تحلیل مشکلات کشاورزی ارگانیک از دیدگاه کارشناسان سازمان جهاد کشاورزی استان آذربایجان‌غربی

نوع مقاله : مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 گروه ترویج و توسعه روستایی، دانشکده کشاورزی، دانشگاه تبریز

2 دانشیار، گروه ترویج و توسعه روستایی، دانشکده کشاورزی، دانشگاه تبریز.

3 عضو هیئت علمی گروه ترویج و توسعه روستایی - دانشگاه تبریز

چکیده

چکیده                       
اهداف: پژوهش حاضر با هدف تحلیل مشکلات کشاورزی ارگانیک از دیدگاه کارشناسان ستادی سازمان جهاد کشاورزی استان آذربایجان غربی انجام گردید.
 
مواد و روش­ها: این مطالعه از نظر هدف، کاربردی و از نظر نحوه جمع­آوری اطلاعات توصیفی _ پیمایشی بود. جامعه آماری  470 نفر از کارشناسان ستادی سازمان جهاد کشاورزی استان آذربایجان غربی بودند. تعداد نمونه با استفاده از جدول کرجسی مورگان 217 نفر محاسبه شد که با استفاده از نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب شدند. به منظور تحلیل داده­ها در این تحقیق از تکنیک تحلیل عاملی اکتشافی بر اساس روش تجزیه به مولفه­های اصلی بهره گرفته شد. به منظور تعیین مناسب بودن داده­های گردآوری شده در زمینه تحلیل عاملی از ضریب KMO و آماره بارتلت استفاده و  مقدار ضریبKMO ، 840/0 بدست آمد که نشان دهنده مناسب بودن همبستگی­های موجود در بین داده­ها برای تحلیل عاملی می­باشد و برای اطمینان از مناسب بودن داده­ها برای تحلیل عاملی از آزمون بارتلت نیز استفاده گردید. مقدار آماره بارتلت 097/2193 بود که در سطح یک درصد معنی­دار بود. لذا داده­ها برای تحلیل عاملی مناسب بودند.
 
یافته­ها: رتبه­بندی موانع تولید محصولات ارگانیک از دیدگاه کارشناسان نشان داد که متغیرهای نبود بازاریابی مناسب محصولات ارگانیک، عدم اطمینان از میزان عملکرد محصولات ارگانیک، نیاز به مدیریت و نگهداری بیشترنسبت به کشاورزی متداول، تمرکز شرکت­های گواهی­دهنده و مشاوره­ای در شهرهای بزرگ و عدم دسترسی به آن­ها در شهرستان­ها مهم­ترین موانع بودند
 
نتیجه­گیری: نتایج حاصل از تحقیق نشان داد که موانع تولید محصولات ارگانیک از دیدگاه کارشناسان ستادی جهاد کشاورزی استان آذربایجان غربی برحسب تحلیل عاملی اکتشافی در پنج گروه تقسیم بندی شدند که عبارتند از: موانع انگیزشی، مدیریتی، اقتصادی، آموزشی – ترویجی، حمایتی. این عوامل 51/54 درصد از کل واریانس موانع تولید کشت محصولات ارگانیک را تبیین کردند. 

کلیدواژه‌ها


عنوان مقاله [English]

Analysis of Organic Agriculture Problems from the Staff Experts Perspective of Agricultural Jihad Organization in West Azerbaijan Province

نویسندگان [English]

  • Sohrab Mirloo 1
  • Hossein Raheli 2
  • fatemeh kazemiyeh 3
1 Dept. of Extension and Rural Development, Faculty of Agriculture, University of Tabriz, Iran
2 Associate Professor Dept. of Extension and Rural Development, Faculty of Agriculture, University of Tabriz, Iran
چکیده [English]

Abstract
Background and Objectives: The present study was conducted to analyze the problems of organic agriculture from the perspective of the staff experts of the Agricultural Jihad Organization in West Azerbaijan Province.
 
Materials and Methods: This study was applied in terms of purpose and in terms of how to collect descriptive-survey information. The statistical population was 470 staff experts of the Agricultural Jihad Organization of West Azerbaijan Province. The number of samples was calculated using Krejcie Morgan table of 217 people who were selected using simple random sampling. In order to analyze the data, exploratory factor analysis technique based on principal component analysis method was used. In order to determine the appropriateness of the data collected in the field of factor analysis, KMO coefficient and Bartlett statistic were used and the value of KMO coefficient was 0.840, which indicates the appropriateness of the correlations between the data for analysis. Is a factor and Bartlett test was used to ensure the appropriateness of the data for factor analysis.The value of Bartlett statistic was 2193.097 which was significant at the one percent level. Therefore, the data were suitable for factor analysis.
 
Results: The ranking of barriers to organic production from the perspective of experts showed that the variables of lack of proper marketing of organic products, uncertainty about the performance of organic products, the need for more management and maintenance than conventional agriculture, the focus of certification and consulting companies in large cities And the lack of access to them in the cities were the most important obstacles.
 
Conclusion: The results of the study showed that barriers to the production of organic products from the perspective of experts of the Agricultural Jihad of West Azerbaijan Province were divided into five groups according to exploratory factor analysis, which are: motivational barriers, management, economic, educational-extension, supportive barriers. These factors explained 54.51% of the total variance of barriers to the production of ergative crops.
                                                    

کلیدواژه‌ها [English]

  • Agricultural Jihad Organization
  • Exploratory factor analysis
  • Organic
  • Sustainable Agriculture
  • West Azerbaijan

مقدمه

یکی از مهم­ترین نیازهای فیزیولوژیکی انسان، نیاز به غذاست. بسیاری از تحقیقات نشان داده­اند که سیستم کشاورزی­­ متداول با کاربرد بی­رویه­ی نهاده­های شیمیایی، منابع­ طبیعی را دچار تحلیل کرده (آجودانی ­و مهدی­زاده 2010) و خسارات جبران­ناپذیری را بر سلامتی انسان­ها وارد می­سازند. در سال­های اخیر، نگرانی­هایی در سطح جهانی درباره­ی عواقب و اثرات جانبی برخی از فعالیت­های کشاورزی به محیط زیست و جامعه ابرازشده (سلیمانی 2008) و نظام­های کشاورزی مدرن مورد انتقاد قرار گرفته­اند و یک اجماع جهانی در حمایت از محیط زیست طبیعی به وجود آمده تا نوعی کشاورزی را توسعه دهد که بتواند ضمن افزایش بهره­وری، کمترین آسیب را به محیط زیست وارد سازد مجموعه این عوامل سبب گردید تا حفظ محیط زیست و امنیت و بهداشت غذایی به یکی از چالش­های بشر در عصر حاضر تبدیل شود و جوامع بین­المللی در پی یافتن راهبردهای مناسبی برای حل این معضلات و دستیابی به نظام­های کشاورزی پایدار باشند. ازاین رو، بشر با ارائه­ی تدابیری مانند کشاورزی ارگانیک، سعی در جلوگیری از این روند فاجعه آمیز نمود(رجبی و همکاران 2013). کشاورزی ارگانیک یکی از مفاهیم کشاورزی پایدار، بخصوص با توجه به کاهش نهاده­های خارجی و به عنوان یک تلاش برای ایجاد تعادل محیطی بیشتر است (درویشی و همکاران 2014). با بکارگیری کشاورزی ارگانیک و تولید محصولات ارگانیک می­توان از مواهب غذای سالم بهره برد علاوه بر اینکه این محصولات از ارزش غذایی بالاتری برخوردار هستند (بدل­زاده و کوهی دهکردی 2014). از این رو پرداختن به این نوع کشاورزی روشی اصولی و مناسب برای رسیدن به تولید محصولات غذایی سالم و عاری از سم و کود می­باشد که در نهایت هدف آن تأمین سلامت مصرف­کننده با نگرشی به حفظ محیط­زیست و ارتباطات اکولوژیک طبیعت می باشد (راستی و همکاران 2011).

آنچه که امروز تحت عنوان کشاورزی ارگانیک به عنوان زمینه ای نو در کشاورزی مطرح شده، سابقه ای بسیار طولانی دارد و از بدو شروع فعالیت­های کشاورزی، همیشه همگام و همراه انسان بوده است. کشاورزی تلفیقی، غیرمتمرکز و عاری از مواد شیمیایی توسط نورث برون در سال 1940 مطرح شد. وی اولین کسی بود که لفظ کشاورزی ارگانیک را به کار برد و این نوع کشاورزی را به عرصه علم معرفی نمود (میردامادی و خادمی 2004). کشاورزی ارگانیک درکل جهان از سال­های 1980 توجه گروهی از سیاست‌گذاران، مصرف­کنندگان، طرفداران محیط زیست، نهادهای دولتی و کشاورزان را به خود معطوف کرده است. در راستای تهیه دستورالعمل استانداردها و روش‌های اجرایی در سال 1972 هسته اولیه یک فدراسیون بین‌المللی تحت عنوان فدراسیون بین‌المللی جنبش­های کشاورزی ارگانیک[1] (IFOAM) توسط پنج کشور انگلستان، سوئد، آفریقای جنوبی، آمریکا و فرانسه پایه گذاری شد که تا سال 2010 ، 180 کشور دنیا عضو این فدراسیون بودند که کشور ما نیز در سال­های اخیر عضو این فدراسیون شده است. کشاورزی ارگانیک در ایران از برخی دانشگاه­ها و سخنرانی­ها شروع و آموزش داده شد. در سال 2006 میلادی انجمن علمی ارگانیک ایران با تمرکز بر فروش، بازار و مبادله تأسیس شد و اولین محصول ارگانیک در ایران در سال 1378 میلادی ارکیده و رز تولید شده در استان کرمان بود.

 ایران از نظر حجم فرسایش و تخریب زمین­های­ حاصلخیز و منابع طبیعی بعد از استرالیا، مقام دوم جهان را دارد بطوری­که یکی از دلایل عمده تخریب و فرسایش معادل 23 میلیون تن خاک در سال، مصرف بی­رویه کودها و آفت­کش­های شیمیایی در بخش کشاورزی می­باشد(رضوی و سجادی 2013). از طرفی رشد بیماری­های صعب­العلاج به­ویژه سرطان در کشور علت­های فراوانی دارد که یکی از این علت­ها نبود محصولات سالم است. اعتماد­بخشی و تضمین سلامت محصولات و فرآورده­های غذایی مورد مصرف جامعه از مهم­ترین شاخص­های ارتقای بهداشت اجتماعی است چراکه افزایش مصرف کود و آفت­کش­های شیمیایی در تولید محصولات کشاورزی، زوال باروری خاک، تهدید سلامت و آلودگی هوا، آب وغذا نیز نگرانی­های روزافزونی درباره محیط زیست جهانی درپی داشته است.

توسعه محصولات ارگانیک و سالم یک موضوع ملی و فراگیر است و با سلامت تمام افراد کشور مرتبط است، از این رو باید برای توسعه این بخش­ها تمام اقدامات و برنامه­ریزی­های لازم انجام شود. شرایط امروز جامعه مؤلفه­های بازار مصرف را رقم می­زنند و حاکی از تغییر نگرش و رویکرد مصرف­کننده درجهت مصرف محصولات سالم می­باشد. این مسئولیت تولیدکنندگان در برابر جامعه را صد افزون می­کند و آن تعهدی است که تولیدکننده به حفظ سلامت جامعه از طریق تولیدغذایی سالم برعهده گرفته­اند. تغذیه سالم، یکی از مهم­ترین و اساسی­ترین مؤلفه­های دستیابی به سلامت جسم و روان و در نهایت سلامت و آرامش جامعه می­باشد. ایران به لحاظ توسعه کشت ارگانیک دارای توان­های بالقوه­­ی وجود نیروی کار مناسب، وجود توان بالقوه در زمینه تولید برخی محصولات ارگانیک، وجود نظام بهره­برداری دهقانی و خرده­مالکی (یعقوبی ­و ناصری 2010)، افزایش تمایل مصرف­کنندگان به مصرف محصولات سالم و بهداشتی و سامانه­های کشاورزی و دامداری سنتی و مبتنی بر مرتع(سنجابی 2010) می­باشد که در صورت توجه به این توان­ها و رفع مشکلات می­توان در سال­های آتی شاهد رشد این نوع کشت در کشورمان باشیم.

استان آذربایجان­غربی با یک میلیون هکتار اراضی قابل کشت و با اختصاص سالانه­ی­ 700 تا 800 هزار هکتار از این اراضی به کشت محصولات باغی و زراعی همواره به عنوان یکی از مناطق موثر و محوری کشاورزی کشور به حساب می­آید. استان آذربایجان­غربی بدلیل قرارگرفتن در مسیر ترانزیتی ایران به اروپا و همجواری با سه کشور ترکیه، عراق و آذربایجان به عنوان یکی از مناطق مزیت­دار جهت توسعه و تولید محصولات سالم و ارگانیک­ محسوب می­شود. با اینکه سابقه کشت ارگانیک از دیرباز در استان آذربایجان­غربی معمول بوده است اما متاسفانه درحال حاضر آمار دقیقی در این خصوص موجود نمی­باشد. در حال حاضر محصولاتی همچون زعفران، انگور، سیب، آلو و توت­فرنگی در سطح نسبتا محدودی به­ صورت ارگانیک در این استان تولید می­شود. در حال حاضر این نوع کشاورزی با موانع و مشکلات بسیاری مواجه می­باشد، بنابراین شناسایی و تببین عوامل بازدارنده بکارگیری کشاورزی ارگانیک اهمیت دارد و باید در جهت رفع این مشکلات گام برداشت تا کشاورزی ارگانیک توسعه یابد. لذا با عنایت به ضرورت موضوع در این راستا، به برخی مطالعات انجام شده در این زمینه اشاره می­شود:

ریگبای و همکاران (2001)، تحقیقی را با عنوان توسعه و چشم­اندازهای کشاورزی ارگانیک در انگلستان انجام دادند، نتایج حاکی از آن بود که بخش ارگانیک در انگلستان در حال شکوفایی است و با بزرگترین موج از تغییرات کشاورزی در حال حرکت است و تقاضای مصرف­کننده­ها درحال رشد است. این مقاله به فاکتورهایی که تولید­کننده­های ارگانیک را به تولید محصولات ارگانیک ثبت شده وادار می­کند اشاره دارد. سرانجام این مقاله سیاست کنونی دولت در زمینه توجه به کشاورزی ارگانیک را برای رشد متوالی این بخش محدود­کننده دانسته و مذاکره با توجه به طراحی سیاست آینده را پیشنهاد می­کند. سالازر (2005)، در تحقیقی فرصت­ها و موانع موسساتی و اجتماعی توسعه کشاورزی ارگانیک را در فیلیپین بررسی کرده است. وی نتیجه گرفت، زمانی کشاورزان با درآمد کم با موفقیت به سمت کشاورزی ارگانیک حرکت می کنند که اطلاعات کافی در آن زمینه داشته باشند و آموزش­های کافی در این زمینه ببینند و همچنین، به بازار و نهاده­ها اطمینان داشته باشند. استولز و لمپکین (2009)، تحقیقی را با عنوان خط مشی برای کشاورزی ارگانیک، منطق و راهکارها، انجام دادند. در این تحقیق تأکید بر روی تغییرات آب و هوایی، امنیت غذایی و رکود اقتصادی برای توسعه سیاست کشاورزی ارگانیک بود و هم­چنین نتایج نشان داد که مهم­­ترین چالش کشاورزی ارگانیک دشواری حفظ تعادل در تأمین اهداف مصرف­کننده، ذینفعان سازمانی و خصوصی در بخش تولید ارگانیک می­باشد. داگلاس و یانگچویی (2010) نیز مقاله­ای را با عنوان غلبه بر موانع پذیرش کشاورزی ارگانیک در ایالات متحده انجام دادند که نتایج این تحقیق نشان داد که در حال حاضر بیش از 40 درصد تولید­کنندگان بهره­برداری معمولی و کمترین علاقه به تولید ارگانیک دارند. همچنین در این مقاله آمده است که افزایش درآمد و افزایش حمایت نهادی می­تواند پذیرش ارگانیک را تسهیل کند.

هاشمی نژاد و رضوانفر (2009) در مطالعه­ای با عنوان بررسی موانع و مشکلات کشاورزی ارگانیک از دیدگاه تولیدکنندگان محصولات ارگانیک شهرستان روانسر استان کرمانشاه نشان دادند که در توسعه کشاورزی ارگانیک موانع و مشکلاتی همچون؛ نبود بازار مناسب، نبود نهاد­ها و ارگان­های حمایتی و کمک کننده، نبود استانداردهای مشخص برای تولید این نوع محصولات وجود دارد. کریمی و همکاران(2010) نیز پژوهشی را با عنوان موانع پیش­برد کشاورزی ارگانیک از دیدگاه کارشناسان وزارت جهاد کشاورزی انجام دادند که روش انجام این تحقیق پیمایشی و از نوع توصیفی – همبستگی بود و یافته­های تحقیق نشان داد که در بین سه عامل بازدارنده (موانع اقتصادی، شناختی و اطلاعاتی، بینشی)، موانع اقتصادی در اولویت اول است. همچنین همبستگی مثبت و معنی داری بین موانع اقتصادی و روند پیش­برد کشاورزی ارگانیک، در سطح یک درصد وجود دارد.

پاپ زن و شیری (2012)، مطالعه­ای را با عنوان بررسی موانع و مشکلات توسعه کشاورزی ارگانیک به روش کیفی و مصاحبه انجام دادند. یافته­های تحقیق نشان داد که از دیدگاه کشاورزان مورد مطالعه موانع و مشکلاتی مانند: مسائل زیرساختی ، مسائل اقتصادی ، ضعف دانش و آگاهی کشاورزان، مسائل فنی و مدیریتی، مسائل حمایتی و موانع انگیز­شی و نگرشی در راه توسعه کشاورزی ارگانیک وجود دارد. رضایی (2014)، تحقیقی را باعنوان اولویت­بندی مشکلات کشت ارگانیک از دیدگاه کشاورزان روستای حاج آرش در شهرستان زنجان انجام داد. این پژوهش به لحاظ شیوه گردآوری داده­ها، از نوع تحقیقات توصیفی – پیمایشی بود. بر اساس نتایج تحقیق مشخص شد که مهمترین مشکلات کشت محصولات ارگانیک از دیدگاه کشاورزان مورد مطالعه به ترتیب اهمیت شامل چهار مورد: نبود بازاریابی مناسب محصولات ارگانیک، پایین بودن سطح آگاهی و اطلاعات کشاورزان در خصوص کشاورزی ارگانیک، عدم حمایت دولت از کشت محصولات ارگانیک و نبود سرمایه لازم برای کشت ارگانیک بودند. یعقوبی و جوادی(2014)، پژوهشی را با عنوان موانع تولید محصولات ارگانیک از دیدگاه کارشناسان جهاد کشاورزی استان زنجان انجام دادند. این تحقیق از نوع پیمایشی و به روش توصیفی و تحلیلی انجام شد و یافته­های این تحقیق نشان داد مهم­ترین موانع تولید محصولات ارگانیک به ترتیب اهمیت شامل بالا­بودن هزینه تولید محصولات ارگانیک، نبود دانش کافی در زمینه تولید محصولات ارگانیک در بین کشاورزان، نبود بازارهای مشخص برای فروش محصولات ارگانیک و عدم اطلاع­رسانی و تبلیغ موثر در زمینه تولید و مصرف محصولات ارگانیک بودند.

عزیزی و یعقوبی (2014)، مطالعه­ای را با عنوان تحلیل موانع تولید محصولات ارگانیک کشاورزی در ایران انجام دادند. یافته­های تحقیق نشان داد که در حوزه اقتصادی مهم­ترین موارد هزینه­بر بودن محصولات ارگانیک، پرداخت هزینه بیشتر به کارگران، عدم اطمینان از میزان عملکرد و دسترسی به بازار مناسب بعد از تبدیل می­باشند. از موانع زیرساختی می­توان به عدم وجود استانداردهای مشخص برای تولید محصولات ارگانیک، محدودیت­های فیزیکی و اقتصادی دسترسی به کود آلی اشاره کرد. مشکلات کنترل علف­هرز و آفات، نبود دانش و اطلاعات در مدیریت مزرعه ارگانیک و مشکل نبود نیروی کار ماهر و وقت کافی از موانعی هستند که می­توان آنها را در حوزه موانع فنی و مدیریتی گنجاند. سطح تحصیلات پایین کشاورزان از موانع شناختی و فقدان آموزش­های رسمی و غیر رسمی و محدودیت­های مالی در هنگام بروز مشکلات شدید اقتصادی از جمله موانع مهم حمایتی بودند.

پالسوا و همکاران (2014)، پژوهشی را با عنوان حمایت از اجرای کشاورزی ارگانیک در جمهوری اسلواکی در زمینه توسعه پایدار انجام دادند که در این تحقیق آمده است که اسلواکی دارای شرایط ایده­آلی برای این نوع کشاورزی است و کشاورزی ارگانیک در اسلواکی وجود داشته و افزایش قابل توجهی درسال1991داشته است. انگیزه اصلی کشاورزان برای تبدیل کشاورزی متعارف به کشاورزی ارگانیک انگیزه مالی است و عامل ایجاد انگیزه قطعا حمایت بخش دولتی از کشاورزان به صورت افزایش فروش محصولات ارگانیک، مشاوره بهتر می­باشد. در این تحقیق به این نتیجه رسیدند که برانگیزاننده­ای مثل دولت باید از کشاورزان به طور قاطع حمایت کند و فروش محصولات ارگانیک، سیستم ترویج و مشاوره را بهبود دهد. بنابراین تأمین هزینه­های کشاورزی ارگانیک نقش مهمی در توسعه این نوع از کشاورزی در شرایط اسلواکی دارد. هاتفی و همکاران (2017) پژوهشی با عنوان واکاوی موانع و محدودیت­های توسعه کشاورزی ارگانیک از دیدگاه کارشناسان وزارت جهاد کشاورزی انجام دادند. این تحقیق از نوع پیمایشی و به روش توصیفی و تحلیلی انجام شد. نتایج تحلیل داده­ها با استفاده از تحلیل عاملی اکتشافی، حکایت از شناسایی چهار مانع و محدودیت اصلی شامل موانع و محدودیت های نهادی ساختاری، ارتباطی آموزشی، دانش فنی و حمایتی داشت.

با توجه به مطالب ارائه شده و ادبیات موضوع می توان به این نتیجه رسید که علی رغم مزایای فراوان کشاورزی ارگانیک، بکارگیری و توسعه آن همواره با موانع و مشکلات متعددی همراه بوده است و در این راستا کارشناسان کشاورزی نقش مهمی در کمک به ایجاد و توسعه و شناسایی موانع و مشکلات می توانند داشته باشند بر این اساس، تحقیق حاضر با هدف تحلیل مشکلات کشاورزی ارگانیک از دیدگاه کارشناسان سازمان جهاد کشاورزی استان آذربایجان­ غربی طراحی گردید.

 

مواد و روش­ها

روش تحقیق مطالعه حاضر از نظر هدف کاربردی و از نظر نحوه جمع­آوری اطلاعات توصیفی- پیمایشی بود که برای شناسائی مشکلات کشاورزی ارگانیک از تحلیل عاملی اکتشافی[2]  استفاده شد. جامعه آماری مورد ­مطالعه در این پژوهش شامل تمامی کارشناسان ستادی سازمان جهاد کشاورزی استان آذربایجان­غربی(470 نفر) می­باشند. تعداد نمونه با استفاده از جدول کرجسی مورگان 217 محاسبه شد. در این پژوهش برای گردآوری اطلاعات شامل مبانی نظری و پیشینه تحقیق با استفاده از مطالعات کتابخانه­ای، مرور اسناد و مقالات، مراجعه به کتابخانه­های مراکز علمی و دانشگاهی، بررسی پایان­نامه­ها، سمینارها و کنفرانس­های مرتبط با موضوع، دانشنامه­ها، نشریات و مجلات علمی و پژوهشی استفاده شد. برای انجام مطالعه میدانی، پرسشنامه توسط محقق بر اساس مرور ادبیات تهیه و تنظیم گردید. در این مطالعه اعتبار محتوایی، با نظرخواهی از اساتید و کارشناسان انجام گرفت و پس از جمع بندی نظرات آنها و انجام اصلاحات لازم بر روی پرسشنامه­ نسبت به تنظیم پرسش­نامه نهایی اقدام گردید.به منظور بدست آوردن پایایی پرسشنامه از ضریب آلفای­ کرونباخ استفاده شد. جدول (1)، آلفای کرونباخ محاسبه شده برای هر یک از بخش­های پرسشنامه که در قالب طیف لیکرت تنظیم شده بودند را نشان می­دهد.

 

                                          

 جدول 1-آلفای کرونباخ محاسبه شده برای هر یک از بخش های پرسشنامه

سوال

تعداد گویه

آلفای کرونباخ

وضعیت بکارگیری اصول کشاورزی ارگانیک توسط کشاورزان

6

81/0

مشکلات کشاورزی ارگانیک

26

85/0

 

 

به منظور تحلیل داده­ها در این تحقیق از تکنیک تحلیل­ عاملی اکتشافی براساس روش تجزیه به مولفه­های اصلی بهره گرفته شد. تحلیل عاملی نام عمومی است برای برخی از روش­های آماری چند متغیره که هدف اصلی آن خلاصه­کردن داده­هاست. این روش به بررسی همبستگی درونی تعداد زیادی از متغیرها می­پردازد و در نهایت آن­ها را در قالب­های عمومی محدودی دسته­بندی کرده و تبیین می­کند. تحلیل­عاملی روشی هم­وابسته بوده که در آن کلیه متغیرها به طور همزمان مد­نظر قرار می­گیرند. در این تکنیک هریک از متغیرها به عنوان یک متغیر وابسته لحاظ می­گردند (کلانتری 2006).

در این روش برای تعیین تعداد عامل­های معنی­دار از معیار مقادیر ویژه استفاده می­شود. عامل­هایی انتخاب می­شوند که مقدار ویژه آن­ها از یک بیشتر باشد. برای بدست آوردن مطلوب­ترین راه حل که به آسان­ترین شیوه قابل تفسیر باشد، عامل­های حاصل از تحلیل اولیه معمولا چرخش داده می شوند. روش­های چرخش عامل­ها را می­توان به عنوان راه­حل­های متعامد (شامل سه چرخش کوارتیماکس، واریماکس  و اکواماکس ) و متمایل(شامل دو چرخش ابلیمین  و پروماکس ) طبقه بندی کرد (هومن 2006).

      روش­های متعامد عامل­هایی فراهم می آورند که مستقل از یکدیگر است و روش­های متمایل اجازه می­دهند عامل­ها بعد از چرخش همبسته باشند. روش واریماکس عامل­ها و روش کوارتیماکس متغیرها را ساده می­کنند و روش اکواماکس ترکیبی از روش­های واریماکس و کوارتیماکس است. در روش واریماکس چون تعداد متغیرهایی که بارهای قوی در یک عامل دارد کمینه می­گردد، تفسیر عامل­ها نسبت به روش کوارتیماکس ساده­تر است. به همین دلیل روش واریماکس عمومیت بیشتری داشته و کاربرد آن فراوان­تر است. متغیرهایی که بار عاملی آن­ها بزرگتر از 5/0 باشند به عنوان بارهای عاملی معنی­دار استخراج می­گردند. پس از دوران عامل­ها، از طریق انتساب متغیرها به عامل­ها به استنتاج مفهومی پرداخته می شود. بدین معنی که برای هر یک از مجموعه متغیرهایی که بر یک عامل تعلق گرفته­اند، مفهومی عام تعیین شده و تفسیر می شوند (هومن 2006).

 

نتایج وبحث

   یافته­های حاصل از تحقیق در خصوص متغیر جنسیت نشان داد که  8/61 درصد از پاسخگویان مرد و 8/38 درصد زن بودند. متغیر سن نشان می­دهد که میانگین سن پاسخگویان در تحقیق حاضر 44 سال بوده است، و اکثریت آنان بین 31 تا 40 سال بودند. در ارتباط با متغیر میزان تحصیلات 1/4درصد دیپلم، 6/45 درصد لیسانس، 41درصد فوق­لیسانس و 2/9درصد دارای مدرک دکتری بودند. در رابطه با زمینه فعالیت و پست سازمانی 8/8 درصد پاسخگویان در بخش علوم دامی، 4/19 درصد در زراعت و نباتات، 4/1درصد در امور اراضی، 24 درصد در ترویج و آموزش، 6 درصد بخش فنی، 4/7درصد دفع آفات و حشره­شناسی، 6/4درصد پهنه­بندی و 5/6 درصد در بخش مکانیزاسیون، 5/5 درصد باغبانی، 4/7درصد آب و خاک، 4/1درصد در مدیریت مشغول به فعالیت بودند. میانگین سابقه کار پاسخگویان 17سال بود که بیشترین فراوانی هم مربوط به فاصله بین 21 تا 30 سال بود.

 

وضعیت بکارگیری اصول کشاورزی ارگانیک از دید پاسخگویان در منطقه مورد مطالعه

برای سنجش وضعیت بکارگیری اصول کشاورزی ارگانیک از شش گویه در قالب طیف لیکرت(خیلی زیاد(5)، زیاد(4)، متوسط(3)، کم(2) و خیلی کم(1)) استفاده شد. نتایج حاصل از جدول (2) نشان می­دهد که گویه­های میزان استفاده ازکود حیوانی در باغات و مزارع و میزان استفاده از نهال­های مقاوم برای مبارزه با آفات به ترتیب با ضریب تغییرات 25/0 و 30/0 بیشترین و گویه­های استفاده از کنترل بیولوژیکی برای مبارزه با آفات و عدم استفاده از سموم شیمیایی در مبارزه با آفات و بیماری­ها به ترتیب با ضریب تغییرات 42/0 و 53/0 کمترین  اهمیت را از دید پاسخگویان داشتند. 

 

 

 

جدول 2-وضعیت بکارگیری اصول کشاورزی ارگانیک از دید کارشناسان

گویه­

میانگین

انحراف معیار

ضریب تغییرات

رتبه

میزان استفاده ازکود حیوانی در باغات و مزارع

56/3

90/0

25/0

1

میزان استفاده از نهال­های مقاوم برای مبارزه با آفات

95/2

91/0

30/0

2

بکارگیری تله­های مبارزه با آفات در باغ­ها

67/2

02/1

38/0

3

کاهش مصرف کودهای شیمیایی

47/2

99/0

40/0

4

استفاده از کنترل بیولوژیکی برای مبارزه با آفات

5/2

06/1

42/0

5

عدم استفاده از سموم شیمیایی در مبارزه با آفات و بیماری­ها

34/2

25/1

53/0

6

 

 

 

رتبه­بندی موانع تولید محصولات ارگانیک از دیدگاه کارشناسان ستادی جهاد کشاورزی استان آذربایجان­غربی

براساس نتایج جدول (3) درباره رتبه­بندی موانع تولید محصولات ارگانیک از دیدگاه کارشناسان نشان داد که متغیرهای نبود بازاریابی مناسب محصولات ارگانیک، عدم اطمینان از میزان عملکرد محصولات ارگانیک، نیاز به مدیریت و نگهداری بیشترنسبت به کشاورزی متداول، تمرکز شرکت­های گواهی­دهنده و مشاوره­ای در شهرهای بزرگ و عدم دسترسی به آن­ها در شهرستان­ها به ترتیب با ضریب تغییرات 21/0، 23/0، 26/0 و 27/0 بیشترین اولویت را به خود اختصاص دادند.

 

تحلیل عاملی موانع تولید محصولات ارگانیک از دیدگاه کارشناسان ستادی جهادکشاورزی استان آذربایجان­غربی

به منظور تعیین مناسب بودن داده­های گردآوری شده در زمینه تحلیل عاملی موانع تولید محصولات ارگانیک از دیدگاه کارشناسان ستادی جهاد کشاورزی استان آذربایجان‌غربی از ضریب   KMOو آماره بارتلت استفاده شد. مقدار این ضریب برابر 840/0 به دست آمد که نشان دهنده مناسب بودن همبستگی­های موجود در بین داده­ها برای تحلیل عاملی می­باشد. از سوی دیگر برای اطمینان از مناسب­بودن داده­ها برای تحلیل عاملی از آزمون بارتلت نیز استفاده شد. مقدار آماره بارتلت 097/2193 بود که در سطح  یک درصد معنی دار بود. لذا داده­ها برای تحلیل عاملی مناسب بودند.

 

 

جدول 3- رتبه­بندی موانع تولید محصولات ارگانیک از دید کارشناسان برحسب ضریب تغییرات

رتبه

ضریب تغییرات

انحراف معیار

میانگین

متغیر

1

21/.

0/88

11/4

بازاریابی نامناسب محصولات ارگانیک

2

23/.

0/9

94/3

عدم اطمینان از میزان عملکرد محصولات ارگانیک

3

26/.

0/92

53/3

نیاز به مدیریت و نگهداری بیشترنسبت به کشاورزان متداول

4

27/.

0/98

64/3

تمرکز شرکت­های گواهی­دهنده و مشاوره­ای در شهرهای بزرگ و عدم دسترسی به آن­ها در شهرستان­ها

3

27/.

1/03

82/3

خرید محصولات ارگانیک توسط دلالان با قیمت پایین تر

3

27/.

1/03

8/3

حمایت نکردن دولت ازکشت محصولات ارگانیک

3

27/.

1/03

8/3

هزینه بربودن محصولات ارگانیک

3

27/.

1/04

82/3

عدم وجود متولی واحد و مشخص برای تایید محصولات ارگانیک

3

27/.

1

64/3

در دسترس نبودن نهاده­های ارگانیک( کود، نهال و...)

4

28/.

1/07

87/3

محدودیت­های مالی درهنگام بروزمشکلات شدید اقتصادی بخصوص دوره گذر

4

28/.

0/99

56/3

پایین بودن مهارت و دانش فنی برای تولیدمحصولات ارگانیک

4

28/.

1/05

71/3

کمبود سرمایه اولیه لازم برای کشت ارگانیک

5

29/.

1/09

76/3

آگاهی کم مصرف کنندگان از مزایای محصولات ارگانیک و عدم  تمایل برای پرداخت قیمت بالاتر 

5

29/.

1/04

53/3

کمبود کارشناسان مجرب و مسلط به فنون کشاورزی ارگانیک جهت راهنمایی و مشاوره

5

29/.

1/04

53/3

پرداخت دستمزد بیشتر به نیروی کار

6

30/.

1/04

44/3

کمبود شرکت­های مشاوره­ای جهت راهنمایی کشاورزان برای اخذ گواهی و برندسازی

6

30/.

1/06

5/3

کاهش تولید باکشت محصولات ارگانیک

7

31/.

1/07

48/3

پایین بودن اطلاعات کارشناسان کشاورزی در زمینه محصولات ارگانیک

7

31/.

1/11

6/3

فقدان آموزش رسمی وغیررسمی

8

36/.

1/14

17/3

بی­علاقگی کارشناسان نسبت به روش تولیدمحصولات ارگانیک

9

38/.

1/05

78/2

عدم آشنایی با روش­های نوین مبارزه با آفات و علف­های هرز و فنون لازم برای کشت ارگانیک

9

38/.

1/03

71/2

عدم شرکت­کشاورزان­در برنامه­ها و فعالیت­های­ترویجی­ درباره­ تولید محصولات ارگانیک

9

38/.

1/19

12/3

در دسترس بودن وارزان بودن نهاده­های شیمیایی

10

39/.

0/95

41/2

میزان کم برگزاری همایش­ها و نمایشگاه­های کشت ارگانیک در منطقه

11

40/.

1/07

7/2

عدم معرفی نهاده­های ارگانیک به کشاورزان منطقه

11

40/.

1/02

55/2

عدم استفاده ازنشریه و کتابچه­ها و فیلم وسی­دی آموزشی در رابطه با کشاورزی ارگانیک

 

 

 

 

در جدول (4) تعداد عوامل استخراج شده همراه با مقادیر ویژه هر یک از آن­ها، درصد واریانس و درصد کل هر یک از عوامل آمده است. مقدار ویژه بیانگر سهم هر عامل از کل واریانس متغیرها می­باشد و هر چه مقدار آن بزرگتر باشد نشان دهنده اهمیت و تأثیر بیشتر آن عامل است. همانطور که جدول (4) نشان می­دهد در مجموع  پنج عامل فوق توانسته­اند در حدود  51/54 درصد از کل واریانس موانع تولید محصولات ارگانیک از دیدگاه کارشناسان ستادی جهاد کشاورزی استان آذربایجان­غربی را تبیین نمایند.

 

جدول 4- عوامل استخراج شده همراه با مقدار ویژه، درصد واریانس و درصد کل عامل­ها

عامل­ها

مقدار ویژه

درصد واریانس

درصد از کل عامل­ها

عامل اول

742/4

562/17

214/32

عامل دوم

283/3

160/12

307/22

عامل سوم

642/2

784/9

949/17

عامل چهارم

579/2

551/9

521/17

عامل پنجم

475/1

463/5

022/10

جمع کل

51/54

100

 

 

برای چرخش عاملی از روش واریماکس استفاده گردید. بعد از مرحله چرخش، متغیرهایی که مربوط به هر عامل هستند، به صورت ستونی مشخص می­گردند. پس از پردازش متغیرهای نمایانگر موانع تولید محصولات ارگانیک  از دیدگاه کارشناسان ستادی جهاد کشاورزی استان آذربایجان، نسبت به نام گذاری عوامل به دست آمده از تحلیل عاملی اقدام گردید. در جدول  (5) هر یک از عوامل و متغیرهای مربوط به آن عامل همراه با بار عاملی و گویه­های پوشاننده آنها آورده شده است.

 

 

جدول 5- متغیرهای مربوط به هر یک از عوامل و بار عاملی بدست آمده از ماتریس دوران یافته

عامل

متغیرها

بارعاملی

عامل اول

فقدان آموزش رسمی وغیررسمی

588/0

محدودیت­های مالی درهنگام بروزمشکلات شدید اقتصادی به خصوص دوره گذر

518/0

حمایت نکردن دولت ازکشت محصولات ارگانیک

662/0

تمرکز شرکت­های گواهی­دهنده و مشاوره­ای در شهرهای بزرگ و عدم دسترسی به آن­ها در شهرستان­ها

553/0

در دسترس نبودن نهاده­های ارگانیک( کود، نهال و...)

708/0

نبود متولی واحد و مشخص برای تایید محصولات ارگانیک

736/0

عدم آگاهی مصرف کنندگان از مزایای محصولات ارگانیک و عدم  تمایل برای پرداخت قیمت بالاتر 

700/0

خرید محصولات ارگانیک توسط دلالان با قیمت پایین تر

519/0

عدم اطمینان از میزان عملکرد محصولات ارگانیک

516/0

نبود بازاریابی مناسب محصولات ارگانیک

623/0

پایین بودن اطلاعات کارشناسان کشاورزی در زمینه محصولات ارگانیک

511/0

ادامه جدول 5-متغیرهای مربوط به هر یک از عوامل و بار عاملی بدست آمده از ماتریس دوران یافته

عامل

متغیرها

بارعاملی

عامل دوم

شرکت­کشاورزان ­در برنامه­ها و فعالیت­های­ترویجی­ درباره­ تولید محصولات ارگانیک

768/0

استفاده ازنشریه و کتابچه­ها و فیلم وسی­دی آموزشی در رابطه با کشاورزی ارگانیک

835/0

معرفی نهاده­های ارگانیک به کشاورزان منطقه

820/0

آشنایی با روش­های نوین مبارزه با آفات و علف­های هرز فنون لازم برای کشت ارگانیک

804/0

میزان برگزاری همایش­ها و نمایشگاه­های کشت ارگانیک در منطقه

724/0

عامل سوم

هزینه بربودن محصولات ارگانیک

729/0

پرداخت دستمزد بیشتر به نیروی کار

736/0

کاهش تولید ودرآمد با کشت محصولات ارگانیک

0/716

نبود سرمایه اولیه لازم برای کشت ارگانیک

0/595

عامل چهارم

نداشتن مهارت و دانش فنی برای تولید محصولات ارگانیک

0/783

کمبود شرکت­های مشاوره­ای جهت راهنمایی کشاورزان برای اخذ گواهی و برندسازی

0/748

نیاز به مدیریت و نگهداری بیشترنسبت به کشاورزان متداول

0/706

کمبود کارشناسان مجرب و مسلط به فنون کشاورزی ارگانیک جهت راهنمایی و مشاوره

0/607

عامل پنجم

بی­علاقگی کارشناسان نسبت به روش تولیدمحصولات ارگانیک

576/0

در دسترس بودن و ارزان بودن نهاده­های شیمیایی

665/0

 

 

 

باتوجه به نتایج جدول (4) عامل اول 56/17 درصد از تغییرات واریانس را به خود اختصاص داده و با مقدار ویژه 74/4 مانع اصلی در جهت تولید محصولات ارگانیک می­باشد. همچنین با توجه به نتایج جدول (5) و متغیر‌های واقع شده از قبیل فقدان آموزش رسمی وغیررسمی، محدودیت­های مالی در هنگام بروز مشکلات شدید اقتصادی بخصوص دوره گذر، حمایت نکردن دولت ازکشت محصولات ارگانیک، تمرکز شرکت­های گواهی­دهنده و مشاوره­ای در شهرهای بزرگ و عدم دسترسی به آن­ها در شهرستان­ها این عامل، عامل حمایتی نام گرفت.

متغیرهای عدم شرکت کشاورزان در برنامه­ها و فعالیت­های ترویجی درباره تولید محصولات ارگانیک، عدم استفاده از نشریه و کتابچه­ها و فیلم وسی­دی آموزشی در رابطه با کشاورزی ارگانیک، عدم معرفی نهاده­های ارگانیک به کشاورزان منطقه، آشنایی با روش­های نوین مبارزه با آفات و علف­های هرز فنون لازم برای کشت ارگانیک، میزان کم برگزاری همایش­ها و نمایشگاه­های کشت ارگانیک در منطقه در عامل دوم بارگذاری شدند و 16/12 درصد از تغییرات واریانس را به خود اختصاص دادند. این عامل، عامل آموزشی- ترویجی نام گرفت.

 متغیرهای هزینه بربودن محصولات ارگانیک، پرداخت دستمزد بیشتر به نیروی کار، کاهش تولید باکشت محصولات ارگانیک، نبود سرمایه اولیه لازم برای کشت ارگانیک در عامل سوم بارگذاری شدند و حدود 78/9 درصد از تغییرات واریانس را به خود اختصاص دادند. این عامل، عامل اقتصادی نام گرفت.

عامل چهارم با تبیین 55/9 درصد از تغییرات واریانس و قرار گرفتن متغیرهای نداشتن مهارت ودانش فنی برای تولیدمحصولات ارگانیک، کمبود شرکت­های مشاوره­ای جهت راهنمایی کشاورزان برای اخذ گواهی و برندسازی، نیاز به مدیریت و نگهداری بیشترنسبت به کشاورزان متداول، کمبود کارشناسان مجرب و مسلط به فنون کشاورزی ارگانیک جهت راهنمایی و مشاوره، مدیریتی نام گرفت.

متغیرهای بی­علاقگی کارشناسان نسبت به روش تولیدمحصولات ارگانیک، در دسترس بودن و ارزان بودن نهاده­های شیمیایی در عامل پنجم بارگذاری شدند لذا این عامل، عامل انگیزشی نام گرفت.

 

نتیجه­­گیری و پیشنهادات

     براساس نتایج تحقیق، موانع تولید محصولات ارگانیک از دیدگاه کارشناسان ستادی جهاد کشاورزی استان آذربایجان­غربی برحسب تحلیل عاملی اکتشافی در پنج گروه تقسیم­بندی شدند که عبارت بودند از: موانع انگیزشی، مدیریتی، اقتصادی، آموزشی- ترویجی، حمایتی.

موانع انگیزشی در رابطه با تشویق و حمایت موثر در زمینه تولید و مصرف محصولات ارگانیک، مطابق با نتیجه پژوهش یعقوبی و جوادی(2014)، غلامی و همکاران (2015)  و موانع مدیریتی با نتیجه پژوهش کریمی و همکاران (2009)، موانع اقتصادی با نتایج پژوهش پورجاوید و غنیان (2019)، صندوقی و همکاران (2019)، قربانی و همکاران (2009)، موانع آموزشی ترویجی  و حمایتی با نتایج فاضل­نیا و معصومی­جشنی (2013)، کریمی و همکاران (2011)، رضایی (2014)، پاپ­زن و شیری (2012) همسو است.

با توجه به نتایج و یافته­های تحقیق پیشنهادهای زیر به منظور کاهش موانع و مشکلات توسعه کشاورزی ارگانیک ارائه می­گردد.

  • دولت با بهره گیری از رسانه­های جمعی مخصوصاً رادیو و تلویزیون و نشریات ترویجی نسبت به توسعه انجام کشت به صورت ارگانیک اقدامات جدی صورت دهد. از سوی دیگر نیز آگاهی و اطلاع کشاورزان از آثار و پیامدهای مخرب استفاده از سموم و کودهای شیمیایی باید از طریق رسانه­های انفرادی، گروهی و جمعی به صورت مرتب افزایش داده شود، زیرا ارتقای آگاهی کشاورزان از اثرات و پیامدهای رفتارهایشان موجب احساس مسئولیت آنها در قبال سلامتی محیط­زیست و بالاتر از آن سلامتی شهروندان می­شود. چرا که کشاورزان انسان­های متعهدی هستند و در صورت اطلاع کامل از نتایج رفتارهایشان، قطعاً در آن تجدیدنظر خواهند نمود.
  • ایجاد مراکز خاص و معتبر فروش محصولات ارگانیک که باعث نظارت قوی و بهتری در زمینه فروش محصولات شده و همچنین مصرف کنندگان نیز با اطمینان خاطر بیشتری در تشخیص و مصرف محصولات خواهند داشت.
  • حمایت­های همه­جانبه دولت از تولیدکنندگان ارگانیک، وجود استانداردهای ملی و منطقه­ای در تولید محصولات ارگانیک، بیمه نمودن محصولات ارگانیک، ایجاد و توسعه بازارهای محلی محصولات ارگانیک و شناسایی بازارهای جهانی برای صادرات محصولات ارگانیک، در اختیار گذاشتن وسایل حمل و نقل کافی و مجهز به سردخانه برای محصولات ارگانیک و افزایش نقش سازمان­ها و تشکل­های مردمی در عرضه محصولات ارگانیک که مستلزم حمایت دولت و سرمایه­گذاری کلان در بخش تحقیقات بازاریابی محصولات ارگانیک می­باشند ضروری است و باید در اولویت­های برنامه­ریزان و مدیران بخش کشاورزی قرار گیرد.
  • تنویر افکار عمومی روستاییان از طریق راه­اندازی و پیگیری آموزش­های انفرادی برای تعامل با خبرگان، مروجین محلی و نیز با رهبران، معتمدان، مددکاران و نیروهای معین به منظور اعتمادسازی و توجیه و ترغیب آنان برای پذیرش کشاورزی ارگانیک.
  • ارائه اطلاعات مفید و سودمند در خصوص مدیریت و کنترل علف­های­هرز، آفات و بیماری­های محصولات کشاورزی، همچنین ارائه اطلاعات در خصوص وضعیت آب و هوا برای کشاورزان در قالب پیامک­های کوتاه از طریق تلفن­های همراه کشاورزان برای آنها از سوی سازمان جهاد کشاورزی و سایر سازمان­های تحقیقاتی مرتبط با کشاورزی نیز می تواند به عنوان پیشنهاد ارزنده­ای مد نظر قرار گیرد.
  • کمک به استقرار و استمرار حضور دکه­ها یا بازارچه­های عرضه محصولات سالم در بازارهای دائمی، هفتگی و سالانه در پایانه­های توزیع و فروش می­تواند در توسعه بازاریابی محصولات ارگانیک نقش موثری داشته باشد. دولت همچنین باید از طریق توسعه بازارها و فروشگاه­های محصولات ارگانیک با مشارکت نهادهای ذیربط مانند شهرداری­ها و همچنین از طریق تهیه محصولات ارگانیک برای نهادهای عمومی مانند مدارس، دانشگاه­ها، بیمارستان­ها به بهبود و ارتقای مصرف داخلی محصولات ارگانیک کمک نماید.
  • برنامه­ریزان بخش کشاورزی باید با ارائه راهکارهایی در زمینه تسهیل در ایجاد مراکز نظارتی و صدور گواهی تولید و امر صادرات محصولات کشاورزی ارگانیـک، حمایـت از کشـاورزان پیشـرو در کشـت ارگانیـک، اطـلاع­رسـانی و انجـام فعالیت­های ترویجی بـرای اسـتفاده از ظرفیـت­هـای موجـود در کشـور، جهـت­دهـی تحقیقـات کشاورزی از مصرف کودهای شیمیایی بـه مصـرف کودهـای آلـی و بیولوژیـک، توجـه ویـژه بـه کشاورزی ارگانیک در تدوین برنامه­های راهبـردی تحقیقـات کشـاورزی و نظـام قیمـت­گـذاری مناسب و مجزا برای محصولات ارگانیک، زمینه را برای توسـعه و اعـتلای ایـن نظـام کشـاورزی پایدار را فراهم نمایند.
  • استفاده از کانال­های مجازی برای فرستادن خبرنامه­های منظم به کاربران و مصرف­کنندگان راهی مناسب است تا اطلاعاتی از مراسمات و نمایشگاه­های درحال جرا، مشکلات سلامتی، مقالات علمی مربوطه، شیوه­های جذاب تولید ارگانیک و ... در اختیار کاربران گذاشته شود.
  • گسترش برنامه­های آموزش ضمن خدمت، برگزاری سمینارهای علمی و قراردادن بازدیدهای علمی در برنامه­های کاری مروجان برای افزایش دانش و مهارت آنها درباره­ی مولفه­های کشاورزی ارگانیک در سطوح مختلف پیشنهاد می­گردد.
  • پیشنهاد می­شود از بروشورهای تبلیغاتی برای آشنایی بیشتر مصرف­کنندگان با محصولات ارگانیک و تغییر نگرش آنان استفاده شود. لذا با توجه به گران­بودن تبلیغات تلویزیونی، استفاده از بروشورهای تبلیغاتی در حجم وسیع در یک تا دو برگه چاپ گردد و در آنها اطلاعاتی از سازمان­ها (انجمن ارگانیک ایران)، محصولات و گاهی اوقات فعالیت­های ویژه درحال اجرا ارائه و پخش شود، همچنین می­توان در مراکز پربیننده شهرها از بنرهای تبلیغاتی استفاده نمود.
  • تأسیس رستوران­هایی با طبخ غذاهای ارگانیک یا وجود دو نوع غذای ارگانیک در منوی رستوران­ها به عنوان یک روش قوی ترویجی پیشنهاد می­شود.
  • نقش دولت در تولید وگسترش محصولات ارگانیک از اهمیت ویژه­ای برخوردار است، چرا که این نوع کشاورزی به توجه دولت نیاز دارد، بنابراین پرداخت یارانه به تولیدکنندگان محصولات ارگانیک می­تواند در توسعه این محصولات مثمرثمر واقع شود.

 

سپاسگزاری

نویسندگان از همکاری کارشناسان سازمان جهاد کشاورزی استان آذربایجان­غربی جهت تکمیل پرسشنامه­ها قدردانی می­کنند.­

 

 

 

[1] International Federation of Organic Agriculture Movements

[2] Exploratory Factor Analysis

Ajoodani Z and Mehdizadeh H. 2010. A studu on basis of feasibility of applying organic farming as perceive by agricultural specialists of Kermanshah province. Agricultural Extension and Education Research, 2(4):65-73. (In Persian).
Azizi B and Yaghoubi J. (2014). Analysis of barriers to production of organic agricultural products in Iran. Third National Congress of Organic and Conventional Agriculture, Mohaghegh Ardabili University. (In Persian).
Badlzadeh A and Koohi Dehkordi M. 2014. The place of organic agriculture in healthy nutrition. Third National Congress of Organic and Conventional Agriculture, Mohaghegh Ardabili University. (In Persian).
Darvishi M, Ranjbar A and Ezzati R. 2014. The need to pay attention to organic agriculture in order to achieve food security. Third national congress of organic and conventional agriculture, Mohaghegh Ardabili University. (In Persian).
Darvishi M and Ranjbar A. 2014. Organic agriculture is a solution for sustainable rural development. Third national congress of organic and conventional agriculture, Mohaghegh Ardabili University. (In Persian).
Douglas H and Young Choi J. 2010. Overcoming the barriers to organic adoption in the United States: A look at pragmatic conventional producers in Texas. Journal sustainability, 2: 163-188.
Fazelnia M and Masoumi Jashni M. 2013. Challenges and Perspectives of Organic Agriculture Development in Rural Areas (Case Study: Rural Areas of Arsanjan). National Conference on Agricultural Science and Technology, Malayer University. (In Persian).
Gholami, M. 2015. Analysis of problems and problems of organic agriculture from the perspective of experts of East Azerbaijan Jihad Agricultural Organization. Master Thesis, Faculty of Agriculture, University of Tabriz. (In Persian).
Ghorbani M. 2009. Policies to support the production of organic greenhouse cucumbers in Khorasan Razavi province. Journal of Plant Science, 1: 42-47.
Hasheminejad A and Rezvanfar A. 2010. A study of barriers and problems of organic agriculture from the perspective of organic producers in Ravansar, Kermanshah province, proceedings of the first congress of fertilizer challenges in Iran: half a century of fertilizer consumption. (In Persian).
Hatefi M, Mohammadzadeh M and Shaban Ali Fami H. 2017. Analysis of obstacles and limitations of organic agriculture development from the perspective of experts of the Ministry of Jihad Agriculture, Journal of Agricultural Science and Sustainable Production, 27 (4). (In Persian).
Hooman, Haidar Ali. 2006. Multivariate data analysis in behavioral research. Second Edition, Peyk Farhang Publications, Tehran. (In Persian).
Karimi A, Sidighi H and Babaei A. 2011. Investigating the obstacles to the advancement of organic agriculture from the perspective of experts from the Ministry of Jihad for Agriculture, Iranian Journal of Agricultural Economics and Development Research, 42 (2): 231-242. (In Persian).
Mirdamadi M. and Khademi H. 2003. Organic Agriculture, Cognition and Strategies for Its Application, Jihad Magazine, No 26. (In Persian).
Palsova L, Schwarezova L, Schwarez P and Bandlerova A. 2014. The support of implementation of organic farming in the Slovak Repubhic in the context of sustainable development. Procedia-Social and Behavioral Sciences, 110: 520-529.
Papzan A and Shiri N. 2012. Investigation of obstacles and problems in the development of organic agriculture. Space Economics and Rural Development, 1: 126-113. (In Persian).
Pourjavid S and Ghanian M. 2019. Analysis of factors affecting farmers' attitudes towards organic farming (The case of Islamabad city). Iranian Agricultural Economics and Development Research, 50-2 (2). (In Persian).
Rajabi A, Shaban Ali Fami H and Pouratshi M. 2013. A study of the components of acceptance of organic agricultural products from the consumers' perspective (Case study of Karaj). Journal of Food Science and Industry, 38: 33-43. (In Persian).
Rasti M, Matin M and Atiqeh Chian A. 2011. Existing problems for the production of organic products. The first national conference on strategies for achieving sustainable agriculture. (In Persian).
Razavi S and Sajjadi A. 2013. Organic agriculture is a step towards development and empowerment. National conference on Sustainable Agricultural Development. (In Persian).
Rezaei R. 2014. Prioritizing the problems of organic farming from the perspective of farmers in Haj Arash village in Zanjan city. Third national congress of organic and conventional agriculture. Mohaghegh Ardabili University. (In Persian).
Rigby D, Young T and Burton M. 2001. The development of and prospects for organic farming in the U.K. Food policy, 26: 599-613.
Salazar RC. 2005. Social and institutional opportunities and constraints of organic agriculture in the Philipines. Stuttgart-Hohenheim, October 11-13.
Sandoughi A, Yadavar H, Raheli H and Haring AM. 2019. Identifying and explaining the driving factors of organic agricultural products market development. Iranian Journal of Agricultural Economics and Development Research, 50-2 (2): 295-310. (In Persian).
Sanjabi M. 2010. Perspectives of organic animal husbandry in the country, Barzegar, 53: 10-24. (In Persian).
Soleimani S. 2008. Factors affecting the acceptance of sustainable agriculture by wheat farmers covered by the wheat plan (Marvdasht region). Journal of Agricultural Extension and Economics, 1(3): 69-80.
Stolze M and Lampkin N. 2009. Policy for organic farming: Rationale and concepts. Food Policy, 34(3): 237-244.
Yaqubi J and Javadi A. 1393. Barriers to Organic Production from the Perspective of Agricultural Jihad Experts, Journal of Agricultural Science and Sustainable Production, 24 (1): 68-57.
Yaqubi J and Naseri A. 2010. Review of strategies for supporting organic workers in Iran, proceedings of the first national conference on sustainable agriculture and healthy product production, November 10 and 11, Isfahan Agricultural and Natural Resources Research Center, Isfahan. (In Persian).