Effect of Hairy Vetch (Vicia villosa Roth) on Weeds Control and Production of Coriander (Coriandrum sativum L.) in Itercropping

Document Type : Research Paper

Author

Abstract

Abstract
Background and Objective: Evaluation of hairy vetch (Vicia villosa Roth) effect on weed control, yield, yield components and essential oil of coriander (Coriandrum sativum L.) in mixed cropping were important objectives of this study.
 
Materials and Methods: Experiment was carried out as a split plot based on randomized complete block design (RCBD) with 3 replications at the field of Agricultural and Natural Resources Research of Meshginehshahr in 2018. The effect of weed control as the main factor was included two levels of control and non-control of weeds and different planting pattern in 7 level: coriander sole cropping, hairy vetch sole cropping, intercropping of coriander and hairy vetch (1:1) with different spacing of plants on hairy vetch rows including 5 (A), 7.5 (B), 10 (C), 12.5 (D) and 15 (E) cm, were as sub factor.
 
Results: The highest number of lateral branches and essential oil percentage (0.29%) of coriander were obtained in E, number of umbrella per plant in all intercropping treatments, and the number of grains per umbrella in C and D treatments. The highest biological yield (3013 kg.ha-1) and grain yield (689.2 kg.ha-1) of coriander were obtained in sole cropping with weed control treatment, and the highest essential oil yields were obtained in sole cropping (1.85 kg.ha-1) and intercropping of coriander with hairy vetch at 15 cm distances on rows (1.86 kg.ha-1) in weed control conditions. The lowest weed biomass was recorded in intercropping with 5 cm distances of seeds on rows of hairy vetch without any differences with 7.5 and 10 cm distances of seeds, which led to decreases of weed biomass by 14.2 and 9.2 % compared to sole cropping of coriander and hairy vetch, respectively. Land equivalent ratio (LER) based on biological yield in all intercropping treatments was greater than 1 and indicated the superiority of intercropping over sole cropping in both crops in the studied treatments.
 
Conclusion: In general, to achieve higher yield of coriander essential oil in intercroping with hairy vetch, planting distance of 15 cm of hairy vetch under weed control and planting distance of 5 cm of hairy vetch without weed control are appropriate. For more control on weed, planting of hairy vetch at distances of 5, 7.5 and 10 cm will be effective in intercroping with coriander.
 
 

Keywords


مقدمه

امروزه مشکلات زیست‌محیطی ناشی از کاربرد بی‌رویه علف‌کش‌ها و مقاومت علف‌های هرز به آنها در کشاورزی رایج، لزوم توسعه راه‌کارهای زراعی به‌عنوان یک روش ایمن‌تر و کم هزینه‌تر برای مدیریت علفهای هرز را از الویت‌های کشاورزی پایدار قرار داده ‌است. روش‌های زراعی مانند تراکم و الگوی کشت، تاریخ کاشت، نوع و مقدار کود، تناوب زراعی، کشت مخلوط، کاربرد انواع مالچ‌ها و انتخاب رقم مناسب، ازجمله راه‌کارهای مناسب در جهت نیل به مدیریت پایدار و مؤثر علفهای هرز باشد (محمددوست چمن‌آباد و بخشی 2016). بر این اساس یکی از تمهیدات مهم در کنترل علف‌های هرز از دیدگاه کشاورزی پایدار، استفاده از کشت مخلوط محصولات زراعی مختلف با یکدیگر است.  به­طور کلی داروهای گیاهی اثرات سوء جانبی کمتری نسبت به داروهای شیمیایی دارند ولی با توجه به احتمال بروز اثرات منفی ناشی از مصرف انواع نهاده­های شیمیایی از جمله علف­‌کش­ها بر روی کمیت و کیفیت ترکیبات مؤثره گیاهان دارویی، نیاز به بهره­گیری از اصول اکولوژیک مانند کشت مخلوط در تولید پایدار این گیاهان امری ضروری به‌نظر می‌رسد. کشت مخلوط یکی از مؤلفه­های کشاورزی پایدار محسوب می‌شود و امروزه تمایل به کاربرد کشت مخلوط بیش از گذشته بوده و نتایج برخی از پژوهش‌ها نیز مزایا و اهمیت این شیوه کشت را آشکار می­سازد (زیمدا 2007).

گشنیز (Coriandrum sativum L.) گیاهی علفی و یک‌ساله متعلق به تیره چتریان است و منشاء آن مدیترانه و خاورمیانه می‌باشد که به‌عنوان یک گیاه دارویی نیز شناخته شده است. مقدار اسانس این گیاه از 03/0 درصد تا 6/2 درصد گزارش شده است و تمام قسمت‌های آن به‌عنوان ماده طعم‌دهنده و یا به‌عنوان داروهای سنتی برای درمان اختلالات مختلف در طب سنتی و پزشکی مورد استفاده قرار می گیرند (بت و همکاران 2014). اﻣﺮوزه عملیات ﮐﺸﺎورزی متداول از جمله مصرف نهاده‌های شیمیایی همچون کودهای شیمیایی برای تغذیه گیاه و سموم شیمیایی برای کنترل آفات، بیماری‌ها و علف‌های هرز، ﺳﺒﺐ ﺑﺮوز ﻣﺸﮑﻼت ﻣﺘﻌﺪدی از جمله آﻟﻮدگیﻣﺤﯿﻂ زﯾﺴﺖ و آب‌ﻫﺎی زﯾﺮزﻣﯿﻨﯽ، ﻓﺮﺳﺎﯾﺶ ﺧﺎک، اﯾﺠﺎد ﺑﯿﻤﺎری‌ﻫﺎی ﮔﻮﻧﺎﮔﻮن در اﻧﺴﺎن و ﮐﺎﻫﺶ ﮐﯿﻔﯿﺖ ﻣﻮاد ﻏﺬایی ﮔﺮدﯾﺪه است لذا توجه به کشاورزی پایدار و روش­های جایگزین کاربرد نهاده‌های شیمیایی مورد توجه قرار می­گیرد. از جمله این روش‌ها می‌توان به بهره گیری از کشت مخلوط گیاهان تیره لگوم با گیاهان غیرلگوم جهت تأمین بخشی از نیاز گیاه به نیتروژن و همچنین کمک به مهار علف‌های هرز و سایر عوامل خسارت زای زیستی و غیره اشاره نمود.

 ماشک به‌عنوان مالچ زنده بقولات در بسیاری از کشورها شناخته شده است و باعث تثبیت نیتروژن، افزایش سریع زیست توده، جلوگیری از فرسایش خاک، افزایش تخلخل خاک، بهبود محیط زیست و مهار علف‌های ‌هرز در بوم‌نظام‌های کشاورزی می‌شود (حق‌شناس و همکاران 2016). استفاده از گیاهان پوششی (مالچ زنده) بین ردیف گیاهان زراعی یکی از روش‌های مناسب و همگام با طبیعت در کنترل علف ‌هرز محسوب می‌شود و از عوامل مهم در سازوکار سرکوب علف هرز توسط مالچ زنده می‌توان به ممانعت آنها از رسیدن نور کافی به علف هرز، رقابت برای آب و مواد غذایی و درنتیجه کاهش جوانه‌زنی بذور و رشد علف‌های هرز اشاره نمود (استین‌ماوس و همکاران 2008؛ ردی و کوگر 2004).

 مهم‌ترین فواید کشت مخلوط، افزایش تولید در واحد سطح نسبت به تک کشتی به‌دلیل استفاده بهتر از عوامل محیطی مانند نور، آب و مواد غذایی موجود است (بانیک و همکاران 2006). پژوهش‌های مختلفی در این رابطه مزایای کشت مخلوط را در کشاورزی پایدار و یا ارگانیک گزارش نموده‌اند. یکی از دلایل استفاده از کشت مخلوط در سراسر دنیا، عملکرد بالاتر کشت مخلوط در مقایسه با کشت خالص در همان واحد زمین است. افزایش عملکرد کشت مخلوط می‌تواند به­دلیل سرعت رشد بالاتر، کاهش خسارت آفات، بیماری‌ها و علف‌های هرز، استفاده کارآمد از منابع درنتیجه تفاوت در مصرف منابع و کاهش رقابت به­دلیل وجود اثرات مکملی بین اجزای مخلوط باشد (رضایی چیانه و همکاران 2013). خرم‌دل و همکاران (2016) با بررسی اثر سری‌های کشت مخلوط جایگزینی و افزایشی بر عملکرد و اجزای عملکرد لوبیا و گیاه دارویی زنیان، به­این نتیجه رسیدند که بهره‌گیری از کشت مخلوط به‌دلیل کاهش رقابت بین گونه‌ای نسبت به رقابت درون گونه‌ای از طریق بهره­گیری بهینه از عوامل محیطی موجب بهبود عملکرد و اجزای عملکرد هر دو گونه شد. علاوه­براین، کشت مخلوط با ایجاد تنوع زیستی در بوم نظام‌های کشاورزی و همچنین ایجاد پایداری و ثبات تولید می‌تواند از طریق کاهش مصرف نهاده‌های شیمیایی بر مبنای تثبیت نیتروژن در راستای تولید اکولوژیک گیاهان دارویی به­طور قابل ملاحظه‌ای مؤثر باشد. زیست‌توده علف‌های هرز در شرایط آلودگی کرتهای آزمایشی کنجد به علف‌های هرز در تراکم‌های کاشت 5، 10 و 15 بوته در مترمربع ماش نسبت به شاهد (بدون گیاه پوششی) به­ترتیب 84، 89 و 90 درصد کاهش یافت و در شرایط بدون گیاه پوششی ماش، تداخل علف‌های هرز باعث کاهش 57 درصدی عملکرد دانه کنجد شدند (مهدی‌پور و همکاران؛ 2019). امانی ماچیانی و همکاران (2017) با بررسی اثر الگوهای مختلف کشت مخلوط نعناع فلفلی و باقلا، گزارش نمودند که با اجرای کشت مخلوط، عملکرد دانه باقلا در واحد سطح اشغالی نسبت به کشت خالص، افزایش معنی‌داری پیدا کرد و درنتیجه کشت مخلوط، درصد و عملکرد اسانس نعناع فلفلی افزایش یافت.

بر این اساس هدف از انجام پژوهش حاضر بررسی اثر مهار علف‌های هرز در کشت مخلوط ماشک گل‌خوشه‌ای و گشنیز بر کمیت و کیفیت تولید محصول در گشنیز بود.

 

مواد و روش­ها

این آزمایش در سال زراعی 1397 در ایستگاه تحقیقات کشاورزی و منابع طبیعی مشگین­شهر با عرض جغرافیایی 38 درجه، 28 دقیقه و 48 ثانیه، طول جغرافیایی 47 درجه، 42 دقیقه و 26 ثانیه، ارتفاع 1150 متر از سطح دریا و میانگین بارندگی سالیانه 300 میلی‌متر، انجام شد. قبل از اجرای آزمایش یک نمونه مرکب خاک از عمق صفر تا 30 سانتی‌متری جهت تعیین ویژگی‌های فیزیکی و شیمیایی آن تهیه و به آزمایشگاه خاک­شناسی منتقل شد (جدول1). آزمایش در قالب اسپیلت پلات بر پایه طرح بلوک­های کامل تصادفی و با سه تکرار اجرا شد. عامل اصلی اثر علف‌های هرز در دو سطح کنترل علف‌های هرز و عدم کنترل علف‌های هرز و عامل فرعی شامل الگوهای مختلف کاشت در 7 سطح  کشت خالص گشنیز، کشت خالص ماشک گل‌خوشه‌ای، کشت مخلوط گشنیز و ماشک گل‌خوشه‌ای (1:1) با فاصله­های مختلف بذور روی ردیف‌های ماشک گل‌خوشه‌ای شامل 5 (A)، 5/7 (B)، 10 (C)، 5/12 (D) و  15 (E) سانتی‌متر به ترتیب با تراکم‌های کاشت 3/33، 2/22، 6/16، 3/13 و 1/11 بوته در مترمربع بودند. با توجه به شرایط آب و هوایی منطقه، در فروردین ماه 1397 پس از شخم و آماده‌سازی زمین کرت‌هایی با ابعاد 3×2 مترمربع ایجاد شد. فاصله بین بلوک‌ها 5/1 متر و فاصله بین کرت‌های اصلی یک متر و بین کرت‌های فرعی 5/0 متر در نظر گرفته شد. کاشت در 15 اردیبهشت­ماه در ردیف‌هایی با فاصله 30 سانتی‌متری و فاصله روی ردیف برای کشت خالص ماشک گل‌خوشه‌ای و گشنیز به‌ترتیب، 10 و 20 سانتی‌متر و برای ماشک گل‌خوشه‌ای در مخلوط بر اساس تیمارهای مربوطه 5، 5/7، 10، 5/12 و 15 سانتی‌متر، انجام شد. بر اساس نتایج آزمایش خاک (جدول 1)، 150 کیلوگرم در هکتار فسفر خالص از منبع سوپرفسفات تریپل برای تمامی کرت‌ها و برای کرت‌‌های کشت خالص ماشک گل‌خوشه‌ای، 50 کیلوگرم در هکتار نیتروژن خالص به‌عنوان آغازگر و در کشت خالص گشنیز، 200 کیلوگرم در هکتار نیتروژن خالص از منبع کود اوره مصرف شد. در کرتهای کشت مخلوط 100 کیلوگرم در هکتار نیتروژن خالص مصرف شد. بذرهای گشنیز و ماشک گل‌خوشه‌ای که از شرکت پاکان‌بذر اصفهان تهیه شده بود، استفاده شد. قبل از کاشت، بذور ماشک گل‌خوشه‌ای با باکتری‌های ریزوبیوم لگومینوزاروم (Rhizobium leguminosarum) تلقیح شد. آبیاری کرت‌های آزمایشی به روش قطره­ای (نوار تیپ) و در مراحل اولیه تا استقرار کامل بوته­ها هر دو روز یک بار و بعد از استقرار کامل بوته­ها هر پنج روز یک بار انجام می­شد. پس از استقرار کامل بوته­ها کنترل علف‌های هرز فقط در کرت‌های اصلی مربوط به کنترل علف‌های هرز صورت گرفت. صفات ارتفاع بوته، تعداد ساقه‌های فرعی در بوته، تعداد چتر در بوته، تعداد دانه در چتر، عملکرد بیولوژیکی، عملکرد دانه، شاخص برداشت دانه، درصد اسانس و عملکرد اسانس برای گشنیز، و عملکرد بیولوژیکی ماشک گل خوشه‌ای نیز جهت ارزیابی نسبت برابری زمین و زیست‌توده علف‌های هرز در کرتهای اصلی عدم کنترل علف‌های هرز نیز ارزیابی شدند. برای ارزیابی صفات عملکرد بیولوژیکی، عملکرد دانه و زیست توده علف‌های هرز، سطحی معادل یک متر مربع از هر کرت در نظر گرفته شد و بدین منظور در هر کرت آزمایشی دو ردیف کناری و دو بوته از ابتدا و انتهای ردیف­ها به عنوان حاشه حذف و از خطوط وسطی هر کرت اندازه گیری­ها صورت گرفت. در خصوص عملکرد دانه گشنیز به­دلیل اینکه دانه­ها همزمان به مرحله رسیدگی نمی­رسند چترهای رسیده طی چند مرحله برداشت و مجموع وزن دانه­های جدا شده از چترها به‌عنوان عملکرد دانه در نظر گرفته شد. بعد از برداشت کامل چترها، بقایای بوته­ها نیز برداشت شده و پس از خشک کردن و توزین آن‌ها به‌همراه وزن چترهای برداشت‌شده به­عنوان عملکرد بیولوژیکی ثبت گردید. برای تعیین درصد اسانس دانه‌های گشنیز، از روش تقطیر با آب و دستگاه کلونجر استفاده شد.

شاخص برداشت دانه، درصد اسانس و عملکرد اسانس با استفاده از رابطه‌های زیر محاسبه گردید:

100 × (عملکرد بیولوژیکی/ عملکرد دانه) = شاخص برداشت

100× (وزن دانه/وزن اسانس) = درصد اسانس

عملکرد بیولوژیکی × درصد اسانس = عملکرد اسانس

جهت ارزیابی سودمندی کشت مخلوط از شاخص نسبت برابری زمین (LER) بر مبنای عملکرد بیولوژیکی هردو گیاه به‌شرح زیر استفاده شد (مائو و همکاران 2012):

LER (T) = LER (a) + LER (b)

LER (a) = Yab / Yaa

LER (b) = Yba + Ybb

:LER (T) نسبت برابری کل زمین، LER (a): نسبت برابری زمین گونه A، LER (b): نسبت برابری زمین گونه B، Yab: عملکرد گونهA  در کشت مخلوط، Yaa: عملکرد گونهA  در کشت خالص، Yba: عملکرد گونهB  در کشت مخلوط،  Ybb: عملکرد گونهB  در کشت خالص.

 

قبل از انجام تجزیه­های آماری بر اساس مدل­های آماری مورد استفاده آزمون یکنواختی واریانس و نرمال بودن خطاهای آزمایشی روی داده­ها انجام گرفت. سپس تجزیه آماری با بهره­گیری از نرم­افزار MSTAT-C انجام شد. مقایسه میانگین­های هر صفت با استفاده از آزمون LSD   در سطح احتمال 5 درصد انجام شد.

 

 

 

جدول 1- ویژگی‌های فیزیکوشیمیایی خاک مورد استفاده در آزمایش

عمق خاک

(cm)

EC

(dS.m-1)

pH

کربن آلی

(%)

نیتروژن کل (%)

فسفر

پتاسیم

بافت خاک

Mg.kg-1

30-10

3/1

4/7

7/0

06/0

15/3

260

لومی شنی

 


نتایج و بحث

ارتفاع بوته

نتایج تجزیه واریانس نشان داد که اثر علف هرز (کنترل و عدم کنترل) بر ارتفاع بوته در سطح احتمال 5 درصد معنی‌­دار شد، ولی اثر کشت مخلوط و برهمکنش آن با علف هرز بر آن معنی­دار نشد (جدول2). براساس نتایج مقایسه میانگین‌­ها، ارتفاع بوته با کنترل علف­هرز در کرت‌ها نسبت به عدم کنترل آن 7/5 درصد کاهش پیدا

 

 

 


جدول 2- تجزیه واریانس  (میانگین مربعات) اثر علف هرز و کشت مخلوط با ماشک گل خوشه ای بر صفات مورد ارزیابی در گشنیز

میانگین مربعات

 

عملکرد

اسانس

درصد

اسانس

شاخص

برداشت دانه

عملکرد دانه

عملکرد

بیولوژیکی

وزن

هزاردانه

تعداد دانه در چتر

تعداد چتر دربوته

تعداد ساقه فرعی

ارتفاع

بوته

درجه آزادی

منابع تغییر

29/1 ns

005/0 *

7/247 ns

7/94359  ns

7/311570 ns

257/0 *

18/41 ns

89/6 ns

05/7**

1/364*

2

تکرار

322/2*

002/0*

4/107 ns

222471*

9/1107685*

2/1 *

3/125 *

124/0 ns

93/0*

1/101 *

1

علف هرز

076/0

00005/0

5/33

11883

9/58959

015/0

25/4

688/0

038/0

9/7

2

خطای اصلی

083/0**

0006/0*

1/5ns

9/17506**

4/417294**

663/0ns

43/15 *

001/2*

27/1*

9/79ns

5

کشت مخلوط

075/0**

0004/0 ns

1/2 ns

7/5961**

4/50097*

632/0 ns

12/5 ns

783/0

19/0 ns

6/25ns

5

علف هرز × کشت مخلوط

011/0

0002/0

6/66

2/779

7/15910

776/0

21/5

532/0

374/0

6/300

20

خطای فرعی

51/7

021/5

43/8

46/5

37/5

12/11

46/5

91/7

38/9

75/6

-

ضریب تغییرات (%)

ns، *، ** به ترتیب غیرمعنی دار و معنی دار در سطح احتمال 5 و 1 درصد را نشان میدهد.


جدول 3- مقایسه میانگین‌های اثر کنترل و عدم کنترل علف هرز بر صفات مورد ارزیابی گشنیز

علف هرز

ارتفاع بوته (cm)

تعداد ساقه فرعی

تعداد دانه در چتر

وزن هزاردانه (g)

عملکرد

بیولوژیکی

(kg.ha-1)

عملکرد دانه

(kg.ha-1)

درصد

اسانس

عملکرد اسانس

(kg.ha-1)

عدم کنترل

14/59 a

36/6 b

40  b

739/7b

2/2175 b

3/432 b

264/0 b

15/1 b

کنترل

75/55 b

68/6 a

7/43 a

104/8a

04/2526 a

5/589 a

28/0 a

658/1 a

  حروف متفاوت    a و  b  در ستون‌ها ‌بیانگر وجود اختلاف معنی­دار بین تیمارها است 


 


کرد (جدول3). سیدی و همکاران (1391) نیز گزارش دادند که ارتفاع بوته جو در تیمارهای بدون کنترل علف هرز افزایش یافت که با نتایج این پژوهش مطابقت دارد. به‌نظر می‌رسد با کنترل علف هرز رقابت بین گشنیز و علف‌های هرز برای دریافت نور حذف شده است و بوته‌های گشنیز نور بیشتری دریافت نموده و در نتیجه اثر تخریبی نور بر هورمون اکسین بیشتر شده و با کمبود اکسین به‌عنوان یک هورمون رشد، ارتفاع بوته نیز کاهش پیدا نموده و در شرایط حضور علف‌هرز در مزرعه، بیشتر شدن ارتفاع بوته را می‌توان به‌دلیل سایه‌اندازی و رقابت نوری بین بوته‌های گشنیز و علف هرز نسبت داد (مول و کامپارت 1977؛ مقصودلو و همکاران 2015).

 

تعداد ساقه‌های فرعی

اثر علف هرز و اثر کشت مخلوط بر تعداد ساقه‌های فرعی گشنیز در سطح احتمال 5 درصد معنی‌­دار شدند (جدول2). با کنترل علف‌های ­هرز، تعداد ساقه‌های فرعی نسبت به عدم کنترل 5 درصد افزایش یافت (جدول 3). هم‌چنین در همه تیمارهای کشت­های مخلوط، تعداد ساقه‌های فرعی گشنیز نسبت به کشت خالص افزایش معنی­داری پیدا کرد و بیشترین تعداد ساقه‌های فرعی (8/7 عدد) با اختلاف معنی‌دار با سایر تیمارها در فاصله کاشت 15 سانتی­متری ماشک گل‌خوشه­ای مشاهده شد که نسبت به کشت خالص 6/38 درصد افزایش نشان داد (شکل 1). با توجه به‌این‌که ساختار پوشش گیاهی حاصل از کشت مخلوط، نقش مهمی در استفاده بهینه از تابش خورشید و درنتیجه افزایش عملکرد محصول دارد (سوتجو و همکاران 1998)، بنابراین افزایش تعداد ساقه‌های فرعی گشنیز در نسبت‌های مختلف کشت مخلوط می‌تواند به علت در اختیار داشتن فضای مناسب و افزایش کارآیی فتوسنتز باشد. این نتیجه با نتایج پژوهش نامداری و محمودی (2013) که گزارش نمودند نسبت کاشت 25 درصد کلزا + 75 درصد نخود دارای بیشترین تعداد شاخه فرعی و کشت خالص کلزا دارای کم‌ترین تعداد شاخه فرعی در بوته بودند، مطابقت دارد. کوچکی و همکاران (2014) در بررسی عملکرد گیاه دارویی سیاهدانه در کشت مخلوط با نخود و لوبیا اظهار داشتند که تعداد شاخه جانبی در هیچ یک از گیاهان مورد بررسی و نیز تیمارهای مختلف کشت مخلوط و خالص از نظر آماری، تفاوت معنی‌داری نشان نداد، اما از نظر کمی برای گیاه نخود، میانگین این صفات در تیمارهای مخلوط نسبت به خالص بیشتر بود و در این بین، تیمار کشت مخلوط دو ردیف نخود و لوبیا و یک ردیف سیاهدانه بالاترین تعداد شاخه جانبی را تولید نمود. در رابطه با گیاه لوبیا نیز تعداد شاخه جانبی در تیمارهای کشت مخلوط نسبت به خالص بیشتر بود.

 

 

شکل 1- مقایسه میانگین­ تعداد ساقه فرعی گشنیز در کشت خالص و مخلوط با ماشک گل­خوشه­ای

A، B، C، D وE  : فاصله بین بوته­های ماشک­گل خوشه­ای در کشت مخلوط به­ترتیب شامل 5، 5/7، 10، 5/12 و 15 سانتی‌متر 

حروف غیرمشابه نشان دهنده تفاوت معنی‌دار در سطح احتمال 5 درصد بر طبق آزمون LSD می‌باشد.

 


تعداد چتر در بوته

نتایج حاصل از تجزیه واریانس صفات نشان داد که اثر کشت مخلوط بر تعداد چتر در بوته در سطح احتمال 5 درصد معنی‌دار شد، اما اثر علف ­هرز و  اثر متقابل کشت مخلوط و علف هرز بر صفت مذکور معنی­دار نشد (جدول 2). هم‌چنین براساس نتایج مقایسه میانگین‌­ها، تعداد چتر در بوته گشنیز در کشت مخلوط با فواصل کاشت 5، 5/7، 10 و 5/12 سانتی­متر ماشک گل‌خوشه‌ای بدون تفاوت معنی­دار با همدیگر نسبت به کشت خالص افزایش معنی­داری نشان دادند و این افزایش‌ها به­طور میانگین 7/16 درصد محاسبه گردید (شکل2). این نتیجه با نتایج مطالعه خرم دل و همکاران (2016) که گزارش نمودند بالاترین تعداد چتر در بوته‌ برای مخلوط 50 درصد زنیان + 100 درصد لوبیا مشاهده شد، مطابقت دارد. آنان دلیل این امر را چنین بیان نمودند که، به­نظر می­رسد وجود شرایط مناسب برای رشد بوته­های زنیان از جمله افزایش دسترسی به عناصر غذایی ضروری برای رشد به­ویژه نیتروژن تحت تأثیر نسبت‌های کشت مخلوط افزایشی و جایگزینی با لوبیا از طریق بهبود رشد و فتوسنتز منجر به  افزایش اجزای عملکرد ازجمله تعداد چتر در بوته گردید. رضوانی­مقدم و مرادی (2012) نیز اظهار نمودند که بهره­گیری از کشت مخلوط با شنبلیله از طریق فراهمی نیتروژن سبب بهبود عملکرد و اجزای عملکرد گیاه زیره سبز گردید.

 

 

شکل 2- مقایسه میانگین­ تعداد چتر در بوته گشنیز در کشت خالص و مخلوط با ماشک گل­خوشه­ای

A، B، C، D وE  : فاصله بین بوته­های ماشک­گل خوشه­ای در کشت مخلوط به­ترتیب شامل 5، 5/7، 10، 5/12 و 15 سانتی‌متر

حروف غیرمشابه نشان دهنده تفاوت معنی‌دار در سطح احتمال 5 درصد بر طبق آزمون LSD می‌باشد.

 


تعداد دانه در چتر

اثر علف هرز و کشت مخلوط بر تعداد دانه در چتر در سطح احتمال 5 درصد معنی‌دار شدند (جدول 2). نتایج مقایسه میانگین­ها نشان داد که با کنترل علف هرز، به‌طور میانگین 7/43 عدد دانه در هر چتر تشکیل گردید که نسبت به شرایط عدم کنترل علف هرز، 2/9 درصد افزایش نشان داد (جدول 3). علی‌زاده و همکاران (2016) نیز کاهش نسبی عملکرد دانه لوبیا را در شرایط عدم کنترل علف هرز نسبت به کنترل آنها را گزارش نمودند. بختیاری مقدم و همکاران (2012) نیز اعلام کردند که رقابت علف‌های هرز با نخود عاملی منفی در جهت کاهش معنی‌دار تعداد دانه در بوته، وزن هزار دانه و عملکرد دانه نخود بود. هم‌چنین براساس نتایج مقایسه میانگین‌­های مربوط به این صفت، بیشترین تعداد دانه در چتر گشنیز در کشت مخلوط با ماشک گل خوشه­ای در فاصله­های کاشت 5/12 سانتی­متر (1/44) و 10 سانتی­متر (9/42) مشاهده شد که به­ترتیب نسبت به کشت خالص آن 11 و 1/8 درصد افزایش نشان دادند (شکل 3). همسو با این نتایج، کهربائیان و همکاران (2018) نیز افزایش معنی‌دار تعداد دانه در سنبله جو در مخلوط با نسبت‌های متوسط تراکم کاشت ماشک گل خوشه‌ای نسبت به کشت خالص جو را گزارش نمودند. آنان علت این نتیجه را چنین بیان کردند که در نسبت‌‌های متوسط ماشک در کشت مخلوط رقابت برون گونه‌ای آن با جو کاهش پیدا کرده است و فضای بیشتری برای رشد جو فراهم گردید و ماده فتوسنتزی بیشتـری به سنبله‌ها انتقال یافت و این مسئله سبب تشکیل تعداد دانه‌های بیشتری در سنبله شده است. ولی با افزایش تراکم، از نفوذ نور به داخل کانوپی کاسته شده و محدودیت برای دریافت تشعشع توسط برگها، تعداد انـدامهای زایشی از قبیل تعداد دانه را کاهش داد.

 

 

 

شکل 3- مقایسه میانگین­ تعداد دانه در چتر گشنیز در کشت خالص و مخلوط با ماشک گل­خوشه­ای

A، B، C، D وE  : فاصله بین بوته­های ماشک­گل خوشه­ای در کشت مخلوط به­ترتیب شامل 5، 5/7، 10، 5/12 و 15 سانتی‌متر

حروف غیرمشابه نشان دهنده تفاوت معنی‌دار در سطح احتمال 5 درصد بر طبق آزمون LSD می‌باشد.

 


وزن هزاردانه

نتایج تجزیه واریانس حاکی از آن است که وزن هزاردانه گشنیز در سطح احتمال 5 درصد تحت تأثیر کنترل و عدم کنترل علف‌های هرز قرار گرفت (جدول 2). نتایج مقایسه میانگین‌ها نشان داد که با کنترل علف هرز وزن هزاردانه نسبت به عدم کنترل آن 7/4 درصد افزایش پیدا کرد (جدول 3). غلامحسینی و همکاران (2016) نیز گزارش دادند که تداخل علف‌هرز باعث کاهش معنی­دار وزن هزار دانه ذرت شد به‌طوری‌که حضور علف‌هرز در سال اول و دوم آزمایش به‌ترتیب 18 و 13 درصد وزن هزار‌دانه را کاهش داد. در این خصوص آنان اظهار نمودند که تداخل علف­هرز و رقابت در زمان پر شدن دانه باعث کاهش توان فتوسنتزی ذرت و کاهش انتقال مواد فتوسنتزی به دانه­ها شده است و درنتیجه وزن هزار‌دانه کاهش پیدا نمود.

 

 

عملکرد بیولوژیکی

نتایج تجزیه واریانس صفات نشان داد که اثر علف هرز، کشت مخلوط و همچنین برهمکنش آن‌ها بر عملکرد بیولوژیکی گشنیز معنی‌دار شد (جدول 2). بر اساس نتایج مقایسه میانگین­ها، بیشترین عملکرد بیولوژیکی گشنیز در تیمار کنترل علف هرز در کشت خالص (3013 کیلوگرم در هکتار) مشاهده شد (شکل4). در کشت­های مخلوط در شرایط کنترل و عدم کنترل علف­هرز، عملکرد بیولوژیکی در واحد سطح نسبت به کشت‌های خالص کاهش معنی­داری نشان داد. چنین کاهشی به­دلیل کاهش سطح و فضای موجود برای رشد گشنیز می­باشد که توسط ماشک گل‌خوشه­ای اشغال شده است. با این وجود در کشت مخلوط، در فواصل کاشت 15، 5/12 و 10 سانتی­متر با کنترل علف هرز نسبت به سایر ترکیب­های تیماری عملکرد بیولوژیکی به­طور نسبی افزایش نشان داد که این نیز به­نظر می­رسد حاکی از آن است که در این فاصله‌ها‌ تراکم ماشک گل­خوشه­ای کمتر بوده درنتیجه رقابت بین­گونه­ای آن با گشنیز کمتر شده و فضای بیشتری در اختیار گشنیز قرار گرفته و همچنین کنترل علف هرز به کاهش رقابت و درنتیجه رشد رویشی بیشتر گشنیز و افزایش عملکرد بیولوژیکی آن منجر شده است. برادران و قهاری (2016) در بررسی اثر تداخل علف‌های هرز بر عملکرد و ویژگی­های زراعی شنبلیله در تراکم‌های مختلف گیاهی به­این نتیجه دست یافتند که تداخل علف هرز مانع از رشد اندام‌های رویشی شده و در عوض تسریع در ورود به فاز زایشی را باعث می­شود و در نهایت این عمل می­تواند به کاهش عملکرد بیولوژیکی ‌منجر گردد. پورامیر و همکاران (2010) در مطالعه‌ای با ارزیابی عملکرد و اجزای عملکرد کنجد و نخود در کشت مخلوط سری‌های جایگزینی اظهار کردند که کشت مخلوط کنجد نسبت به کشت خالص آن دارای عملکرد زیستی کمتری بود. اسدی و خرم‌دل (2014) در پژوهشی با بررسی تأثیر نسبت‌های کشت مخلوط جو با ماشک گل‌خوشه‌ای بر جمعیت و تنوع علف‌های هرز و عملکرد اظهار داشتند که عملکرد بیولوژیکی جو به‌طور معنی‌داری تحت تأثیر نسبت‌های کشت مخلوط درهم با ماشک گل­خوشه­ای قرار گرفت، به‌طوری‌که افزایش درصد ماشک از 20 درصد در کشت مخلوط درهم به 100 درصد در کشت خالص موجب کاهش 54 درصدی عملکرد بیولوژیکی جو گردید. بر اساس اظهارات آن‌ها، به­نظر می‌رسد که کاهش عملکرد بیولوژیکی در مخلوط به بالا بودن رقابت بین گونه­ای در مقایسه با رقابت درون گونه­ای مربوط می­باشد.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

شکل 4- مقایسه میانگین­ عملکرد بیولوژیکی گشنیز در برهمکنش کشت خالص و مخلوط با ماشک گل­خوشه­ای و علف‌هرز

A، B، C، D وE  : فاصله بین بوته­های ماشک­گل خوشه­ای در کشت مخلوط به­ترتیب شامل 5، 5/7، 10، 5/12 و 15 سانتی‌متر 

حروف غیرمشابه نشان دهنده تفاوت معنی‌دار در سطح احتمال 5 درصد بر طبق آزمون LSD می‌باشد.

 


عملکرد دانه

اثر علف­هرز در سطح احتمال 5 درصد و اثر کشت مخلوط و برهمکنش آن با علف هرز در سطح یک درصد بر عملکرد دانه معنی­دار شدند (جدول 2). نتایج مقایسه میانگین­ها حاکی از آن است که بیشترین عملکرد دانه گشنیز (2/689 کیلوگرم در هکتار) در کشت خالص با کنترل علف‌های هرز به­دست آمد و پس از آن بیشترین عملکرد دانه در کشت مخلوط با فاصله­ 10 سانتی­متری بین بوته­های ماشک گل‌خوشه­ای با کنترل علف هرز (6/604 کیلوگرم در هکتار) به­دست آمد که با فاصله­های کاشت 5/12 و 15 سانتی­متری تفاوت معنی­د­اری نشان نداد (شکل5). به­نظر می­رسد که دلیل بیشتر بودن عملکرد دانه در کشت خالص و کنترل علف هرز در اختیار بودن فضای بیشتر برای گشنیز نسبت به کشت مخلوط و عدم حضور علف‌های به­عنوان عوامل رقابت کننده با گشنیز در بهره‌گیری از فضا و منابع موجود می­باشد. از طرف دیگر در فاصله 10 سانتی­متری ماشک­ها هم تعداد بوته کافی جهت تثبیت نیتروژن برای گشنیز قرار داشتند و هم اینکه رقابت بین بوته­ای به حداقل رسیده است. لذا فاصله 10 سانتیمتری بین ماشک­ گل­خوشه­ای در کشت مخلوط برای تولید عملکرد دانه گشنیز مناسب و کافی به­نظر می­رسد. در شرایط عدم کنترل علف هرز فاصله­های 5 و 5/7 سانتی‌متر بین بوته­های ماشک گل خوشه­ای نسبت به سایر فاصله‌ها عملکرد دانه بیشتری تولید کردند (شکل‌5). جمشیدی و همکاران (2013) گزارش نمودند که تداخل علف هرز در کشت خالص ذرت و کشت مخلوط ذرت با گاودانه به‌طور معنی‌داری باعث کاهش عملکرد دانه ذرت گردید با این تفاوت که در کشت مخلوط این کاهش کمتر بود. حمزه‌ای و همکاران (2012) نیز در پژوهش خود دریافتند که علف‌های هرز به‌شدت تعداد دانه در بوته و وزن هزاردانه نخود و جو را کاسته و درنهایت عملکرد دانه دو گونه فوق‌الذکر را کاهش دادند. یعقوبی و آقاعلیخانی (2012) نیز تداخل علف‌های هرز با کلزا را عامل کاهش شدید تعداد خورجین در بوته و تعداد دانه در خورجین ذکر کردند که سبب افت عملکرد دانه کلزا شد.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

شکل 5- مقایسه میانگین­ عملکرد دانه گشنیز در برهمکنش کشت خالص و مخلوط با ماشک گل­خوشه­ای و علف هرز

A، B، C، D وE  : فاصله بین بوته­های ماشک­گل خوشه­ای در کشت مخلوط به­ترتیب شامل 5، 5/7، 10، 5/12 و 15 سانتی‌متر 

حروف غیرمشابه نشان دهنده تفاوت معنی‌دار در سطح احتمال 5 درصد بر طبق آزمون LSD می‌باشد.

 


شاخص برداشت دانه

نتایج حاصل از تجزیه واریانس صفات نشان داد که اثر علف هرز (کنترل و عدم کنترل)، کشت مخلوط و برهمکنش آنها بر شاخص برداشت دانه معنی­دار نشد (جدول 2). با این وجود میانگین شاخص برداشت گشنیز در این پژوهش 6/21 درصد محاسبه گردید.

درصد اسانس

اثر علف هرز و کشت مخلوط بر درصد اسانس دانه گشنیز در سطح احتمال 5 درصد معنی­دار شدند (جدول2). با کنترل علف هرز، درصد اسانس نسبت به عدم کنترل آن 1/6 درصد افزایش یافت (جدول3). گیتی و رئوفی (2017) نیز گزارش نمودند که حضور علف‌های هرز و عدم وجین آن‌ها باعث کاهش میزان اسانس نعناع فلفلی شد و علت آن را به رقابت علف‌های هرز با نعناع و تخلیه عناصر غذایی خاک توسط علف‌های هرز نسبت داده­اند. عناصر غذایی نقش بسیار مهمی بر مواد مؤثره و تولید اسانس گیاهان دارویی دارند (امیدبیگی 2011). لذا به­نظر می­رسد حضور علف‌های هرز باعث مصرف عناصر غذایی از جمله نیتروژن شده و مقدار کافی عناصر غذایی در اختیار گیاه دارویی گشنیز قرار نگرفته درنتیجه درصد اسانس آن کاهش یافته است. مقایسه میانگین­های مربوط به کشت مخلوط نیز نشان داد که بیشترین درصد اسانس گشنیز (29/0 درصد) در کشت مخلوط با ماشک گل­خوشه­ای با فواصل کشت 15 سانتی­متر به­دست آمد که نسبت به کشت خالص آن 5/11 درصد افزایش نشان داد (شکل 6). لازم به ذکر است که افزایش درصد اسانس در سایر تیمارهای کشت مخلوط نسبت به کشت خالص از لحاظ آماری معنی‌دار نبود. نتایج مشابهی توسط عبدی (2019) در خصوص افزایش درصد اسانس مرزه در کشت مخلوط با شنبلیله نسبت به کشت خالص آن گزارش شده است. بر اساس گزارش آنان بیشترین درصد اسانس مرزه متعلق به الگوی کاشت 50 درصد مرزه + 50 درصد شنبلیله (یک ردیف مرزه + یک ردیف شنبلیله) بود و کمترین درصد اسانس هم متعلق به کشت خالص مرزه بود. ایشان در توجیه این افزایش اظهار نمودند که اختلافات مورفولوژیکی دو گونه، وجود شرایط مناسب برای رشد بوته­های مرزه از جمله فراهم شدن نیتروژن در شرایط مخلوط با شنبلیله، استفاده بهینه از عناصر غذایی موجود در خاک و توزیع مطلوب­تر نور توسط کانوپی مخلوط دو گونه باعث بهبود رشد و فتوسنتز و به­تبع آن افزایش میزان اسانس شده است. در شرایط آزمایش حاضر نیز به­نظر می­رسد که حضور ماشک گل­خوشه­ای به­عنوان یک لگوم تثبیت کننده نیتروژن در جوار گشنیز، با در اختیار قرار دادن نیتروژن تثبت شده به گشنیز، منجر به بهبود رشد و افزایش فتوسنتز آن شده در نتیجه افزایش درصد اسانس را درپی داشته است. از طرف دیگر با توجه به اینکه اسانس­ها ترکیـب­هـای ترپنوئیدی بوده و واحدهای سازنده آن نیاز به ATP و NADPH دارنـد و با در نظر گرفتن این مطلب که حضور عناصر غذایی کافی برای تشـکیل ترکیـب­هـای اخیـر ضـروری می­باشد (اورمنو و فرناندز، 2012)، به­نظر می­رسد که کشت مخلوط گشنیز با ماشک گل­خوشه­ای از طریق فراهمی عناصر اصلی سازنده اسانس موجب افزایش محتوای اسـانس شـده اسـت. رضایی چیانه و قلی نژاد (2015) نیز گزارش نمودند که بیشترین درصد اسانس سیاهدانه از کشت مخلوط 50 درصد نخود + 100 درصد سیاهدانه و کمترین درصد اسانس سیاهدانه در کشت خالص آن به­دست آمد. آنان دلیل این افزایش را چنین بیان کردند که نیتروژن یکی از عناصر غذایی مؤثر بر میـزان فعالیـت آنزیم‌های فتوسنتزی گیاهان است و چنین به­نظر می‌رسد که وجـود شـرایط مناسب برای رشد بوته­های سیاهدانه از جمله فراهم شدن نیتروژن در شرایط مخلوط با نخود باعث بهبود رشد و فتوسنتز و در نتیجه افزایش میزان اسانس در مقایسه با کشت خالص شده است.

 

 

 

 

شکل 6-مقایسه میانگین­ درصد اسانس گشنیز در کشت خالص و مخلوط با ماشک گل­خوشه­ای

A، B، C، D وE  : فاصله بین بوته­های ماشک­گل خوشه­ای در کشت مخلوط به­ترتیب شامل 5، 5/7، 10، 5/12 و 15 سانتی‌متر 

حروف غیرمشابه نشان دهنده تفاوت معنی‌دار در سطح احتمال 5 درصد بر طبق آزمون LSD می‌باشد.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


عملکرد اسانس

نتایج تجزیه واریانس صفات نشان داد که اثر علف ­هرز بر عملکرد اسانس در سطح احتمال 5 درصد و اثر کشت مخلوط و اثر متقابل آن با علف­هرز در سطح احتمال یک درصد بر صفت مذکور معنی­دار شد (جدول2). بیشترین عملکرد اسانس در دو تیمار کشت خالص (85/1 کیلوگرم در هکتار) و کشت مخلوط گشنیز با ماشک گل‌خوشه­ای با فاصله کشت 15 سانتی‌متر (86/1 کیلوگرم در هکتار) در شرایط کنترل علف هرز به­دست آمد (شکل7). این دو تیمار به­طور میانگین نسبت به کشت خالص گشنیز و عدم کنترل علف هرز 1/33 درصد عملکرد اسانس را افزایش دادند. مردانی و بلوچی (2015) نیز افزایش عملکرد اسانس انیسون در کشت خالص آن با کنترل علف هرز نسبت به عدم کنترل آن را گزارش نمودند و این افزایش را به بالا بودن درصد اسانس و عملکرد دانه در تیمار کشت خالص و بدون علف هرز نسبت دادند. مقایسه میانگین‌ها همچنین حاکی از آن است که عملکرد اسانس در تیمار مخلوط 15 سانتی­متری ماشک گل‌خوشه‌ای با کنترل علف هرز تفاوت معنی‌داری نسبت به‌ کشت خالص با کنترل علف هرز ندارد و این درحالی است بوته‌های گشنیز تنها 50 درصد از سطح زمین موجود را در تیمار مذکور در اشغال خود داشتند (شکل 7). چنین افزایشی در عملکرد اسانس در تیمار مذکور به تأثیر مثبت کشت مخلوط در افزایش درصد اسانس گشنیز بر می­گردد که در بخش قبلی بحث شد. از آنجایی که عملکرد اسانس گشنیز تابعی از درصد اسانس و همچنین عملکرد دانه می­باشد، لذا به‌دلیل افزایش درصد اسانس در تیمار 15 سانتی­متر فاصله کاشت ماشک گل­خوشه­ای در کشت مخلوط (شکل‌6)، افزایش عملکرد اسانس در این تیمار دور از انتظار نبود. بیگناه و همکاران (2010) نیز گزارش نمودند که بیشترین درصد و عملکرد اسانس گیاه گشنیز در تیمار 175 درصد تراکم مطلوب گشنیز + 25 درصد تراکم مطلوب شنبلیله به­دست آمد. همچنین در کشت مخلوط شنبلیله و رازیانه بیشترین عملکرد اسانس بذر رازیانه به تیمار کشت مخلوط افزایشی (100 % رازیانه+ 33 % شنبلیله) اختصاص داشت، که این تیمار با تیمار کشت خالص آن اختلاف معنی­داری نداشت (صدری و همکاران 2015).

 

 

(Kg.ha-1)عملکرد اسانس

 

 

شکل 7- مقایسه میانگین­ عملکرد اسانس گشنیز در برهمکنش کشت خالص و مخلوط با ماشک گل­خوشه­ای و علف هرز

A، B، C، D وE  : فاصله بین بوته­های ماشک­گل خوشه­ای در کشت مخلوط به­ترتیب شامل 5، 5/7، 10، 5/12 و 15 سانتی‌متر 

حروف غیرمشابه نشان دهنده تفاوت معنی‌دار در سطح احتمال 5 درصد بر طبق آزمون LSD می‌باشد.

 


زیست‌توده علف‌های هرز

نتایج تجزیه واریانس داده‌های مربوط به زیست‌توده علف‌های هرز که فقط از کرت‌های عدم کنترل علف هرز به­دست آمد نشان داد که اثر الگوی کاشت (کشت خالص و مخلوط) بر زیست توده علف هرز در سطح احتمال یک درصد معنی­دار شد (جدول 4). بیشترین زیست توده به‌ترتیب مربوط به کشت خالص گشنیز، کشت خالص ماشک گل­خوشه­ای و کشت مخلوط با فاصله کاشت 15 سانتی­متری ماشک گل­خوشه­ای بود که بین آن‌ها تفاوت معنی­دار مشاهده نشد. در کشت مخلوط با فاصله کاشت 5 سانتی­متری ماشک گل­خوشه­ای کمترین زیست توده علف‌های هرز (5/151 گرم در مترمربع) ثبت گردید که با تیمارهای مخلوط با فاصله­های کاشت 5/7 و 10 سانتی­متری ماشک گل­خوشه­ای تفاوت معنی‌دار نداشت (شکل8). تیمار اخیر به‌ترتیب نسبت به کشت خالص گشنیز و کشت خالص ماشک گل­خوشه­ای باعث کاهش 2/14 و 2/9 درصدی ماده خشک علف‌های هرز شدند. به‌نظر می­رسد در تیمار اخیر به‌دلیل فاصله کاشت کمتر ماشک گل‌خوشه­ای، تراکم گیاهان زراعی در واحد سطح در مخلوط بیشتر شده و بوته‌های گشنیز و ماشک گل­خوشه­ای با اشغال سطح بیشتری از زمین، از رشد رویشی علف‌های هرز ممانعت کرده و در رقابت با آن‌ها کاراتر عمل نموده و درنتیجه با غلبه بر علف‌های هرز به کاهش زیست‌توده تولیدی آن‌ها نسبت به کشت خالص منجر شده­­اند.

 نظری و همکاران (2012) نیز کاهش معنی‌دار زیست‌توده علف‌های هرز را در کشت مخلوط افزایش ماش و ذرت گزارش نمودند و علت آن را تراکم بالای گیاهان زراعی و تولید بیشتر زیست‌توده آن‌ها در نتیجه افزایش توان رقابتی آن‌ها با علف هرز را ذکر نمودند. نتایج مشابهی توسط حمزه­ای و همکاران (2012) در کشت­های خالص  و مخلوط جو و نخود گزارش شده است.

 

 

جدول 5- نتایج تجزیه واریانس (میانگین مربعات) اثر علف هرز و کشت مخلوط ماشک گل­خوشه­ای و گشنیز بر زیست توده علف‌های هرز

میانگین مربعات

درجه آزادی

منابع تغییر

31/195 *

2

تکرار

88/224 **

6

الگوی کاشت

76/30

12

خطا

42/3

-

ضریب تغییرات (%)

ns، *، ** به ترتیب غیرمعنی‌دار و معنی‌دار در سطح احتمال 5 و 1 درصد را نشان می­دهد.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

زیست توده علفهای هرز (g.m-2)

 

 

شکل 8- مقایسه میانگین­ زیست‌توده علف‌های هرز در کشت خالص و مخلوط ماشک­گل خوشه­ای و گشنیز

A، B، C، D وE  : فاصله بین بوته­های ماشک­گل خوشه­ای در کشت مخلوط به­ترتیب شامل 5، 5/7، 10، 5/12 و 15 سانتی‌متر 

حروف غیرمشابه نشان دهنده تفاوت معنی‌دار در سطح احتمال 5 درصد بر طبق آزمون LSD می‌باشد.

 


نسبت برابری زمین (LER)

بر اساس نتایج موجود در جدول 5، در همه تیمارهای کشت مخلوط (علف هرز و فاصله کاشت) نسبت برابری زمین کل بیشتر از یک است که نشان دهنده برتری کارآئی کشت مخلوط گشنیز و ماشک گل­خوشه­ای نسبت به کشت خالص آن‌ها می­باشد. بیشترین نسبت برابری کل در تیمار فاصله کاشت 5 سانتی­متری ماشک گل­خوشه­ای با کنترل علف­هرز (58/1) و بدون کنترل علف­هرز (55/1) بود و کمترین آن مربوط به تیمار فاصله کاشت 15 سانتی­متری ماشک گل­خوشه­ای با بدون کنترل علف ­هرز (09/1) و بدون کنترل علف ­هرز (26/1) بود. این نتایج نشان دهنده این است که در شرایط کنترل و عدم کنترل علف هرز با کاهش فاصله کاشت روی ردیف ماشک گل­خوشه­ای نسبت برابری زمین بیشتر می­شود و با افزایش فاصله کاشت این نسبت کاهش پیدا می­کند و به عدد یک نزدیک‌تر می­شود. همچنین، با مقایسه LER  جزئی هر دو گیاه مشخص می­شود که این شاخص برای گشنیز بالاتر از ماشک گل­خوشه­ای بــوده است، بنـابراین، چنین اسـتنباط می­شود که گشنیز در کشت مخلوط تأثیر مثبت­تری از همراهی با ماشک گل­خوشه­ای پذیرفته که این امر باعث بهبود LER جزئی آن در مقایسه با ماشک گل­خوشه­ای شده است. چنین تأثیر مثبتی که ماشک گل­خوشه­ای برای گیاه همراه داشته است توسط کهراریان و همکاران (2018) نیز گزارش شده است. آن‌ها همچنین، بالاترین نسبت برابری زمین هم بر اساس عملکرد دانه و هم بر اساس عملکرد بیولوژیک را در تیمارهای تراکم 500 بوته جو + تراکم 250 بوته ماشک­گل خوشه­ای در مترمربع گزارش کردند. احمدی و همکاران (2009) با ارزیابی عملکرد و شاخص‌های سودمندی در کشت مخلوط جو و ماشک گل­خوشه­ای به این نتیجه رسیدند که در تمامی تیمارهای کشت مخلوط افزایشی و جایگزینی این دو گیاه، نسبت برابری زمین بیش از یک می­باشد و چنین افزایشی را به تأمین بخشی از نیتروژن مورد نیاز جو توسط ماشک­ گل­خوشه­ای نسبت دادند. در کشت مخلوط ذرت و لوبیا چشم بلبلی گزارش شد که LER در همه تیمارهای کشت مخلوط بالاتر از یک بود که این امر نشان­دهنده سودمندی کشت مخلوط این دو گیاه نسبت به کشت خالص آنها بود (دهمرده2012). فلاح و همکاران (2018) نیز گزارش دادند که LER برای کشت مخلوط 1:1 و 1:2 سویا و بادرشبی بیشتر از یک به‌دست آمد که نشان دهنده سودمندی کشت مخلوط این دو گیاه نسبت به کشت خالص آنها به دلیل استفاده کاراتر از زمین و منابع محیطی همچون آب، عناصر غذایی، و نور برای رشد گیاه بود.

 

 

جدول 5- ارزیابی نسبت برابری زمین (LER) در کشت مخلوط گشنیز و ماشک گل­خوشه­ای

تیمارها

نسبت برابری زمین (LER) جزئی گشنیز

نسبت برابری زمین (LER) جزئی ماشک گل خوشه­ای

نسبت برابری زمین (LER) کل

علف هرز

فاصله کاشت ماشک گل­خوشه­ای روی ردیف در مخلوط

عدم کنترل

5 سانتی­متر

8/0

75/0

55/1

5/7 سانتی­متر

77/0

67/0

44/1

10 سانتی­متر

71/0

47/0

18/1

5/12 سانتی­متر

75/0

39/0

14/1

15 سانتی­متر

73/0

36/0

09/1

کنترل

5 سانتی­متر

78/0

81/0

58/1

5/7 سانتی­متر

76/0

69/0

45/1

10 سانتی­متر

81/0

54/0

36/1

5/12 سانتی­متر

83/0

44/0

27/1

15 سانتی­متر

78/0

4/0

26/1

 


نتیجه­گیری کلی

به‌طور کلی، نتایج این پژوهش نشان داد که کاربرد مالچ‌های زنده‌ در کشت مخلوط از جمله راهکارهای مؤثر در مهار علفهای هرز به‌شمار می‌رود به‌طوری‌که کشت مخلوط ماشک‌ گل‌خوشه‌ای به‌عنوان مالچ زنده با تراکم‌ها و یا فاصله‌ مختلف باعث کاهش زیست‌توده علف‌های هرز مزرعه گشنیز شد. از طرف دیگر اسانس و عملکرد اسانس گشنیز نیز در کشت مخلوط با ماشک‌گل‌خوشه‌ای افزایش نشان داد و این حاکی از آن است که کاربرد مالچ‌های زنده لگوم‌هایی از جمله ماشک به‌صورت کشت مخلوط در مزارع گیاهان دارویی می‌تواند به افزایش عملکرد کمی و کیفی آنها در یک سیستم تولید محصولات ارگانیک و یا پایدار بیانجامد.  

 

Abdi S, 2019. Evaluation of yield, essential oil percentage, and advantage indices in fenugreek and savory intercropping ratios. Crops Improvement (Journal of Agricultural Crops Production), 21 (1): 75-92. (In Persian).

AghaAlikhani M and Yaghoubi SR, 2012. Yield and yield components of winter canola (Brassica napus L.) affected by periodical control and interference of weeds natural population. Iranian Journal of Field Crops Research, 9 (4): 659-669. (In Persian).

Ahmadi A, Dabbagh Mohammdi Nasab A, Zehtab Salmasi S,  Amini R and  Janmohammadi H, 2009. Evaluation of yield and advantage indices in barley and vetch intercropping. Journal of Agriculture Science and Sustainable Production, 20 (4): 77-78. (In Persian).
Asasi G and Khorramdel S, 2014. Ratio effects of barley intercropped with hairy vetch on plant nitrogen content, population and diversity of weeds and yield. Iranian Journal of Crop Production, 7(1): 131-156.
Bakhtiari Moghaddam M, Vozan S, Esfini Farahani M, Azizkhani, S and Rezaei K, 2012. Study of time and location management of weed control on yield and some agronomical traits of chickpea (Cicer arietinum L.). Gronomy and Plant Breeding, 8(2): 87-96. (In Persian).
Banik P, Midya A, Sarkar BK. and Ghose SS, 2006. Wheat and chickpea intercropping systemes in additive series experiment: Advantages and Weed Somthering. European Journal of Agronomy, 24: 324-332.
Baradaran R and Ghahhari M, 2016. Effect of weed interference on yield and agronomical characteristics of fenugreek (Trigonella foenum gracum) in different plant density under Birjand conditions. Iranian Journal of Field Crops Research, 13(4): 665-674. (In Persian).
Bhat S, Kaushal P, Kaur M, and Sharma HK, 2014. Coriander (Coriandrum sativum L.): Processing, nutritional and functional aspects. African Journal of Plant Science, 8(1): 25-33.
Bigonah R, Rezvani Moghadam P and Jahan M, 2010. Effect of intercropping of coriander and fenugreek on quantitative and qualitative characteristics of coriander (Coriandrum sativum). 5th National Conference on New Ideas in Agriculture, Islamic Azad University of Khorasgan Branch, Khorasgan, Iran.
Dahmardeh M, Ghanbari A, Siahsar BA and Ramroudi M, 2012. Evaluation of forage yield and protein content of maize and cowpea (Vigna unguiculata L.) intercropping. Iranian Journal of Crop Science, 13(4): 658- 670. (In Persian).
Fallah S, Rostaei M, Lorigooini Z, and Surki AA, 2018. Chemical compositions of essential oil and antioxidant activity of dragonhead (Dracocephalum moldavica) in sole crop and dragonhead-soybean (Glycine max) intercropping system under organic manure and chemical fertilizers. Industrial crops and products, 115: 158-165.
Gholamhoseini M, Aghaalikhani M, Habibzadeh F, 2016. Effect of redroot pigweed (Amaranthus retroflexus L.) interference on corn (Zea mays L.) yield quantity and quality under different irrigation and nitrogen levels. Weed Research Journal, 7(2): 1-22. (In Persian).

Gity S and Raoofy M, 2017. Yield, Essential oil and some morphological characteristics of peppermint (Mentha piperita L.) influenced by hand weeding and plant density. Journal of Agriculture Science and Sustainable Production, 27(1): 13-23. (In Persian).

Hamzei J, Seyedi M, Ahmadvand G and  Abutalebian MA, 2012. The effect of additive intercropping on weed suppression, yield and yield component of chickpea and barley. Journal of Crop Production and Processing, 2(3): 43-56. (In Persian).

 Haqshenas A, Ahmadi, AR and Dehsorkhi A, 2016. Evaluation of living mulch application of common vetch on yield and yield components of maize (SC.704 cultivar). Applied Research of Plant Ecophysiology, 2 (2): 89-104

Jamshidi K, Yousefi AR and Oveisi M, 2013. Effect of cowpea (Vigna unguiculata) intercropping on weed biomass and maize (Zea mays) yield. New Zealand Journal of Crop and Horticultural Science, 41)4(: 180-188.
Kahraryan B, Farahvash F, Mohammadi S, Mirshekari B and Rashidi V, 2018. Evaluation of barley (Hordeum vulgare L.) and vetch (Vicia villosa Roth) intercropping. Journal of Crop Ecophysiology, 12 (4): 651-670. (In Persian).
Khorramdel S, Siahmargue A and Mahmoodi G, 2016. Effect of replacement and additive intercropping series of ajowan with bean on yield and yield components. Journal of Crop Production, 9(1): 1-24. (In Persian).
Maghsoudlou M, Dadashi MR and Mokhtarpour H, 2015. Effect of different planting densities on morphological characteristics and forage yield of new silage corn hybrids in Gorgan Region. Journal of Crop Prodution Research, 7 (2): 213-221. (In Persian).
Mao L, Zhang L, Li W, Werf WVD, Sun J, Spiertz H and Li L, 2012. Yield advantage and water saving in maize/pea intercrop. Field Crops Research, 138: 11-20.
Mardani F and Balouchi H, 2015. Effect of intercropping on the yield and some quantitative and qualitative traits of fenugreek and anise. Journal of Agriculture Science and Sustainable Production, 25(2): 1-16. (In Persian).
Mehdipour H, Abbasi R and Abbasian A, 2019. Effect of mung bean (Vigna radiata L.) cover crop density on seed yield and yield components of sesame (Sesame indicum L.) and weed control. Journal of Agriculture Science and Sustainable Production, 29(2): 255-266. (In Persian).
Mohammaddoust Chamanabad, HR and Bakhshi M, 2016. Study of effective morpho-physiological characteristics on wheat competitive ability against weeds. Journal of Agriculture Science and Sustainable Production, 26(1): 57-66. (In Persian).
Moll RH and Kamparth EJ, 1977. Effect of population density up on agronomic traits associated with genetic increases in yield of maize. Agronomy Journal, 69: 81-84.
Namdari M and Mahmoudi S, 2013. Evaluation of yield and productivity indices in planting ratios of intercropping of chickpea (Cicer arietinum L.) and canola (Brassica napus L.). Iranian Journal of Crop Sciences, 14(4): 346-357. (In Persian).
Nazari Sh, Zand A, Asadi S and Golzardi F, 2012. Effect of additive and replacement intercropping series of corn (Zea mays L.) and mungbean (Vigna radiate L.) on yield, yield components and weed biomass. Weed Research Journal, 4(2): 97-109.
Omidbaigi R, 2011. Production and Processing of Medicinal Plants. Astane Ghodse Razavi Press. Mashhad, Iran. 347 pp. (In Persian).
Ormeño E and Fernandez C, 2012. Effect of soil nutrient on production and diversity of volatile terpenoids from plants. Current Bioactive Compounds, 8(1): 71–79.
Pouramir F, Nassiri Mahallati M, Koocheki A and Ghorbani R, 2011. Evaluation the effect of different planting ratios on yield and yield components of intercropping sesame and chickpea in additive series. Iranian Journal of Field Crop Research, 8 (3): 393-402. (In Persian).
Reddy KN and Koger CH, 2004. Live and killed hairy vetch cover crop effects on weed and yield in glyphosate-resistant corn. Weed Technology, 18: 835-840.
 Rezvani moghadam P and Moradi R, 2012. Assessment of planting date, biological fertilizer and intercropping on yield and essential oil of cumin and fenugreek. Iranian Journal of Field Crop Science, 43 (2): 217-230. (In Persian).
Sadri S, Poor Yousef M and Soleimani A, 2015. Evaluation of Yield, Essential oil and productivity Indices in Fennel and Fenugreek Intercropping. Journal of Crops Improvment, 16 (4): 921-32.  
 Soetedjo P, Martin LD and Janes AJV, 1998. Canopy architecture, light utilization and productivity of intercrops of field pea and canola. 9th Australian Agronomy Conference. 20-23 July. Charles Sturt University, Australia.
Steinmaus S, Elmore CL, Smith RJ, Donaldson D, Weber EA, Roncoroni JA and Miller PRM, 2008. Mulched cover crops as an alternative to conventional weed management systems in vineyards. Weed Research, 48: 273-281.
Zimdahl RL, 2007. Fundamentals of weed science. Academic Press, San Diego. Pp 688.