران 2018). استفاده از کشت مخلوط مزایای متعددی از جمله ایجاد تعادل اکولوژیک، بهره­برداری بیشتر از منابع، افزایش کمی و کیفی عملکرد و کاهش خسارت آفات، بیماری­ها و علف­های هرز را  برای نظام­های کشاورزی در پی دارد (احمدی و همکاران 2010).

      سان­همپ (Cartalaria juncea) گیاهی از خانواده لگومینوز، علفی بوته­ای، نیمه­گرمسیری و یکساله است که ارتفاع آن به 90 تا 300 سانتی­متر می­رسد. این گیاه دارای یک ریشه بلند و ضخیم (طول و قطر به ترتیب 30 و 5 سانتی­متر) به­همراه ریشه­های جانبی بسیار زیادی است (تردول و علیگود 2008). سان­همپ از جمله­ای گیاهانی است که به عنوان یک تثبیت­کننده نیتروژن و یک گیاه پوششی برای بهبود کیفیت خاک، کاهش فرسایش، حفظ رطوبت، سرکوب علف­های هرز مورد استفاده قرا می­گیرد (وایت و هاون 1965، جیرانیاما و همکاران 2000، کالینز و همکاران 2007 و ماسجدیس و ویج 2011). در پژوهشی بیان شده است که تراکم نسبتاً کم سان­همپ نیز، زیست­توده علف­های هرز پهن برگ را تا 50 درصد کاهش داده بود (ماسجدیس و ویج 2014).

       کلم­ها به عنوان سبزیجات خانواده چلیپائیان[1] شناخته می­شوند و شامل گروه بزرگی از گیاهان علفی از گونه (Brassica) هستند.  برخی از رقم­های این گونه شامل کلم قمری، کلم بروکلی و انواع گل­کلم می­با­شد. گیاهان این گونه علاوه بر استفاده به عنوان افزودنی­های غذایی،  منبع مهمی از ویتامین C، اسید فولیک، مواد معدنی مانند آهن، پتاسیم و سلنیوم و همچنین غنی از آنتی­اکسیدان می­باشند که در کاهش ابتلاء به بسیاری از بیماری­های قلبی و عروقی و انواع سرطان حائز اهمیت هستند (سورسکی و همکاران 2018 و مارتینز- اسپلا و همکاران 2014). کلم قمری (Brassica oleracea) گیاهی است دوساله با ساقه­ی متورم، فصل خنک و مقاوم به سرما است که به دلیل طعم و مزه قابل توجه نسبت به سایر محصولات گونه Brassica در اکثر نقاط دنیا مورد توجه قرار گرفته است (جانسون 2002). اما با این وجود تولید دیررس و ذخیره این گیاه در زمستان در بسیاری از کشورها رایج نمی­باشد. مبدا اصلی این گیاه اروپا است و اغلب با نام شلغم  آلمانی[2] شناخته می­شود (سورسکی و همکاران 2018). از جمله فواید مصرف کلم قمری می­توان به کاهش وزن، بهبود هضم، استحکام استخوان­ها، بهبود بینایی چشم، تنظیم فشار خون، کاهش کم­خونی، بهبود متابولیسم بدن و کاهش خطر ابتلا به سرطان سینه و پروستات اشاره کرد (سورسکی و همکاران 2018). در پژوهشی مقایسه­ بین کیفیت ترکیبات و عوامل اصلی بازدارنده مصرف ترب­سفید (Raphanus sativus) و کلم قمری (Brassica oleracea var.gongylodes) مورد بررسی قرار گرفت و نشان داد که کلم قمری با داشتن ترکیبی بنام گلوکورافانین[3] اثرات ضد سرطانی بیشتری نسبت به ترب سفید دارد (سانگ هوان چوی و همکاران 2010).

      کلم قمری گیاهی است که در ایران کمتر از سایر کشورهای جهان مورد توجه است. امروزه در بیشتر نقاط جهان از روش­های مختلفی به منظور تولید محصولی با کمیت و کیفیت بالا از این گیاه استفاده می­شود و عرضه این محصول در  تمام طول سال در بیشتر کشورهای اروپایی از طریق تولیدات گلخانه­ای و مزرعه­ای به دلیل کوتاهی فصل رشد امکان­پذیر می­باشد. این در حالی است که در ایران توجه به محصول کلم قمری از دیدگاه­های مختلف علمی بسیار اندک است. از سوی دیگر جامعه انسانی حال حاضر نیازمند تولید محصولاتی سالم با حداقل استفاده از نهاده­های شیمیایی می­باشد که با توجه به پیآمدهای روزافزون نهاده­هایی شیمیایی در کاهش سلامت محیط زیست و انسان، لزوم به­کارگیری روش­هایی با حداقل استفاده از نهاده­هایی شیمیایی در جهت بهره­برداری در نظام کشاورزی پایدار روزبروز آشکاراست. بنابراین هدف از پژوهش حاضر؛ مطالعه استفاده از گیاهان پوششی سان­همپ و چاودار در سیستم تک­کشتی و کشت مخلوط بر کنترل علف­های هرز و حضور بقایای حاصل از این گیاهان به­صورت مالچ پوششی بر عملکرد کلم قمری بود.

 

مواد و روش­ها

      این مطالعه  در سال­های 1396 و 1397 در مزرعه تحقیقاتی دانشکده کشاورزی و منابع طبیعی دانشگاه محقق اردبیلی با ارتفاع ۱۳۵۰ متر از سطح دریا و مختصات جغرافیایی ΄۲۰ ˚۴۸ طول شرقی و ΄۱۹ ˚ ۳۸ عرض شمالی با شرایط آب و هوایی سرد و نیمه خشک اجرا شد. به منظور مطالعه وضعیت خاک مزرعه آزمایشی از نظر خصوصیات فیزیکی و شیمیایی، نمونه­هایی بصورت تصادفی از عمق صفر تا 30 سانتی­متری سطح مزرعه جمع­آوری و پس از مخلوط کردن به آزمایشگاه خاک­شناسی منتقل گردید. نتایج آزمون خاک محل اجرای آزمایش به شرح ذیل می­باشد:

 

 

جدول 1- نتایج برخی از ویژگی­های خاک

پتاسیم

(mg.Kg-1)

فسفر

(mg.Kg-1)

نیتروژن

(%)

کربنات کلسیم

(%)

واکنش خاک

هدایت الکتریکی

(dS.m-1)

کربن آلی (درصد)

رس (%)

سیلت (%)

شن (%)

بافت خاک

94/95

82/29

06/0

45/14

83/7

6/2

6/0

23

42

35

لوم

 

جدول 2- میانگین بارش و دما در محل آزمایش (اردبیل)،در طول دوره رشد محصول

 

1396

1397

میانگین دما

(oC)

میزان بارش

 (mm)

میانگین دما

(oC)

میزان بارش

 (mm)

اردیبهشت

4/7

9/32

3/12

3/60

خرداد

10

4/2

8/16

2/28

تیر

8/12

3/9

5/21

9/3

مرداد

9/12

3/1

3/20

9/0

شهریور

4/11

1/0

5/17

3/7

 

 

آزمایش در قالب طرح بلوک­­های­ کامل تصادفی در سه تکرار اجرا شد. تیمارهای آزمایشی شامل کشت گیاهان پوششی چاودار (Secale cereal L.) و سان­همپ (Crotalaria juncea) به­صورت تک­کشتی (100 درصد میزان بذر توصیه شده) و کشت مخلوط چاودار+ سان­همپ (50 درصد میزان بذر توصیه شده برای هر گیاه) و شاهد یا بدون گیاه پوششی بود.

کشت گیاهان پوششی: به منظور کشت گیاهان پوششی زمین مورد نظرشخم خورده و تسطیح شد. گیاهان پوششی به­صورت ردیفی در کرت­هایی به ابعاد 6×3 متر در تاریخ 10 اردیبهشت 1396 و 12 اردیبهشت 1397 کشت گردید. میزان بذر مصرفی برای تک­کشتی گیاه چاودار و سان­همپ به­ترتیب 100 و 50 کیلوگرم در هکتار در نظر گرفته شد. طول ردیف­های کاشت با احتساب اثر حاشیه­ای 5 متر و فواصل بین ردیف­های کاشت 20 سانتیمتر در نظر گرفته شد. هر کرت آزمایشی شامل 10 ردیف کاشت با احتساب اثر حاشیه­­ای بود. بذور سان­همپ قبل از کاشت با باکتری همزیست (LE (Cowpea) Inoculum) تلقیح شد. به­منظور تلقیح از 75 میلی­لیتر ماده تلقیح در 27 کیلوگرم بذر استفاده شد. باکتری و بذر سان­همپ از دانشگاه ماساچوست امریکا و بذر چاودار از شرکت پاکان بذر اصفهان تهیه گردید. بلافاصله بعد از کاشت گیاهان پوششی آبیاری انجام گرفت. قبل از خاتمه­ی رشد گیاهان پوششی (15 تیر 1396، 17 تیر 1397)، برای تعیین زیست­توده خشک گیاهان پوششی با رعایت اثر حاشیه نمونه­برداری از ردیف­های میانی با استفاده از کوادرات یک مترمربعی انجام شد (از هر کرت آزمایشی سه نمونه) سپس نمونه­ها به آون با دمای ۷۰ درجه سانتی­گراد منتقل شده و پس از حصول وزن ثابت اقدام به توزین نمونه­ها گردید. به منظور خاتمه دادن به رشد گیاهان پوششی از علف­کش پاراکوات به میزان سه لیتر در هکتار استفاده شد.

کشت کلم قمری: همزمان با رشد گیاهان پوششی در گلخانه دانشکده کشاورزی دانشگاه محقق اردبیلی اقدام به تهیه نشاء کلم­قمری (Brassica oleracea. Var gongylodes) شد و پس از خاتمه رشد گیاهان پوششی و جایگذاری بقایای حاصل از آن در سطح خاک نشاهای کلم قمری در مرحله 4- 6 برگی به زمین اصلی منتقل و در بین بقایای گیاهان پوششی کشت شدند. تراکم نشاء کلم­قمری براساس 11 بوته در متر مربع به­صورت دستی در زمین اصلی با فواصل 30×30 سانتیمتر در تاریخ 20 تیر 1396 و 23 تیر 1397 کشت گردید. در پایان رشد با حذف اثر حاشیه­ای از چهار ردیف میانی با استفاده از کوادرات 50×50 سانتی­متری به تعداد 4 بوته به­صورت تصادفی از هر کرت آزمایشی در تاریخ 15 شهریور 1396 و 20 شهریور 1397 بردداشت گردید و سپس وزن تر کل، پوست و غده (قسمت گوشتی) اندازه­گیری شد. میانگین 4 بوته از هر کرت آزمایشی به عنوان وزن تر کلم قمری در نظر گرفته شد.

 

نتایج و بحث

زیست توده گیاهان پوششی: نتایج تجزیه مرکب داده­ها نشان داد، زیست­توده خشک گیاهان پوششی تحت تأثیر نوع گیاه پوششی و میزان بذر مصرفی در سیتم تک­کشتی و کشت مخلوط دوگانه در سطح احتمال یک­ درصد معنی­دار بود (جدول 3). اختلاف معنی­داری در بین تیمارهای گیاهان پوششی به لحاظ تولید زیست­توده خشک در سال اول آزمایش مشاهده نگردید (جدول 3). در سال دوم آزمایش بیشترین زیست­توده خشک گیاهان پوششی (56/589 گرم در متر مربع) از تیمار تک­کشتی چاودار و کمترین زیست­توده خشک (60/347 گرم در متر مربع) از تک­کشتی سان­همپ به­دست آمد. در مقایسه با سال اول آزمایش کل زیست­توده خشک گیاهان پوششی در سال دوم آزمایش 8/19 درصد افزایش یافت. با توجه به میزان بارندگی و دما در سال دوم آزمایش زیست­توده تولید شده دور از انتظار نبود. سهم زیست­توده چاودار در هر دو سال زراعی در کشت مخلوط آن با سان­همپ بیشتر بود. بیان شده است که چاودار این قابلیت را دارد که زیست­توده خشک مناسبی در بهار تولید نماید (سینجو 1997). برای مثال در پژوهشی به­منظور بررسی تأثیر گیاهان پوششی بر مدیریت علف­های هرز در باغات آلو (Prunus domestica) نتایج نشان داد که بیشترین وزن خشک گیاه پوششی (275 گرم در متر مربع)  و شاخص سطح برگ (5/3)  از تیمار چاودار به­دست آمد (جعفرزاده و بازوند 2017). نتایج این مطالعه نشان داد که زیست­توده خشک تولیده شده در تک­کشتی گیاهان پوششی چاودار و سان­همپ اختلاف چندانی با زیست­توده تولید شده در کشت مخلوط آن­ها در سال اول آزمایش نداشت. همچنین در سال دوم آزمایش نیز کشت مخلوط چاودار و سان­همپ پس از تک­کشتی چاودار دارای بیشترین زیست­توده بود. به عبارتی دیگر میزان زیست­توده تولید شده در تیمارهای آزمایشی از این فرضیه که کشت مخلوط گیاهان پوششی به دلیل استفاده بهتر از منابع­ غذایی، محیط رشد زیست­توده بیشتری در مقایسه با تک­کشتی تولید می­کنند، پیروی نمی­کند. در حقیقت، نتایج این آزمایش نشان داد که این فرضیه به شرایط خاک، آب و هوای منطقه مورد کشت بستگی دارد. میزان زیست­توده تولید شده توسط گیاهان پوششی تأثیر مثبتی بر محیط زیست، سیستم­های کشاورزی و بهبود عملکرد محصولات زراعی دارد (رویس و همکاران 2019).  

زیست­توده کل علف­های هرز:  نتایج حاکی از آن بود که اثر اصلی سال، گیاهان پوششی و اثر متقابل سال در گیاهان پوششی بر زیست­توده خشک کل علف­های هرز در سطح احتمال یک درصد معنی­دار بود (جدول 3). تیمار شاهد بدون گیاه پوششی در سال اول و دوم آزمایش به­ترتیب 37/758 و 59/457 گرم در متر مربع دارای بیشترین زیست­توده خشک علف­های هرز بود (جدول3). کمترین زیست­توده علف­های­ هرز در سال اول از تیمار تک­کشتی چاودار به میزان 39/282 گرم در متر مربع به­دست آمد که در مقایسه با تیمار شاهد یا بدون گیاه پوششی همان سال 7/62 درصد زیست­توده کل علف­های هرز را کاهش داد (جدول3). همچنین در سال دوم تفاوت معنی­داری بین تیمارهای گیاهان پوششی مشاهده نگردید و به­ترتیب در مقایسه با تیمار شاهد، تک­کشتی چاودار 48/42 درصد، تک­کشتی سان­همپ 34/30 درصد و کشت مخلوط چاودار+ سان­همپ 27/37 درصد زیست­توده علف­های هرز را کاهش داد. سال دوم آزمایش در مقایسه با سال اول، زیست­توده خشک علف­های هرز در تک­کشتی چاودار، سان­همپ و کشت مخلوط چاودار با سان­همپ به­ترتیب 8/6، 7 و 3/18 درصد کاهش یافت. کشت مخلوط چاودار با سان­همپ اگرچه دارای اختلاف معنی­داری با تک­کشتی چاودار نبود اما در مقایسه با تیمار تک­کشتی چاودار کنترل مؤثرتری داشت. احتمال می­رود تلفیق هر دو گیاه چاودار و سان­همپ و اثرات دگرآسیبی این گیاهان در خاک منجر به کاهش چشمگیر علف­های هرز در تیمار کشت مخلوط آن­ها شده باشد. از سوی دیگر رابطه معنی­داری بین زیست­توده گیاهان پوششی و کاهش تراکم علف­های هرز وجود دارد (گرگ و همکاران 1993)، می­توان نتیجه گرفت که افزایش زیست­توده گیاهان پوششی در سال دوم آزمایش یکی از مهمترین دلایل کاهش زیست­توده علف­های هرز است. تورون و همکاران (2018) گزارش کردند گیاهان پوششی در کاهش زیست­توده علف­های هرز در مقایسه با تیمار شاهد یا بدون گیاه پوششی مؤثر بود و بیان داشتند گندم سیاه مؤثرترین گیاه پوششی در کنترل علف­های هرز بود.

زیست­توده کل (گیاهان پوششی+ علف­های هرز): بالاترین زیست­توده تولید شده در دو سال آزمایشی از تک­کشتی چاودار (60/811 گرم در متر مربع) به­دست آمد (شکل1). کشت مخلوط چاودار با سان­همپ (27/735 گرم در متر مربع) دومین ترکیب مناسب از نظر تولید زیست­توده کل بود (شکل 1).  تفاوت در جوانه­زنی و حساسیت به نوع گیاه پوششی می­تواند در غالبیت علف­های هرز مؤثر باشد و همچنین رشد علف­های هرز پس از استقرار و افزایش زیست­توده گیاهان پوششی، تحت تأثیر قرار می­گیرد (میرسکای و همکاران 2011).  

 

 

جدول 3- تغییرات زیست­توده خشک گیاهان پوششی و علف­های هرز (g.m-2)

تیمارها

زیست­توده خشک گیاهان پوششی

زیست­توده خشک علف­های هرز

سال

1396

1397

1396

1397

 

b79/379

a94/473

a92/433

b62/331

LSD5%

03/59

25/31

گیاهان پوششی

 

 

 

 

شاهد

c00/00

d00/00

a 37/758

a59/457

چاودار

a09/488

a56/589

c39/282

b17/263

سان­همپ

b07/277

c60/347

b25/343

b72/318

چاودار+ سان­همپ

ab20/374

b67/457

b65/351

b01/287

LSD5%

98/114

03/60

02/53

93/83

F value

 

 

 

 

سال

*53/13

**85/50

بلوک (سال)

ns58/0

ns70/1

گیاهان پوششی

**26/23

**61/112

سال× گیاه پوششی

ns05/0

**77/21

ضریب تغییرات (درصد)

72/12

18/9

**، * و ns به­ترتیب معنی داری در سطح احتمال یک، پنج درصد و عدم وجود تفاوت معنی­داری می­باشد.

میانگین­های با یک حرف مشترک با آزمون  LSD در سطح احتمال 5 درصد تفاوت معنی­دار ندارند.

 

 

شکل 1- تغییرات زیست­توده خشک گیاهان پوششی و علف­های هرز در دو سال آزمایشی

 


 

 

 

 

تأثیر گیاهان پوششی بر علف­های هرز

       علف­های هرز غالب شناسایی شده در مزرعه در طی دوره رویشی کلم قمری شامل سلمه­تره (Chenopodium album L.)، تاج خروس (Amaranthus Sp.) و خردل وحشی (Sinapis arvensis L.) بود. اثر اصلی گیاهان پوششی بر تمامی علف­های هرز غالب در مزرعه در سطح احتمال یک درصد، اثر اصلی سال بر روی زیست­توده خشک علف­های هرز تاج­خروس، خردل وحشی و زیست­توده کل علف­های هرز در سطح احتمال یک درصد و سلمه­تره در سطح احتمال پنج درصد معنی­دار بود. همچنین اثر متقابل سال در گیاه پوششی فقط بر روی خردل وحشی و زیست­توده کل علف­های هرز در سطح احتمال یک درصد معنی­دار بود (جدول4).

 

وزن خشک سلمه­تره: نتایج نشان می­دهد که کاربرد گیاهان پوششی اثر معنی­داری در سطح احتمال یک درصد بر کاهش زیست­توده خشک علف هرز سلمه تره داشت (جدول4). کمترین زیست­توده خشک علف هرز سلمه­تره در سال اول آزمایش از تک­کشتی چاودار و کشت مخلوط چاودار+ سان­همپ (به­ترتیب 19/118 و 85/118 گرم در متر مربع) به­دست آمد (جدول4). تک­کشتی چاودار و کشت مخلوط آن با سان­همپ 53 درصد در مقایسه با تیمار شاهد یا بدون گیاه پوششی، علف­هرز سلمه­تره را کاهش دادند. در سال دوم آزمایش اختلاف معنی­داری در بین تیمارهای گیاهان پوششی و تیمار شاهد وجود نداشت (جدول 4). همچنین نتایج حاکی از آن بود که تک­کشتی چاودار، سان­همپ و کشت مخلوط آن­ها در سال دوم در مقایسه با سال اول آزمایش به­ترتیب 24/3، 86/6 و 94/5 درصد زیست­توده علف­هرز سلمه­تره را کاهش دادند. یکی از دلایل مهم کاهش درصد زیست­توده علف­ هرز سلمه­تره در سال دوم آزمایش می­تواند ناشی از محتوی رطوبتی ایجاد شده در خاک توسط گیاهان پوششی و خاصیت دگرآسیبی حاصل از بقایای گیاهان پوششی در سال اول آزمایش باشد. سلمه­تره علف­هرزی است که میزان تولید بذر آن بالا است (شوستر شوب و الخطیب 2007). بنابراین اگرچه زیست­توده گیاه پوششی در سال دوم آزمایش افزایش داشت، اما این افزایش در کاهش زیست­توده علف­هرز سلمه­تره چندان مؤثر نبود. این در حالی است که در بسیاری از مطالعات به­طور کلی بیان شده است که گیاهان پوششی با ایجاد پوشش مناسب در سطح خاک مانع از رشد و جوانه­زنی علف­های هرز می­گردند (شارما و بانیک 2013، مالیک و همکارن 2010، تیزدل و همکاران 2000 و کریمر و همکاران ( 2002). تورسون و همکاران (2018) نشان دادند که استفاده از گیاهان پوششی فرصتی مؤثر برای کنترل غیرشیمیایی علف­های هرز فراهم می­کند که این به نوبه­ی خود در تولید محصولات ارگانیک بسیار اهمّیت دارد. در بررسی نقش گیاهان پوششی روی مدیریت علف­های هرز بابایی قلقلستانی و همکاران (2016) نشان دادند که کمترین میزان زیست­توده علف­های هرز به تیمارهای چاودار و ماشک­گل­خوشه­ای تعلق داشت.

وزن خشک تاج خروس: زیست­توده خشک علف ­هرز تاج­خروس تحت تأثیر گیاهان پوششی و سال در سطح احتمال یک درصد معنی­دار بود (جدول4). در هر دو سال آزمایش تیمار شاهد یا بدون گیاه پوششی دارای بیشترین میزان علف­هرز تاج­خروس بود و تیمارهای گیاهان پوششی اعم از تک­کشتی و کشت مخلوط تفاوت معنی­داری در کنترل علف­هرز تاج­خروس نداشتند (جدول 4). اما در مقایسه­ی بین سال­ها، در سال دوم زیست­توده علف­ هرز تاج خروس در تمامی تیمارها نسبت به سال اول آزمایش کاهش یافت. بیشترین میزان کاهش در سال دوم آزمایش در تیمار کشت مخلوط چاودار+ سان­همپ (37 درصد) بود. همچنین نتایج نشان داد که در پایان دو سال زراعی زیست­توده علف هرز تاج خروس در تک­کشتی چاودار، سان­همپ و کشت مخلوط چاودار+ سان­همپ در مقایسه با تیمار شاهد یا بدون گیاه پوششی به­ترتیب 2/61، 8/50 و 5/52 درصد کاهش یافت (جدول 4). لطیفی و همکاران (2015) نشان دادند که گیاهان پوششی ماشک­گل­خوشه­ای، یونجه یکساله و گندم سیاه به­ترتیب 25، 33 و 43 درصد نسبت به تیمار شاهد (با حضور علف­های هرز در تمام طول فصل رشد) وزن خشک مجموع علف­های هرز را کاهش دادند.

 

وزن خشک خردل وحشی: نتایج نشان داد که اثر اصلی گیاه پوششی، سال و اثر متقابل سال در گیاه پوششی در سطح احتمال یک درصد معنی­دار بود (جدول4). اگرچه اختلاف معنی­داری در هر دو سال در بین تیمارهای تک­کشتی و کشت مخلوط چاودار با سان­همپ وجود نداشت (جدول 4). تک­کشتی چاودار و کشت مخلوط آن با سان­همپ در سال دوم آزمایش به­ترتیب 85/13 و 58/12 درصد زیست­توده خشک علف­هرز خردل وحشی را کاهش دادند. نتایج میانگین زیست­توده خشک علف هرز خردل وحشی در کل تیمارهای دارای گیاهان پوششی (تک­کشتی و کشت مخلوط) در مقایسه با تیمار شاهد بیانگر آن بود که در حالت کلی تمامی تیمارهای پوششی در سال اول آزمایش در مقایسه با تیمار شاهد یا بدون گیاه پوششی 58 درصد و در سال دوم آزمایش در مقایسه با تیمار شاهد 83/22 درصد زیست­توده علف­هرز خردل وحشی را کاهش داد. زیست­توده علف­هرز خردل وحشی در مقایسه با سال اول آزمایش به میزان کمتری کاهش یافت. اگرچه زیست­توده خشک گیاهان پوششی در مقایسه با سال اول افزایش یافته بود اما شاید یکی از دلایل افزایش زیست­توده علف­هرز خردل وحشی دوم، جایگذاری بقایای علف­های هرز همراه با بقایای گیاهان پوششی باشد. در بررسی دیگر قهرمانی و همکاران (2020) بیان کردند که با انتخاب ارقامی از گیاهان پوششی  که توانایی بیشتری در سرکوب علف­های هرز دارند، می­توان  به کنترل بلندمدت علف­های هرز امید داشت. بنظر می­رسد علاوه بر انتخاب ارقام مناسبی از گیاهان پوششی که دارای توانایی سرکوب بالای علف­های هرز می­باشند، انتخاب تراکم مناسبی از کاشت که جوانه­زنی و رشد گیاهچه­های هرز را به کمترین میزان ممکن کاهش دهد، نیز در کاهش زیست­توده علف­های هرز و در نتیجه جایگذاری آن­ها به­همراه بقایای گیاهی مؤثر باشد.

 

 

جدول 4- تغییرات زیست­توده خشک برخی از علف­های هرز (g.m-2)

تیمارها

سلمه­تره

تاج خروس

خردل­وحشی

سال

1396

1397

1396

1397

1396

1397

 

a01/161

b12/136

a87/131

b04/102

a03/141

b45/93

LSD5%

32/23

94/21

83/18

گیاهان پوششی

 

 

 

 

 

 

شاهد

a07/253

a99/174

a67/227

a83/169

a63/227

a77/112

چاودار

c19/118

a36/114

b83/78

b27/75

b37/85

b54/73

سان­همپ

b92/153

a36/143

b20/105

b13/90

b13/84

ab23/85

چاودار+ سان­همپ

c85/118

a79/11

 b79/115

b93/72

b01/117

ab29/102

LSD5%

85/29

79/67

66/45

65/52

27/50

42/32

F value

 

 

 

 

 

 

سال

*4/5

**77/8

**30/30

بلوک (سال)

ns41/0

ns45/1

*01/4

گیاهان پوششی

**72/18

**13/30

**47/38

سال× گیاه پوششی

ns76/2

ns53/1

**62/20

ضریب تغییرات (درصد)

46/17

09/21

05/18

**، * و ns به­ترتیب معنی داری در سطح احتمال یک، پنج درصد و عدم وجود تفاوت معنی­داری می­باشد.

میانگین­های با یک حرف مشترک با آزمون  LSD در سطح احتمال 5 درصد تفاوت معنی­دار ندارند.

 

 


تاثیر گیاه پوششی بر زیست­توده کلم­قمری

وزن تر غده کلم قمری: نتایج نشان داد که اثر اصلی گیاهان پوششی و سال در سطح احتمال یک درصد وزن تر غده کلم قمری تحت تأثیر قرار داد (جدول5). کشت مخلوط چاودار+ سان­همپ و تک­کشتی سان­همپ به­ترتیب 43/2833 و 11/2777 گرم در متر مربع دارای بیشترین وزن تر غده کلم­قمری بودند (جدول 5). درمقایسه با تیمار شاهد یا بدون گیاه پوششی وزن تر کلم قمری به­ترتیب در کشت مخلوط چاودار+ سان­همپ 08/33 درصد، تک­کشتی سان­همپ 69/31 درصد و در تک­کشتی چاودار 39/26 درصد افزایش یافت. آرین و همکاران (2003) بیان داشتند بسته به نوع رقم گیاه کلم قمری، وزن یک غده بین 5/265 تا 3/743 گرم با قطر 2/81 تا 8/112 میلیمتر متغیر می­باشد. اسپیلتس­توسر (1990) بیان داشت که بالاترین عملکرد کمی و کیفی کلم ­قمری در اوایل فصل بهار حاصل می­شود. کلم قمری محصولی فصل خنک می­باشد که حداقل دمای لازم برای رشد مناسب آن 8 درجه سانتی­گراد است (لسیک و همکاران 2004 و زودک و همکاران 2016). با توجه به میانگین دمایی در دو سال زراعی در زمان تاریخ کاشت و رشد رویشی کلم­قمری که مصادف با شروع گرمای تابستان می­باشد (جدول 2) احتمال می­رود اگرچه در اوایل رشد، افزایش تدریجی دما موجب افزایش رشد رویشی گردید اما دماهای بالاتر از 18 درجه سانتی­گراد (اسپیلتستوسر 1990) می­تواند باعث کاهش کمیت و کیفیت محصول اصلی شود. به­نظر می­رسد انتخاب تاریخ کاشت مناسب موجب افزایش عملکرد کمی و کیفی بیشتری در کلم قمری می­شود. از سوی دیگر، قابلیت سرکوب علف­های هرز توسط بقایای حاصل از گیاهان پوششی (قهرمانی و همکاران 2020) و رهاسازی عناصر غذایی توسط این گیاهان (جهانزاد و همکاران 2017)، می­تواند موجب افزایش وزن تر غده کلم قمری در تیمارهای تک­کشتی سان­همپ و کشت مخلوط در مقایسه با تیمار تک­کشتی چاودار و شاهد شود. بیان شده است که رهاسازی و تثبیت نیتروژن توسط گیاه سان­همپ شباهت زیادی به ماشک­گل­خوشه­ای (Vicia villosa) و شبدر کریمسون (Trifolium incarntum) دارد (آکانووا و همکاران 2001 و اسچولبرگ و همکاران 2005) و می­تواند بخشی از نیتروژن مورد نیاز یک محصول بهاری و یا پاییزی را تأمین نماید (اسچولبرگ و همکاران 2005). احتمال می­رود بقایای حاصل از گیاهان پوششی در مراحل ابتدایی انتقال نشاء از طریق سرکوب علف­های­هرز، نور، فضا و منابع غذایی کافی را برای رشد نشاء کلم قمری فراهم و موجب افزایش وزن تر غده کلم قمری شده است. گیاه پوششی چاودار اگرچه سهم بیشتری در تولید زیست­توده خشک گیاهان پوششی داشت اما در مقایسه با تک­کشتی سان­همپ به دلیل نسبت کربن به نیتروژن بالا نسبتاً کندتر تجزیه شد. احتمال می­رود یکی از دلایل کاهش وزن تر غده کلم­قمری در این تیمار، رهاسازی اندک عناصر غذایی از بافت­های گیاه پوششی چاودار در نتیجه تجزیه نسبتاً دیر هنگام بافت­های گیاهی باشد.

وزن تر پوست کلم قمری: اثر اصلی گیاه پوششی در سطح احتمال یک درصد و اثر اصلی سال در سطح احتمال پنج درصد وزن تر پوست کلم قمری را تحت تأثیر قرار داد (جدول 5). اختلاف آماری معنی­داری در بین تیمارهای دارای بقایای گیاهان پوششی از نظر میزان وزن تر پوست کلم قمری وجود نداشت با این حال کشت مخلوط چاودار+ سان­همپ  42/384 گرم در متر مربع در مقایسه با تک­کشتی چاودار و سان­همپ به مقدار جزئی دارای بیشترین وزن تر پوست کلم قمری بود (جدول5). یکی از معیارهای تعیین­کننده کیفیت محصول کلم قمری، وزن تر پوست می­باشد (کالو 1993). در راستای افزایش وزن تر غده، وزن پوست غده نیز در تیمارهای پوششی افزایش نشان داد. اگرچه کشت مخلوط توانست موجب افزایش وزن تر غده کلم قمری شود اما در راستای افزایش وزن غده، بر میزان خشبی شدن پوست غده ناشی از افزایش دما افزوده شد و کیفیت محصول کلم قمری کاهش یافت. اسپیلتستوسر (1990) بیان داشت که در دماهای بالاتر از 18 درجه سانتی­گراد، کلم قمری دارای کیفیت عملکردی پایینی است. کلم قمری یک محصول فصل خنک است (جانسون 2002) و در بسیاری از مناطق جهان که کشت کلم قمری غالباً اوایل بهار و پاییز صورت می­گیرد (آرین و همکاران 2003). آرین و همکاران (2003) بیان داشتند که در کشت پاییزی کلم قمری با انتقال نشاهای 4 هفته­ای، بیشترین عملکرد کمی و کیفی در مدت 6 هفته حاصل شد.

زیست­توده کل (وزن غده+ وزن پوست تر کلم قمری): نتایج نشان داد که اثر اصلی سال و گیاهان پوششی بر زیست­توده کل کلم­قمری در سطح احتمال یک درصد معنی­دار بود (جدول8). همچنین نتایج مقایسه میانگین­ها نیز نشان داد، کشت مخلوط چاودار+ سان­همپ و تک­کشتی سان­همپ به ترتیب با 85/3217 و 66/3143 گرم در متر مربع دارای بیشترین زیست­توده کل بود. همچنین میانگین عملکرد کلم قمری در سال دوم بیشتر بود (جدول8). زیست­توده کل کلم قمری در تیمار کشت مخلوط چاودار+ سان­همپ، تک­کشتی سان­همپ و چاودار به ترتیب 70/34، 16/33 و 93/26 درصد نسبت به تیمار شاهد یا بدون گیاه پوششی افزایش یافت. استفاده از گیاهان پوششی در افزایش عملکرد بسیاری از محصولات زراعی و باغی مورد تأیید پژوهشگران بوده است. گزارش­های متعددی مبنی بر تأثیر مثبت گیاهان پوششی بر کمیت و کیفیت عملکرد محصولات کشاورزی وجود دارد (جهانزاد و همکاران، 2017؛ ایساح و همکاران، 2012، قهرمانی و همکاران، 2020). برای مثال در پژوهشی کنترل علف­های هرز توسط گیاه پوششی چاودار موجب افزایش توان رقابتی و افزایش عملکرد علوفه تر و وزن تر بلال شد  (کربلایی خیاوی و همکاران 2016). بابایی قلقلستانی و همکاران (2016)  با برسی نقش گیاهان پوششی بر کنترل علف­های هرز در کشت ذرت علوفه­ای گزارش کردند که تاثیر گیاه پوششی چاودار، ماشک­گل­خوشه­ای، شبدر برسیم و خلر برصفات طول بلال، وزن تر بلال و عملکرد علوفه ذرت معنی­دار بود و کاربرد گیاهان پوششی تاثیر مطلوبی بر عملکرد و اجزای عملکرد ذرت علوفه­ای داشت.


 


جدول 5- زیست­توده تر غده، پوست و کل کلم قمری (g.m-2)

تیمارها

وزن تر غده­ی کلم قمری

وزن تر پوست کلم قمری

وزن تر کل

سال

1396

1397

1396

1397

1396

1397

 

a02/2437

a 86/2587

b26/306

a81/337

b28/2743

a68/2925

LSD5%

11/92

08/31

55/88

گیاهان پوششی

 

 

 

شاهد

c86/1896

c13/204

c98/2100

چاودار

b37/2542

b06/333

b43/2875

سان­همپ

a11/2777

ab56/366

a66/3143

چاودار+ سان­همپ

a43/2833

a42/384

a85/3217

LSD5%

27/130

96/43

23/125

F value

 

 

 

سال

**73/12

*89/4

**14/20

بلوک (سال)

ns11/2

ns20/1

*40/3

گیاهان پوششی

**12/103

**58/32

**87/157

سال× گیاه پوششی

ns02/0

ns07/0

ns04/0

ضریب تغییرات (درصد)

12/4

85/10

51/3

**، * و ns به­ترتیب معنی داری در سطح احتمال یک، پنج درصد و عدم وجود تفاوت معنی­داری می­باشد.

میانگین­های با یک حرف مشترک با آزمون  LSD در سطح احتمال 5 درصد تفاوت معنی­دار ندارند.

 


نتیجه­گیری

     یکی از مزیت­های گیاهان پوششی کنترل و یا سرکوب علف­های هرز می­باشد. به­طور کلی گیاهان پوششی از طریق ایجاد زیست­توده مناسب در سطح خاک و ایجاد اختلال در دسترسی گیاهان هرز به منابع از جمله نور، آب، عناصر غذایی و فضای رشد می­توانند باعث کاهش جمعیت، تنوع گونه­ای علف­های هرز شوند. نتایج این آزمایش در طی دو سال نشان داد که به­طور کلی گیاهان پوششی چه به­صورت تک­کشتی و چه به­صورت کشت مخلوط توانایی کنترل علف­های هرز را هرچند اندک دارند. اما نکته حائز اهمیت در کنترل علف­های هرز انتخاب مناسب گیاهان پوششی، ترکیب­های آنها و تراکم مناسب کاشت می­باشد. گیاه پوششی سان­همپ اگرچه زیست­توده اندکی در دو سال زراعی تولید کرد اما پتانسیل افزایش عملکرد کلم قمری را در تک­کشتی و کشت مخلوط داشت، شاید یکی از مهمترین دلایل آن توانایی این گیاه در تثبیت نیتروژن اتمسفری و رهاسازی نسبتاً سریع آن در مقایسه با گیاه چاودار باشد. به نظر می­رسد گیاه پوششی سان­همپ در تاریخ­های کاشت دیرهنگام به عنوان گیاه پوششی موقت و تابستانه توانایی تولید زیست­توده بیشتری را داشته باشد. گیاه پوششی چاودار با پتانسیل تولید زیست­توده بالا در هر دو سال زراعی بیشترین سهم زیست­توده خشک را به خود اختصاص داد. در مطالعات پیشین توانایی این گیاه در کنترل علف­های هرز چه از طریق تولید زیست­توده گیاهی و یا خاصیت دگرآسیبی آن به اثبات رسیده است. به­طور کلی کاربرد گیاهان پوششی حتی در کوتاه مدت نیز می­تواند دارای مزیت­های بسیاری برای سیستم­های کشاورزی باشد.

 

سپاسگزاری:

نویسندگان بر خود لازم می­دانند مراتب تقدیر و تشکر صمیمانه خود را از مدیریت و کارکنان مزرعه تحقیقاتی دانشکده کشاورزی و منابع طبیعی، کارشناسان محترم آزمایشگاه­های گروه زراعت و اصلاح نباتات دانشگاه محقق اردبیلی که در ارتقاء کیفی این پژوهش ما را یاری دادند، اعلام نمایند.

 



[1] -Cruciferous

[2] - German turnip                                                                                                

[3] - Glucoraphanin

Ahmadi A, Dabbag Mohammadi Nasab A, Zehtab Salmasi S and Amini R. 2010. Evaluation of yield and advantage indices in Barley and Vetch intercropping. Agricultural Science and Sustainable Production, 20(4): 77-87. (In Persian).
Akanvou R, Bastiaans L, Kroprr M.J, Gourdrian J and Becker M. 2001. Characterization of growth, nitrogen accumulation and competitive ability of six tropical legumes for potential use in intercropping systems. Journal of Agronomy and Crop Science, 187: 111–120.
Amoghein MB, Tobeh A, Gholipouri A, Jamaati-e-Somarin Sh and Ghasemi M. 2013. Effect of cover crop in control of weed density and some qualitative and quantitative characteristics of sunflower. International Journal of Agriculture and Crop Sciences, 5: 1318-1323. (In Persian).
Arın L, alk A. S, Deveci M and Polat S.2003. Kohlrabi Growing under Unheated Glasshouse Conditions in Turkey. Acta Agriculturae Scandinavica, Section B - Soil and Plant Science, 53: 38-41.
Babaei Ghaghelestany A, Tobeh A and Alebrahim MT. 2016. Study of the role of cover crops on weed management and yield and its forage maize (Zea mays L.) components. Journal of Agroecology, 5(2):64-74. (In Persian).
Badakhshan C, Amiry Nejad M, Tohidi Nejad A.A and Parsa Motlagh B. 2018.  Evaluation of the replacement of intercropping of Phaseolus acutifolus and two millet cultivars (Panicum miliaceum) on some characteristics of quantitative and qualitative forage yield. Crop production publication,11(2):151-167. (In Persian).
Chauhan BS and Gill GS. 2014. Ecologically based weed management strategies. Recent Adv. Weed Manage: 1-11components. Journal of Agroecology, 5 (2):64-74. (In Persian).
Creamer NG and Dabney SM. 2002. Killing cover crops mechanically: Review of recent literature and assessment of new research results. Journal of Alternative Agriculther, 17: 32-40.
Escalona VH, Aguayo E, Artes F. 2006. Metabolic activity and quality changes of whole and fresh-cut kohlrabi (Brassica oleracea L. gongylodes group) stored under controlled atmosphere. Postharvest Biology and Technology, 41:181-190.  DOI: 10.1016/j. postharvbio.2006.04.001
Essah S.Y.G, Delgado J.A, Dillon M and Sparks R. 2012. Cover crops can improve potato tuber yield and quality. Hort Technology, 22(2): 185-190.
Ghahremani s, Ebadi A, Tobeh A, Hashemi M, Sedghi M and Gholipuri A. 2020. The Effect of Cover Crops on Yield and Weeds Control of Patato (Solanum tuberosum L.). Journal of crop ecophysiology, 14(1): 119-134. (In Persian).
Ghanbari A. Ghadiri H, Ghafari-Moghadam M and Safari M. 2010. Study of maize (Zea mays L.) and pumpkin (Cucurbita sp.) intercropping and its effect on weed control. Iranian Journal of Crop Sciences, 41(1):43-55. (In Persian).
Gregg AJ, Michael SD and Zane RH. 1993. Cover crop management and weed control in corn (Zea mays). Weed Technology, 7: 425-430.
Jafarzadeh N and Bazobandi M. 2017. Study the Effect of Four Cover Crops on the Weed Management in Plum (Prunus domestica) Orchards in Urmia. Iranian journal of weed science,13(2): 115-123. Doi:10.22092/ijws.2017.1302.02. (In Persian).
Jahanzad E, Barker A.V, Hashemi M, Sadeghpour A and Eaton T. 2017. Forage radish and winter pea cover crops outperformed rye in a potato cropping system. Soil Fertility and Crop Nutrition, 109(2): 1–8.
Jeranyama P, Hesterman OB, Waddington SR and Harwood R.R. 2000. Relay intercropping of sunnhemp and cowpea into a smallholder maize system in Zimbabwe. Agronomy Journal, 92: 239-244.
Johnson JT. 2002. Glucosinolates in the human diet. Bioavailability and implications for health. Phytochemistry Reviews, 1(2): 183-188.
Kalloo G and Bergh B.O. 1993. Genetic Improvement of Vegetable Crops, Chapter 12, Kohlrabi: Brassica oleracea var. gongylodes. 191-194Pp.
Karbalaei Khiavi H, Fakhari R, Alebrahim MT and Sharifi Ziveh P. 2016. The effect of winter rye (Secale cereale L.) as a cover crop on weed biomass, density and yield of forage maize (Zea mays L.). Journal of Agroecology, 7(1): 140-154. (In Persian).
Kruidhof HM, Bastiaans L and Kropff MJ. 2009. Cover crop residue management for optimizing weed control. Plant Soil, 318: 169-184
Latify S, Yousefi A and Jamshidi Kh. 2015. Effect of Living Mulch Application on Yield and Yield Components of Sunflower (Helianthus annuus L.) Cultivars and Weed Control. Journal of Agroecology, 25(2): 33-45. (In Persian).
Lemessa F and Wakjira M. 2015. Cover crops as a Means of Ecological Weed Management in Agroecosystems. Journal Korean Society of Crop Science and Springer, 18(2):13-145. Doi no.10.1007/s12892-014-0085-2
Lešić R, Borošić J, Buturac I, Herak CƵustić M, Poljak M and Romić D. 2004. Vagetable (vegetable crops). Published by Čakovec, 660Pp.
Malik MS, Norsworthy JK, Riley MB and Bridges W. 2010. Temperature and light requirements for wild radish (Raphanus raphanistrum) germination over a 12-month period following maturation. Weed sciences, 58:136-140.
Martinez-Espla A, Zapata PJ, Castillo S, Guillen F, Martinez-Romero F, Valero D and Serrano M. 2014. Preharvest application of methyl jasmonate (MeJA) in two plum cultivars. 1. Improvement of fruit growth and quality attributes at harvest. Postharvest Biology and Technology, 98:98-105
Mirsky SB, Curran WS, Mortensen DA, Ryan MR and Shumway DL. 2011. Timing of cover-crop management effects on weed suppression in no-till planted soybean using a roller-crimper. Weed Science, 59:380–389.
Mosjidis JA and Wehtje G. 2011.Weed control in sunn hemp and its ability to suppress weed growth. Crop protection, 30: 70-73.
Mosjidis JA. 2014. Sunn hemp cultivars capable of producing seed within the continental United States. United States Patent, US, 8: 369-680.
Oerke EC. 2006. Crop losses to pests. Journal Agriculture Science, 44: 31-43.
Ruis SJ, Blanco-Canqui H, Creech CF, Koehler-Cole K, Elmore RW and Francis CA. 2019. Cover crop biomass production in temperate agroecozones. Agronomy Journal, 111: 1535–1551
Sainju UM. 1997. Winter cover crops for sustainable agriculture systems. Horticultural Science, 2: 21-28.
Samedani B, Juraimi AS, Abdullah SAS, Rafii MY, Rahim AA and Anwar MP. 2014. Effect of cover crops on weed community and oil palm yield. International Journal Agriculture Biology, 16: 23-31.
Scholberg J, Mbuya O, McSorley R, Mesh M, Phatak S and Roe N. 2005. A system approach for improved integration of green manure in commercial vegetable production systems. Sustainable Agriculture Research and Education (USDA-SARE), 1–22p. 
Schuster CL, Shoup DE, and Al-Khatib K. 2007. Response of common lambsquarters (Chenopodium album) to glyphosate as affected by growth stage. Weed Science, 55(2):147–151.
Sharma RC and Banik P. 2013. Baby corn-legumes intercropping system: II Weed dynamics and community structure. NJAS– Wageningen. Journal of Life Sciences, 67: 11–18.
Sorescu AA, Nuta A and lon MR. 2018. Pale-Green Kohlrabi, a Versatile Brassica Vegetable. http:// dx.doi.org/10.5772/intechopen.76921
Splittstoesser W. E. 1990. Vegetable growing handbook, 3rd ed. Van Nostrand Reinhold, New York, 362 pp.
Sung-Hyun C, Dong-Kul R, Suhyoung P, Koung-GU A, Yong-Pyo L and Glihwan A. 2010. Composition Analysis between Kohlrabi (Brassica oleracea var. gongylodes) and Radish (Raphanus sativus). Korean Society of Horticultural Science, 28(3):469-475.
Teasdale JR. 2013. Contribution of cover crops to weed management in sustainable agricultural systems. Journal Production Agriculture, 9: 475-479
Theasdale JR and Mohler CL. 2000. The quantitative relationship between weed emergence and the physical properties of mulches. Weed Science, 48: 385-392.
Treadwell DD and Alligood M. 2008. Sunn hemp (Crotalaria juncea L.): a summer cover crop for Florida vegetable producers. Publication HS1126, University of Florida IFAS Extension.
Tursun N, Işık D, Demir Z and Jabran K. 2018. Use of living, mowed, and soil incorporated cover crops for weed control in apricot orchards. Agronomy Journal, 8: 150-158.
Turun N, Işık D, Demir Z and Jabran K. 2018. Use of Living, Mowed, and Soil-Incorporated Cover Crops for Weed Control in Apricot Orchards. Agronomy, 8(8):150; https://doi.org/10.3390/agronomy8080150
White GA and Haun JR. 1965. Growing crotalaria juncea, a multi-purpose fiber legume, for paper puple. Economic Botany, 19:175-183.
Zƽutić I, Fabek S, Benko B, Radman S and Toth N. 2016. The effect of mulch on morphological and agronomic traits of kohlrabi cultivars. Acta Horticlturae, 1142(8): 49-53. DOI10.17660/ActaHortic.2016.1142.8.